دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اضطراب Anxiety

اضطراب، نوعی احساس کلی در این باره است که امکان دارد اتفاق خطرناکی روی دهد، ولی فرد مطمئن نیست که چه اتفاقی، در کجا و چه موقع قرار است روی دهد.
اضطراب Anxiety
اضطراب Anxiety

اضطراب، نوعی احساس کلی در این باره است که امکان دارد اتفاق خطرناکی روی دهد، ولی فرد مطمئن نیست که چه اتفاقی، در کجا و چه موقع قرار است روی دهد. در هنگام اضطراب، فرد فرار نمی‌کند و حتی ممکن است به چیزی نزدیک شود تا از خطر احتمالی بیشتر آگاهی یابد.[1] اضطراب، شامل چهار مؤلفه است:

یک. مؤلفه شناختی: به معنی انتظار خطری مبهم است.

دو. مؤلفه بدنی: شامل عناصر واکنش اضطراری مانند رنگ‌پریدگی پوست، تپش شدید قلب و ... است.

سه. مولفه عناصر هیجانی: شامل دلهره، وحشت و تشویش است.

چهار. مؤلفه‌های رفتاری: شامل عکس‌العمل‌های جنگ و گریز می‌باشد.[2]

به نظر رولومی، اضطراب عبارتست از: «ترسی که در اثر به خطر افتادن یکی از ارزش‌های اصولی زندگی شخص ایجاد می‌شود». اضطراب، محرکی بسیار قوی است که سبب ایجاد هیجان و به هم ریختن تعادل موجود می‌شود. امکان دارد این محرک مضر باشد و این بستگی دارد به درجه "ترس" و مقدار "خطری" که متوجه فرد است. اضطراب متعادل یا نرمال زمانی اتفاق می‌افتد که عکس‌العمل فرد با میزان خطر متناسب باشد. این اضطراب مفید است زیرا شخص را وادار به دفاع از خود در برابر خطرات می‌کند. بنابراین مقدار متعادل اضطراب، موجب رشد و تکامل شخصیت می‌شود. وقتی میزان اضطراب از این حد بالاتر رود، موجب اختلال در رفتار می‌شود. رولومی، معتقد است که اضطراب شدید متناسب با خطر نیست، همراه با تعارض و سرکوبی و سایر مشخصات غیرعادی است و با علایم مرضی و مکانیزم‌های دفاعی توأم است.[3]

اضطراب به عنوان یک تعارض ناهشیار

یکی از انواع اضطراب که توسط فروید مطرح شد، اضطراب روان‌رنجور[4] است. به نظر فروید، اضطراب روان‌رنجور ریشه در یک تعارض ناهشیار درونی دارد. وقتی که شخص تسلیم تکانه‌های نهاد می‌شود(به‌ویژه تکانه‌های ناهشیار جنسی و پرخاشگرانه) بین تکانه‌های نهاد و محدودیت‌هایی که خود و فراخود اعمال می‌کنند تعارض به وجود می‌آید.[5] در این نوع اضطراب، چون تعارض خود یک امر ناهشیار است بنابراین آدمی سبب اضطرابش را نمی‌داند. از آنجا که بسیاری از تکانه‌های نهاد با ارزش‌های اجتماعی یا شخصی در تضاد هستند، آدمی را دستخوش تهدید می‌کنند. دختر جوانی ممکن است احساسات خصمانه خود را نسبت به مادرش به هشیار خود راه ندهد؛ چون این احساس با اعتقاد وی به اینکه باید پدر و مادرش را دوست داشته باشد در تعارض است. وقتی این دختر به احساسات واقعی خود اقرار کند، خودپنداره‌اش را به عنوان "دختری مهربان" مخدوش کرده و با خطر از دست دادن محبت و حمایت مادر روبرو می‌شود. هر بار که وی نسبت به مادرش احساس خشم می‌کند، اضطرابی در او به وجود می‌آید که خود هشداری است برای خطری که در پیش است. در این هنگام وی برای راندن تکانه‌های اضطراب‌زا از بخش هشیار ذهن خود به تدابیر دفاعی دست می‌زند.[6]

اضطراب به عنوان پاسخ آموخته‌شده

در نظریه یادگیری اجتماعی به جای تعارض‌های درونی، شیوه‌هایی در معرض توجه قرار می‌گیرد که طی آن، اضطراب از راه یادگیری با برخی موقعیت‌ها مرتبط می‌شود. دختربچه‌ای که به خاطر عصیان در برابر خواسته‌هایش توسط والدین تنبیه می‌شود، درد تنبیه را به رفتار ابراز وجود پیوند می‌زند. پس از آن هر وقت که می‌خواهد ابراز وجود کند، مضطرب می‌شود. گاه ترس‌هایی که در دوران کودکی آموخته می‌شوند به دشواری خاموش می‌شوند. این دختربچه ممکن است هیچ‌گاه یاد نگیرد که ابراز خواست‌ها گاهی درست و پاداش‌یابنده است.[7] نتایج تحقیقات پژوهشگران روی حیوانات نشان داد، موقعیتی که بیشتر باعث کم شدن اضطراب حیوان شد، در یادگیری مؤثر واقع گردید؛ زیرا عکس‌العمل حیوان به واسطه تقلیل اضطراب تقویت شد. بنابراین به نظر می‌رسد که رفتار عصبی اگر باعث کم شدن اضطراب گردد آموخته می‌شود، حتی اگر از جنبه‌های اجتماعی و اخلاقی نیز ناپسند باشد. همچنین تنبیه بدون مقدمه و پیش‌بینی نشده در یادگیری، تأثیر سوء دارد و تنبیه مکرر زیان فوق‌العاده‌ای به یادگیری وارد می‌سازد. اگر بخواهیم این اصل را به رفتار بشر تطبیق دهیم به این نتیجه می‌رسیم که اگر کودکی را برای عملی تنبیه کنیم و در زمان دیگر او را برای همان عمل تشویق نماییم و یا اگر کودک را به‌طور دایم در معرض تنبیه قرار دهیم، نه تنها از یادگیری او جلوگیری کرده‌ایم بلکه بر اضطراب او نیز افزوده‌ایم.[8]

