دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

احسان benefit

No image
احسان benefit

كلمات كليدي : نيكي، نيكوكاري،خوبي،فضايل

نویسنده : علي اكبريان تبريزي

معانی احسان در قرآن

واژه «احسان» از ریشه «حُسن» به معنای زیبایی و نیکی می‌باشد[1]که در قرآن در سه معنا به کار رفته است:

‌1ـ تفضّل و نیکی به دیگران،

2ـ انجام و سر و سامان دادن به امور و کارها به وجه نیکو و کامل،

3ـ انجام اعمال و رفتار صالح.

احسان در این کاربرد تقریباً مترادف با تقوا و پرهیزکاری است. از بررسی موارد کاربرد واژه «محسن» و مشتقاتش در قرآن، استفاده می‌شود که این واژه دارای دو معنی و کاربرد است: 1ـ‌ نیکی و خیر رساننده به دیگران، 2ـ انجام‌دهنده اعمال و رفتارهای صالح و نیک.

1ـ خوبی و نیکی به دیگران

در سوره بقره آیه 38 آمده است:

«وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَالْیتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا»

و (به یاد آورید) زمانی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را پرستش نکنید؛ و به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و بینوایان نیکی کنید؛ و با مردم به زبان خوش سخن بگویید.

و در آیه 60 سوره الرحمن آمده است:

«هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ»

آیاجزای نیکوکاری، جز نیکوکاری است؟

راغب اصفهانی در این‌باره می‌نویسد: « احسان این است که انسان بیش از آنچه وظیفه اوست انجام دهد و کمتر از آنچه حق او است را بگیرد.»

همچنین حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه درباره تفاوت رعایت عدالت ورزی با رعایت احسان و نیکوکاری می‌فرماید:

«العدل الانصاف و الاحسان التفضل»

عدل رعایت انصاف و احسان انعام و بخشش است.

2ـ کاری را به صورت کامل انجام دادن

در آیه 7 سوره سجده از قرآن کریم آمده است:

«الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیءٍ خَلَقَهُ»

کسی که هر چیز را که آفرید، نیکو آفرید.

در تفسیر نمونه درباره معنای آیه فوق آمده است: «آیه اشاره‌ای به نظام احسن آفرینش به طور عموم و سرآغازی برای بیان خلقت انسان و مراحل تکامل او به طور خصوص است: ‌«الذی أحسن کلّ شیءٍ خَلَقَه» و به هر چیز نیاز داشت داد و به تعبیر دیگر بنای کاخ عظیم خلقت بر «نظام أحسن» یعنی بر چنان نظامی استوار است که از آن زیباتر تصور نمی‌شود».

خداوند در آیه‌229 سوره بقرة می‌فرماید:

« الطَّلاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ»

طلاق دو بار است پس از آن یا باید او را به طور شایسته[همسر خود] نگاه داشت، یا به نیکی رها کرد.

منظور از «تسریح به احسان» یعنی رها کردن زن به نحو شایسته و نیکو انجام گیرد و همراه با اذیت و آزار نباشد‌ و به عبارت روشن‌تر، این کار به نحو احسن انجام گیرد. در تفسیر نمونه آمده است: «همان طور که رجوع و نگاهداری زن قید «معروف» دارد یعنی رجوع و نگاهداری باید بر اساس صفا و صمیمیت باشد، جدایی هم مقید به احسان است؛ یعنی تفرقه و جدایی باید از هر گونه امر ناپسندی مانند انتقام‌جویی و ابراز خشم و کینه خالی باشد».[2]

واژه احسان در همین معنا و کاربرد در نهج‌البلاغه نیز به کار رفته است:

«قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یحْسِنُهُ»[3]

ارزش هر انسانی به اندازه امور و کارهایی است که آنها را به نحو نیکویی انجام می‌دهد.

در این کلام مقدار و ارزش هر انسانی، مهارت و دانایی او بر انجام درست و نیکوی کارها، شمرده شده است. شاید به خاطر وجود همین نکته در عبارت فوق باشد که سید رضی جمع آوری کننده نهج‌البلاغه بعد از نقل عبارت بالا می‌نویسد: «و هی الکلمة التی لا تصاب لها قیمة و لا توزن بها حکمة و لا تقرن إلیها کلمة»[4]این از کلماتی است که قیمتی برای آن تصور نمی‌شود و هیچ حکمتی هم سنگ آن نبوده و هیچ سخنی والایی آن را ندارد.

