دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

برهان فطرت

No image
برهان فطرت

كلمات كليدي : برهان فطرت، فطرت، شناخت حضوري، خداشناسي فطري و شهودي

نویسنده : رضا میرزائی

واژه فطرت که در فارسی به «سرشت» ترجمه می شود، «مصدر نوعی» است و بر نوع آفرینش وخلقت دلالت می‌کند.[1] این واژه معمولا در مورد انسان به کار می‌رود و بر چیزی اطلاق می‌شود که نوع خلقت انسان اقتضای آن را داشته باشد و خدادادی و غیراکتسابی باشد.[2] امور فطری دارای سه ویژگی اساسی هستند، که عبارتند از :

1) در همه افراد آن نوع یافت می‌شوند، اگر چه ممکن است کیفیت آنها در افراد مختلف، از نظر شدت وضعف متفاوت باشد.

2) امور فطری همواره ثابت هستند وبا گذشت زمان، تغییر نمی‌کنند.

3) امور فطری از آن جهت که فطری و مقتضای آفرینش‌اند، نیاز به تعلیم و تعلم ندارند، هرچند، تقویت و یادآوری یا جهت دادن به آنها ممکن است نیاز به آموزش و استدلال داشته باشد.

می‌توان امور فطری انسان را به دو دسته تقسیم کرد:

1) شناخت‌های فطری که هر انسانی بدون نیاز به آموزش از آنها برخوردار است .

2) میل‌ها و گرایش‌های فطری که مقتضای آفرینش هر فردی است.

بنابراین اگر نوعی شناخت خدا برای هر فردی ثابت باشد که نیازی به آموزش و فراگیری نداشته باشد، می‌توان آن را «خداشناسی فطری» نامید.[3] که از آن به برهان فطرت هم تعبیر می‌شود. به عبارت دیگر فطری بودن شناخت خدا بدین معناست که دل انسان با خدا آشناست و در ژرفای روحِ وی، مایه‌ای برای شناخت آگاهانه خدا وجود دارد که قابل رشد و شکوفایی است. اما این مایه فطری، در افراد عادی به گونه‌ای نیست که ایشان را به کلی بی‌نیاز از اندیشیدن و استدلال عقلی کند.[4] گاهی هم گفته می‌شود، خداجویی امری فطری است؛ این بدین معناست، که انسان به حسب فطرت خود به سوی خداوند گرایش دارد و این گرایش او را وادار می‌کند که درصدد شناخت و پرستش او برآید. یعنی یک انجذاب قلبی به طرف خدا وجود دارد که موجب می شود انسان به جستجوی خدا بپردازد. گاهی هم گفته می‌شود خداپرستی امری فطری است؛ یعنی در انسان گرایشی وجود دارد که می‌خواهد در مقابل خدای متعال خضوع و خشوع و کرنش کند و این خواستی است که جز با پرستش خدا ارضاء نمی‌شود.[5] اگر در طول تاریخ انسانها به پرستش غیر خدا پرداخته‌اند، در واقع اشتباه آنها در تعیین مصداق خدا بوده است، و پیامبران الهی می آمدند تا انسان را متوجه اشتباهش بکنند.

در مورد خداشناسی فطری دو نوع شناخت ممکن است مطرح شود؛ یکی شناخت حضوری و شهودی. دیگری شناخت حصولی و ذهنی و عقلی، یعنی شناختی که عقل نسبت به خدا دارد. منظور از شناخت حضوری نسبت به خدا این است که انسان بر اساس خلقتش در اعماق قلبش یک رابطه وجودی با خدا دارد که اگر به عمق قلب خودش توجه کافی نماید این رابطه را می‌یابد و شهود می‌کند. منظور از خداشناسی فطری به معنای دوم هم این است که انسان بدون نیاز به تلاش می‌تواند با همان عقل فطری و خدادادی که دارد به آسانی پی به وجود خداوند ببرد. اما آن چه که مهم‌تر است شناخت حضوری است چرا که شناخت های عقلانی همیشه شناخت‌هایی کلی هستند و با آن فقط می‌توان ثابت کرد که این جهان خالق و آفریننده‌ای دارد ولی خود آفریننده را به ما نشان نمی‌دهند. اما اگر شناخت فطری ما به خدا از نوع شهودی و حضوری باشد، یک نوع معرفت شخصی خواهد بود که خود خدا و خالق را به ما نشان می‌دهد و شخص رابطه دل خود را با خدا درمی یابد. لذا انسان گاهی اوقات که در مشکلات لاینحل قرار می‌گیرد و دست امیدش از همه جا کوتاه می‌شود،‌ در درون خود توجه به خدا را می‌یابد.[6] این همان راهی است که عرفا برای شناخت خدا پیشنهاد می‌کنند. سیر عرفانی و راه رسیدن به معرفت شهودی و قلبی براین اساس است که توجه انسان به درون متمرکز شود و انسان در عمق دلش رابطه خود با خدا را بیابد.[7] در آیات و روایات متعددی به فطری بودن خداشناسی اشاره شده است، از جمله آیه 30 سوره روم که می‌فرماید: «پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن. این فطرتی است که خداوند انسان ها را بر آن آفریده است. دگرگونی در آفرینش الهی نیست. این است آیین استوار. ولی بیشتر مردم نمی دانند.» همچنین حضرت علی (ع) در خطبه اول نهج البلاغه می‌فرمایند: «پس رسولانش را در میان بندگانش قرار داد و پیامبرانش را پیاپی فرستاد تا از آنان بخواهند حق میثاق فطرت را بگذارند و نعمتی را که فراموش شان شده است، به یادشان آورند». «حمد و سپاس خدایی راست که حمد خود را به بندگان الهام کرده و سرشت آنها را بر معرفت خود آفریده است». [8]