اکثر افراد نوروتیک و پسیکوتیک، کسانی هستند که در طفولیت زندگی ناآرام و مختلی داشته‌اند. به عبارت دیگر، همه کودکان مضطرب در بزرگسالی، نوروتیک نمی‌شوند ولی اغلب بزرگسالان نوروتیک در کودکی مضطرب و مشوش بوده‌اند.

    پی نوشت:
  • [1] کالات، جیمز؛ روان‌شناسی فیزیولوژیکی، ترجمه یحیی سیدمحمدی، تهران، روان، 1386، چاپ اول، ص 200.
  • [2] روزنهان، دیوید و سلیگمن، مارتین؛ آسیب‌شناسی روانی، ترجمه یحیی سیدمحمدی، تهران، ساوالان، 1379، چاپ اول، ج 1، ص 307.
  • [3] شاملو، سعید؛ بهداشت روانی، تهران، رشد، 1378، چاپ سیزدهم، ص 112.
  • [4] Neurotic anxiety
  • [5] آسیب‌شناسی روانی، ص 108.
  • [6] اتکینسون، ریتا و دیگران؛ زمینه روان‌شناسی، ترجمه محمدنقی براهنی و دیگران، تهران، رشد، 1378، چاپ هشتم، ج 2، ص 152.
  • [7] همان، ص 153.
  • [8] بهداشت روانی، ص 113.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نگاهی به عقاید نخستین فیلسوفان تاریخ

نگاهی به عقاید نخستین فیلسوفان تاریخ

نخستین فیلسوفان در قرن ششم ق.م و در میان کوچ نشین‌های آسیای صغیر و جنوب ایتالیا متولد شدند.
افلاطون در معارف اسلامی

افلاطون در معارف اسلامی

افلاطون در سال 428 پیش از میلاد در آئگنیای آتن به دنیا آمد و در سال 347 دیده از جهان گشود. نام اصلی وی آریستوکلس می‌باشد.
روسو؛ از در به دری تا شهرت

روسو؛ از در به دری تا شهرت

ژان ژاک روسو فیلسوف، اندیشمند و نویسنده معروف قرن هجدهم فرانسوی می‌باشد.
عدم توجه به خیر دیگران؟!‌

عدم توجه به خیر دیگران؟!‌

در مقالات پیشین به برخی از اشکالات مکتب لذت گرایی اپیکوری اشاره نمودیم.
واقع گرایی اخلاقی

واقع گرایی اخلاقی

واژه رئالیسم که در زبان فارسی اغلب به واقع‌گرایی ترجمه می‌شود یکی از مهم‌ترین و بحث‌انگیزترین اصطلاحات فلسفه است.

پر بازدیدترین ها

زندگینامه افلاطون

زندگینامه افلاطون

افلاطون احتمالا 427 سال پیش از میلاد مسیح در آتن بدنیا آمد. تولد او مصادف با دورانی بود که یونان باستان به اوج عظمت خود رسیده و شاید اندکی هم از قله عظمت گذشته در نشیب انحطاط افتاده بود.
زندگی نامه فریدریش نیچه

زندگی نامه فریدریش نیچه

پدر او کشیش بود، اجداد پدری و مادری او نیز تا چند پشت کشیش بودند، خود او نیز تا پایان عمر واعظ و مبلغ ماند. برای آن به مسیحیت حمله می‌کرد که ریشه اخلاق و رفتار او در مسیحیت بود.
دکارت؛ در دوراهی شک و یقین

دکارت؛ در دوراهی شک و یقین

اشاره: رنه دکارت در 31 مارس 1596 در لاهه فرانسه به دنیا آمد.
فلسفه اخلاق در دوران یونانی مآبی

فلسفه اخلاق در دوران یونانی مآبی

پس از مرگ اسکندر کبیر (356- 323 ق. م) دورانی آغاز می‌گردد که دوران یونانی مآبی در فرهنگ یونانی نامیده می‌شود.
قانون دیالکتیک  هگل در ترازوی نقد فلاسفه اسلامی و شهید مطهری

قانون دیالکتیک هگل در ترازوی نقد فلاسفه اسلامی و شهید مطهری

هر صاحب اندیشه‌ای باید از پدیده‌‌ای به نام غرب برداشت صحیحی داشته باشد. بویژه دانش‌پژوهان شرقی و بالاخص برای دانشجویان ایرانی شناخت غرب موضوعیت دارد زیرا چه سخن از تبادل با غرب باشد و چه بحث از تهاجم در مقابل غرب، باید غرب را ابتدا به عنوان یک رقیب، خوب شناخت.
Powered by TayaCMS