دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آلبرت بندورا Albert Bandura

No image
آلبرت بندورا Albert Bandura

كلمات كليدي : زندگي نامه علمي آلبرت بندورا، تقويت جانشيني، سرمشق گيري، كارآمدي شخصي، روان شناسان نامدار

نویسنده : منيره دانايي

آلبرت بندورا در سال 1925 در شهر کوچکی واقع در آلبرتای کانادا متولد شد. او دوران دبستان خود را در مدرسه‌ای کوچک که فقط 20 دانش‌آموز و دو معلم داشت به اتمام رساند. بندورا در دانشگاه بریتیش کلمبیا[1] ثبت نام کرد و به علت داشتن اوقات بیکاری، در یک کلاس روان‌شناسی شرکت کرد. او از همان زمان به روان‌شناسی علاقه‌مند شد. بعد از فارغ‌التحصیلی با کارگران ساختمانی در ناحیه "یوکون" به پر کردن چاله چوله‌های بزرگراه آلاسکا[2] پرداخت. او مجذوب مردمی شد که در منطقه شمالی با آن‌ها روبرو شده بود و خود را در میان مجموعه جالبی از افرادی یافت که اکثرا از دست طلبکار، نفقه بگیر و ماموران ناظر بر آزادی مشروط فرار کرده بودند. او به آسیب‌شناسی روانی زندگی روزمره علاقه شدیدی پیدا کرد. بندورا مدرک دکتری خود را در رشته روان‌شناسی بالینی در سال 1952 از دانشگاه آیوا[3] دریافت کرد و به عضویت هیأت علمی دانشگاه استانفورد درآمد. بندورا نخستین کتاب معروف خود را در سال 1963 با همکاری اولین دانشجوی دوره دکتری خود به نام ریچارد والترز تحت عنوان "یادگیری اجتماعی و رشد شخصیت"[4] منتشر کرد. در این کتاب مفاهیم کلی و اصلی یادگیری اجتماعی بیان شد. او در سال 1973 به ریاست انجمن روان‌شناسان آمریکا انتخاب شد. طی سال‌های اخیر گرایش بندورا به ابعاد شناختی شخصیت به مراتب افزایش یافته است. در حال حاضر وی فرایندهای پیچیده شناختی را با روش‌های ظریف علمی و تجربی مورد بررسی قرار می‌دهد و برای بسیاری از روان‌شناسان معاصر یک الگوی عملی قابل قبول به شمار می‌رود.[5]

نظریه بندورا

رویکرد بندورا رفتارگرایانه است و در پژوهش‌های خود بر مشاهده رفتار آزمودنی‌های انسان تمرکز داشت. او به بررسی تأثیر تقویت بیرونی در فرایندهای تفکر مانند اعتقادات، انتظارات و آموزش‌ها می‌پردازد. بندورا معرف دیدگاه جدیدی به نام یادگیری اجتماعی بوده و با تأکید بر نقش عوامل شناختی، خلأ موجود در رفتارگرایی کلاسیک را پر کرده است. از نظر او پاسخ‌های رفتاری، مثل رباط‌ها یا آدم‌های ماشینی به طور خود به خودی به وسیله محرک‌های بیرونی شروع نمی‌شوند. بلکه واکنش‌ها به محرک‌ها، خودانگیخته می‌باشد. علاوه بر تقویت، فرایندهای شناختی فرد نیز در پاسخ به محرک سهیم‌اند. در واقع وقتی یک رفتار، تقویت بیرونی را به دنبال می‌آورد فرد هشیارانه پیش‌بینی می‌کند که رفتار کردن به همان شیوه همان تقویت را به دنبال دارد. بندورا معتقد است انسان‌ها توانایی سرمشق‌گیری[6] و تقویت جانشینی[7] را دارند. آن‌ها می‌توانند بدون تجربه مستقیم تمام رفتارها، به مشاهده رفتارهای سایر مردم بپردازند و نتایج رفتار آن‌ها را درک کنند و از طریق تقویت جانشینی دریابند که کدام رفتارها را انجام دهند و از انجام کدام رفتارها بپرهیزند. بنابراین فرایندهای شناختی در برنامه‌های تقویت تاثیر زیادی دارند و تغییر طرز تفکر افراد به رفتار شکل می‌دهند.[8] بندورا در مطالعات خود بر نقش سرمشق‌ها در شکل‌گیری رفتار تأکید کرده و به بررسی ویژگی‌هایی پرداخته است که در سرمشق‌گیری افراد مؤثرند. یافته‌های او نشان می‌دهد که به احتمال زیاد افراد از کسانی سرمشق می‌گیرند که از نظر سن و جنس شبیه آن‌ها باشند یا مسائلی شبیه به آن‌ها را حل ‌کنند. همچنین یافته‌ها نشان می‌دهد افراد تمایل دارند که تحت تأثیر سرمشق‌هایی قرار گیرند که از نظر منزلت و شخصیت دارای مقام بالایی باشند. همچنین نوع رفتار نیز بر میزان تقلید تأثیر دارد. معمولا رفتارهای ساده بیشتر از رفتارهای پیچیده و رفتارهای پرخاشگرانه نسبت به سایر رفتارها بیشتر تقلید می‌شوند. این امر به ویژه در کودکان بیشتر دیده می‌شود. در ضمن بندورا معتقد است که روان‌شناسی را نمی‌توان از یافته‌های پژوهش‌های اجتماعی جدا کرد و رفتار افراد را باید در موقعیت‌های اجتماعی و نه فردی مورد مطالعه قرار داد. یکی دیگر از مفاهیم مهمی که بندورا بیان کرد کارآمدی شخصی است. از دید بندورا کارآمدی شخصی به معنی احساس عزت نفس یا ارزش شخصی است که فرد در مواجهه با مسائل زندگی در خود می‌یابد. افراد دارای کارآمدی شخصی بالا افرادی دارای پشتکار قوی، نمرات درسی بالا، دارای اهداف شخصی عالی و موفق هستند. در مقابل، افراد دارای کارآمدی شخصی پایین افرادی هستند با اعتماد به نفس پایین و ناامید که در مواجهه با مسائل تلاشی برای پیروزی انجام نمی‌دهند و معتقدند اوضاع تغییری نخواهد کرد. بندورا برای درمان بیماری‌ها بر جنبه‌های بیرونی اختلال و شیوه سرمشق‌گیری تأکید داشت. به طور مثال او برای غلبه بر ترس کودک از مار، کودک را در شرایط امنی قرار ‌داده و از فاصله دور تصویر هم سن و سال او را که در حال بازی با مار کوچک و زیبایی است را به کودک نشان می‌داد. سپس کودک را به تدریج به موضوع نزدیک می‌کرد تا در نهایت بتواند با موضوع کنار بیاید. روش درمانی بندورا در از بین بردن هراس از مار، فضای بسته، فضای باز و ارتفاع بسیار مؤثر واقع شده است. همچنین روش او در معالجه اختلال‌های وسواس فکری – عملی، مشکلات جنسی و برخی اضطراب‌ها بسیار مفید واقع شده است.[9]