مقاله

نویسنده رضا میرزائی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نگاهی به عقاید نخستین فیلسوفان تاریخ

نگاهی به عقاید نخستین فیلسوفان تاریخ

نخستین فیلسوفان در قرن ششم ق.م و در میان کوچ نشین‌های آسیای صغیر و جنوب ایتالیا متولد شدند.
افلاطون در معارف اسلامی

افلاطون در معارف اسلامی

افلاطون در سال 428 پیش از میلاد در آئگنیای آتن به دنیا آمد و در سال 347 دیده از جهان گشود. نام اصلی وی آریستوکلس می‌باشد.
روسو؛ از در به دری تا شهرت

روسو؛ از در به دری تا شهرت

ژان ژاک روسو فیلسوف، اندیشمند و نویسنده معروف قرن هجدهم فرانسوی می‌باشد.
عدم توجه به خیر دیگران؟!‌

عدم توجه به خیر دیگران؟!‌

در مقالات پیشین به برخی از اشکالات مکتب لذت گرایی اپیکوری اشاره نمودیم.
واقع گرایی اخلاقی

واقع گرایی اخلاقی

واژه رئالیسم که در زبان فارسی اغلب به واقع‌گرایی ترجمه می‌شود یکی از مهم‌ترین و بحث‌انگیزترین اصطلاحات فلسفه است.

پر بازدیدترین ها

زندگینامه افلاطون

زندگینامه افلاطون

افلاطون احتمالا 427 سال پیش از میلاد مسیح در آتن بدنیا آمد. تولد او مصادف با دورانی بود که یونان باستان به اوج عظمت خود رسیده و شاید اندکی هم از قله عظمت گذشته در نشیب انحطاط افتاده بود.
فلسفه افلاطون

فلسفه افلاطون

افلاطون برای بیان افکار خود وسیله مکالمه را ابداع کرد ـ وسیله ای که هدف زیبایی را با مقتضیات حقیقت آشتی میداد. مسلما تا آن زمان فلسفه در ظواهر بدان درخشندگی و تابناکی جلوه نکرده بود و از آن به بعد نیز بتحقیق کسی ظهور فلسفه را بدان شکوه و جلال ندیده است.
No image

فلسفه بوناونتورا

آشنایی با نظام فکری بوناونتورا، اندیشمند ایتالیایی قرن سیزدهم میلادی می‌تواند مقدمه‌ای باشد برای ورود به جهان اندیشه مسیحی قرون وسطی که یکی از مبانی شکل دهنده تفکر غرب است، فیلسوفی که با ترکیب آگاهانه فلسفه یونان و کلام و عرفان مسیحی نظام فکری منسجمی از این آموزه‌ها ایجاد کرده است.
تفکر نیچه

تفکر نیچه

اراده به قدرت چیست؟ این اراده را با آنچه در علم‌النفس به نام یکی از استعدادهای نفسانی می‌شناسید نباید اشتباه کرد، بلکه حقیقت وجود و عین وجود مطلق است.
عصر جدید

عصر جدید

عصر جدید از چه زمانی آغاز می‌شود؟ پرسش از «عصر جدید» پرسشی مدام است.
Powered by TayaCMS