3ـ‌ انجام کارهای نیک و رفتار صالح

در قرآن کریم آیه 10 سوره زمر آمده است:

« قُلْ یا عِبَادِ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَذِهِ الدُّنْیا حَسَنَهٌ»

بگو ای بندگان مومن از پروردگارتان پروا کنید، برای کسانی که در این دنیا نیکی کنند پاداش نیکو است».

در این آیه «احسان‌»‌ در مورد انجام اعمال نیکو و صالح و بروز رفتارهای شایسته به کار رفته است. در آیه 154 سوره انعام آمده است:

«ثُمَّ آتَینَا مُوسَى الْکِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِی أَحْسَنَ»

باری به موسی کتاب آسمانی دادیم، برای اینکه نعمت را بر کسی که نیکی [و اعمال و رفتار صالح] انجام داده بود...

در این آیه اعطای کتاب آسمانی به خاطر انجام اعمال و رفتار نیک و صالح از سوی حضرت موسی یا کلیه پیروان او (بنابر اختلاف تفاسیر) ذکر شده است.

احسان و نیکوکاری از منظر روایات

«الاِحْسانُ مَحَبّةٌ»[5]احسان و نیکی محبت است.

«الاِحْسانُ رَأسُ الْفَضْلِ»[6]احسان اساس فضیلت و خوبی‌هاست

«الاِحْسانُ ذُخرٌ وَ الکریمُ مَنْ حازَهُ»[7]نیکی کردن سرمایه انسان است و بزرگوار کسی است که آن را به دست آورد.

«الاِحْسانُ غُنمٌ»[8]نیکی کردن غنیمت است.

«کُلُّ مَعروفٍ اِحْسانٌ»[9]هر کار خوبی احسان و نیکی است.

«البَشاشةُ احسانٌ»[10]گشاده‌رویی احسان است.

اهمیّت وفضیلت احسان

«اِکْتِسابُ الحَسَناتِ مِنْ اَفْضَلِ المکاسِبِ»[11]تحصیل نیکی‌ها از برترین کسب‌هاست.

«رِأسُ الدِّینِ اِکْتِسابُ الحَسَناتِ»[12]اساس دین به دست آوردن نیکی‌هاست.

«قَدْرُ کُلُّ اِمْرِیٍ ما یُحْسِنُهُ»[13]منزلت هر شخصی به اندازه کارهای خیری است که انجام می‌دهد.

«الاِحسانُ یَسْتَرِقُ الاِنْسانَ»[14]احسان انسان را مدیون و بنده می‌کند.

«اَفْضَلُ الاِیمانِ الاِحْسانُ»[15]برترین ایمان نیکی کردن است.

«رأسُ الاِیمان الاحْسانُ الی الناس»[16]اساس ایمان نیکی کردن به مردم است.

«زِیْنَةُ الاِسْلامِ اِعْمالُ الاِحْسانِ»[17]احسان کردن زینت اسلام است.

«مِنْ شَرَفِ الْهِمَّةِ بَذْلُ الاِحْسانِ»[18]بذل احسان نشانه بلندی همّت است.

آثار و نتایج احسان و نیکی

«بِالاِحْسانِ یُسْتَعْبَدُ الاِنْسانُ»[19]احسان و نیکی انسان را بنده می‌کند.

«بِالاِحْسانِ تُمْلِکُ الْقُلُوبُ»[20]قلب‌ها با احسان تسخیر می‌شوند.

«بِالاِحْسانِ یُمْلِکُ الاَحْرارُ»[21]به وسیله احسان آزاد بنده می‌شود.

«بِالاِحْسانِ وَ تَغَمُّدِ الذُّنُوبِ بِالْغُفْرانِ یَعْظُمُ الْمَجْدُ»[22]با احسان و بخشودن گناهان مجد و عظمت انسان بیشتر می‌شود.