مقاله

نویسنده منيره دانايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نگاهی به عقاید نخستین فیلسوفان تاریخ

نگاهی به عقاید نخستین فیلسوفان تاریخ

نخستین فیلسوفان در قرن ششم ق.م و در میان کوچ نشین‌های آسیای صغیر و جنوب ایتالیا متولد شدند.
افلاطون در معارف اسلامی

افلاطون در معارف اسلامی

افلاطون در سال 428 پیش از میلاد در آئگنیای آتن به دنیا آمد و در سال 347 دیده از جهان گشود. نام اصلی وی آریستوکلس می‌باشد.
روسو؛ از در به دری تا شهرت

روسو؛ از در به دری تا شهرت

ژان ژاک روسو فیلسوف، اندیشمند و نویسنده معروف قرن هجدهم فرانسوی می‌باشد.
عدم توجه به خیر دیگران؟!‌

عدم توجه به خیر دیگران؟!‌

در مقالات پیشین به برخی از اشکالات مکتب لذت گرایی اپیکوری اشاره نمودیم.
واقع گرایی اخلاقی

واقع گرایی اخلاقی

واژه رئالیسم که در زبان فارسی اغلب به واقع‌گرایی ترجمه می‌شود یکی از مهم‌ترین و بحث‌انگیزترین اصطلاحات فلسفه است.

پر بازدیدترین ها

زندگی نامه فریدریش نیچه

زندگی نامه فریدریش نیچه

پدر او کشیش بود، اجداد پدری و مادری او نیز تا چند پشت کشیش بودند، خود او نیز تا پایان عمر واعظ و مبلغ ماند. برای آن به مسیحیت حمله می‌کرد که ریشه اخلاق و رفتار او در مسیحیت بود.
افلاطون و تاثیر پذیری از سقراط

افلاطون و تاثیر پذیری از سقراط

افلاطون بسیاری از اخلاقیات و تعالیم استاد خود، سقراط را به منصه ظهور رساند.
سارتر در تناقض معنا و پوچ گرایی

سارتر در تناقض معنا و پوچ گرایی

اشاره: ژان پل سارتر (‌jean paul sartre‌) فیلسوف پوچ گرای قرن بیستم فرانسه می‌باشد؛
No image

نگاهی به زندگی و آثار افلاطون

افلاطون در سال 428 پیش از میلاد در آئگنیای آتن به دنیا آمد، و در سال 347 دیده از جهان گشود.
No image

فلسفه دین ویتگنشتاینی

امروزه توافق فزاینده‌ای در بین فیلسوفان تحلیلی وجود دارد که لودویک ویتگنشتاین، فیلسوف انگلیسی اتریشی الاصل را بزرگ‌ترین فیلسوف قرن بیستم می‌دانند؛ با این مساله موافق باشیم یا نباشیم، یک نکته انکارناپذیر است و آن تاثیر خیره کننده ویتگنشتاین بر حوزه‌های مختلف فلسفی و حتی غیرفلسفی است.
Powered by TayaCMS