دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عدالت در دولت نبوی

No image
عدالت در دولت نبوی

كلمات كليدي : تاريخ ، پيامبر(ص)، عدالت، دولت

نویسنده : فاطمه پهلوان پور

عدالت در سیره نبوی جایگاه مشخص و بسیار والایی دارد. پیامبر(ص) اعظم(ص) به منظور برقراری عدالت در همه زمینه‌ها، نهایت سعی و کوشش خود را مبذول داشت. از دید آن حضرت بین سیاه و سفید فرقی وجود ندارد و جز علم و تقوا کسی بر دیگری فضیلت و برتری ندارد.

در سیره پیامبر(ص) اعظم(ص) عدالت در جنبه‌های فردی و اجتماعی وجود دارد و خود ایشان اجرا کننده عدل و قسط بود تا آنجا که حضرت امیرالمومنین علی(ع) در وصف ایشان می‌فرماید: «سیرتش (سیرت پیامبر(ص)) میانه روی است، آیینش راهنماینده، کلامش جدا کننده حق از باطل و داوری‌اش قرین عدالت بود.»[1]

از کلام گوهربار ایشان است: «برابری انسانها با یکدیگر مثل دندانه‌های شانه است یا همچون پیمانه‌های برابرند».[2] «عادلترین مردم کسی خواهد بود که برای مردم همان را بپسندد و بدان رضایت دهد که برای نفس خود نمی‌پسندد و بر آنان آنچه را برای خود روا نمی‌دارد، روا ندارد.»[3]

عدالت در سطح نظام سیاسی

تحقق عدالت و برابری یکی از اهداف رسالت پیامبر(ص) بود. قرآن کریم در این‌باره می‌فرماید: «براستی که پیامبر(ص)انمان را همراه با پدیده‌های روشنگر فرستادیم و همراه آنان کتاب آسمانی و میزان فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند...».[4]

پیامبر(ص)‌اکرم(ص) عدل را میزان خداوند در زمین می‌داند[5] و می‌فرماید: «اگر می‌خواهید شما را از امارت و رهبری باخبر سازم اولش ملامت است و دومش ندامت و سومش عذاب روز قیامت؛ مگر آن کس که عدالت ورزد».[6] این سخن از پیامبر(ص) نشان دهنده ارزش اجرای عدالت و سختی این کار است. هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه تأثیر مهمی بر تشکیل دولت داشت و این مسئله در تحقق عدالت و امنیت مؤثر بود و نقش بسزائی در این زمینه داشت و این امر از آن رو با اهمیت است که پیامبر(ص) با شعار توحید و یگانگی و برابری انسانها با یکدیگر و اسکان در مدینه و تمرکز در آن راه را برای ایجاد دولت و تحقق امنیت و عدالت هموار نمود.[7]

عدالت در اجرای قانون

پیامبر(ص) در جهت اجرای بهتر عدالت در جامعه و رفع خصومات، ساختاری برای قضاوت و دادرسی پدید آورد و خود نخستین قاضی حکومت اسلامی بود. او که خود در نگاه کردن به اطرافیانش نیز عدالت می‌ورزند،[8] نماد کاملی از قضاوت صحیح و عادلانه در جامعه بود. برای نمونه در فتح مکه زنی از اشراف قبیله بنی مخزوم مرتکب سرقت شد و از نظر قضایی جرمش آشکار شد، خویشاوندان آن زن که اجرای حد را برای شرافت قبیله‌ای خود زیانبار می‌دیدند، اسامه بن زید که نزد پیامبر(ص) ارج و قربی داشت را وادار به شفاعت نمودند؛ اما همین که اسامه زبان به شفاعت گشود، آن حضرت خشمگین شد و فرمود: «مگر می‌توان حدود و قانون را اجرا نکرد» و فوراً دستور مجازات را صادر کرد و نیز فرمود: «اقوام و ملل پیشین دچار سقوط شدند؛ زیرا در اجرای قانون تبعیض روا می‌داشتند. قسم به خدایی که جانم در دست اوست در اجرای قانون درباره هیچ کس کوتاهی و سستی نمی‌کنم؛ اگرچه مجرم از نزدیکان من باشد.»[9]

قرآن کریم بر اجرای عدالت و داوری به حق اصرار ورزیده و می‌فرماید: «هرگاه میان مردم حکم کردید، باید به عدالت حکم کند.»[10] حتی گفتار شما نیز بر اساس عدالت باشد، «و هنگامی که سخن می‌گویید عدالت را رعایت نمایید.»[11]