«مَنْ کَثُرَ اِحْسانُهُ کَثُرَ خَدَمُهُ وَ اَعْوانُهُ»[23]هر کس که احسان و نیکوکاری‌اش بسیار باشد، خدمت کنندگان و یارانش بیشتر می‌شوند.

«مَنْ اَحْسَنَ اِلی النّاسِ اِسْتَدامَ مِنْهُمْ المَحَبَّةَ»[24]هر کس که به مردم نیکی کند دوستی آن‌ها با او ادامه پیدا می‌کند.

«عَلَیْکُمْ بِالاِحْسانِ اِلی العِبادِ... تأمَنُوا عِنْدَ قیامِ الاَشْهادِ»[25]بر شما باد نیکی کردن به بندگان خدا...؛ چون از این طریق در قیامت از خطرها ایمن می‌شوید.

«مَنْ اَحْسَنَ اِکْتَسَبَ حُسْنَ الثَناءِ»[26]هر کس که نیکی کند ستوده می‌شود.

«لاْیُحْمَدُ اِلاّ مَنْ بَذَلَ اِحْسانَهُ»[27]ستوده نمی‌شود مگر کسی‌که احسان خویش را بذل کند.

مقاله

نویسنده علي اكبريان تبريزي
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نگاهی به عقاید نخستین فیلسوفان تاریخ

نگاهی به عقاید نخستین فیلسوفان تاریخ

نخستین فیلسوفان در قرن ششم ق.م و در میان کوچ نشین‌های آسیای صغیر و جنوب ایتالیا متولد شدند.
افلاطون در معارف اسلامی

افلاطون در معارف اسلامی

افلاطون در سال 428 پیش از میلاد در آئگنیای آتن به دنیا آمد و در سال 347 دیده از جهان گشود. نام اصلی وی آریستوکلس می‌باشد.
روسو؛ از در به دری تا شهرت

روسو؛ از در به دری تا شهرت

ژان ژاک روسو فیلسوف، اندیشمند و نویسنده معروف قرن هجدهم فرانسوی می‌باشد.
عدم توجه به خیر دیگران؟!‌

عدم توجه به خیر دیگران؟!‌

در مقالات پیشین به برخی از اشکالات مکتب لذت گرایی اپیکوری اشاره نمودیم.
واقع گرایی اخلاقی

واقع گرایی اخلاقی

واژه رئالیسم که در زبان فارسی اغلب به واقع‌گرایی ترجمه می‌شود یکی از مهم‌ترین و بحث‌انگیزترین اصطلاحات فلسفه است.

پر بازدیدترین ها

زندگینامه افلاطون

زندگینامه افلاطون

افلاطون احتمالا 427 سال پیش از میلاد مسیح در آتن بدنیا آمد. تولد او مصادف با دورانی بود که یونان باستان به اوج عظمت خود رسیده و شاید اندکی هم از قله عظمت گذشته در نشیب انحطاط افتاده بود.
عصر جدید

عصر جدید

عصر جدید از چه زمانی آغاز می‌شود؟ پرسش از «عصر جدید» پرسشی مدام است.
تفکر نیچه

تفکر نیچه

اراده به قدرت چیست؟ این اراده را با آنچه در علم‌النفس به نام یکی از استعدادهای نفسانی می‌شناسید نباید اشتباه کرد، بلکه حقیقت وجود و عین وجود مطلق است.
فلسفه افلاطون

فلسفه افلاطون

افلاطون برای بیان افکار خود وسیله مکالمه را ابداع کرد ـ وسیله ای که هدف زیبایی را با مقتضیات حقیقت آشتی میداد. مسلما تا آن زمان فلسفه در ظواهر بدان درخشندگی و تابناکی جلوه نکرده بود و از آن به بعد نیز بتحقیق کسی ظهور فلسفه را بدان شکوه و جلال ندیده است.
زندگی نامه فریدریش نیچه

زندگی نامه فریدریش نیچه

پدر او کشیش بود، اجداد پدری و مادری او نیز تا چند پشت کشیش بودند، خود او نیز تا پایان عمر واعظ و مبلغ ماند. برای آن به مسیحیت حمله می‌کرد که ریشه اخلاق و رفتار او در مسیحیت بود.
Powered by TayaCMS