عدالت در جنگ در برخورد با دشمنان

پیامبراعظم(ص) همواره رعایت اصول انسانی در جنگ و عدالت در قبال دشمن را تأکید می‌کند. ایشان وقتی لشگر اسلام را بسیج می‌کرد، تمام افراد لشگر را احضار نموده و به ایشان می‌فرمود: «بروید به نام خدای تعالی و استقامت بجوئید به خدای و در راه خدا و بر ملت پیغمبر خدا جهاد کنید، مکر نکنید، از غنائم سرقت نکنید و کفار را بعد از قتل مثله نکنید و پیران و اطفال و زنان را نکشید و حیوانات اهلی را نکشید... هرگز آب مشرکان را زهر آلود نکنید، شبیخون بر دشمن نزنید...»[12]

پیامبر(ص) خود مظهر کامل عدالت بود. هنگامی که پیامبر(ص) نزد قبیله یهودی بنی‌نضیر رفت تا در پرداخت دیه مقتول از طایفه بنی‌عامر که به دست یکی از مسلمانان به نام عمرو بن امیه کشته شده بود، از آنها یاری و کمک بگیرد، آنان در نهان توطئه کردند که رسول‌خدا(ص) را به قتل برسانند، خداوند آن حضرت را آگاه کرد. پیامبر(ص) به مسلمانان دستور آماده باش برای جنگ داد و این آیه درباره یهودیان توطئه‌گر و پیمان‌شکن نازل شد. «هرگز دشمنی با قومی شما را به بی‌عدالتی وادار نکند، به عدالت رفتار کنید که به تقوا نزدیکتر است».[13] پیامبر(ص) به مسلمانان تذکر داد که مبادا به سبب دشمنی با یهود با بی‌عدالتی رفتار کنید، این در حالی بود که بنی‌نضیر با پیامبر(ص) پیمان بسته بودند که هرگز به ضرر رسول‌خدا(ص) و یاران او قدمی برندارند و به وسیله زبان و دست ضرری به او نرسانند،... هرگاه برخلاف متن پیامبر(ص) رفتار کنند، دست پیامبر(ص) در ریختن خون و ضبط اموال و اسیر کردن زنان و فرزندان آنها بازخواهد بود.[14]

عدالت در ادای حق الناس

پیامبر(ص) خود را نیز از اجرای عدالت مستثنی نمی‌کرد و فوق قانون برنمی‌شمرد. آن حضرت روزی به مسجد رفت و در خطابه‌ای فرمود: «خدا سوگند یاد کرده است در روز جزا از ظلم هیچ ظالمی نمی‌گذرد. اگر به کسی از شما ستمی از من رفته من حاضرم به قصاص تن بدهم. شخصی به نام سواده بن قیس به پا خاست و گفت: یا رسول‌الله روزی که از طائف برمی‌گشتی و عصا را در دست خود حرکت می‌دادی به شکم من خورد و مرا رنجاند. حضرت فرمود: اگرچه این کار را عمداً نکردم؛ اما به حکم قصاص تسلیم می‌شوم و فرمان داد، همان عصا را بیاورند و به دست سواده داد. سواده گفت: نه من شما را می‌بخشم، فرمود: خدا نیز تو را ببخشد.[15]

پیامبر(ص) خالد بن ولید را برای تبلیغ و شکستن بت عزی به سرزمین قبیله جزیمه بن عامر رهسپار کرد[16] و به او دستور داد که خونی نریزد و از در جنگ وارد نشود؛ اما وی به دستور پیامبر(ص) عمل نکرد و عده‌ای از بنی‌جذیمه را به قتل رساند، وقتی پیامبر(ص) خبر را شنید، بی‌درنگ به علی(ع) مأموریت داد که به میان قبیله مزبور برود و خسارت جنگ و خون‌بهای افراد را به طور دقیق بپردازد. علی(ع) نیز به طرز عادلانه‌ای فرمان را اجرا کرد، پیامبر(ص) روش عادلانه علی(ع) را تحسین کرده و رو به قبله ایستاد و به حالت استغاثه گفت: خدایا تو آگاهی که من از جنایت خالد بیزارم و من هرگز به او دستور جنگ نداده بودم.[17]

عدالت در تقسیم اموال

مهمترین چیزی که پیامبر(ص) در نظر داشت این بود که اموال به گونه‌ای تقسیم شود که اختلاف طبقاتی، افراد در اموال و دارایی از بین برود یا به حداقل ممکن برسد و هم چنین رسول‌خدا(ص) در دادن حقی که به مردمان تعلق می‌گرفت، هیچ تبعیضی روا نمی‌داشت و میان فرزندان اسماعیل(اعراب) و فرزندان اسحاق(غیر اعراب) تفاوتی نمی‌گذاشت، سفید را بر سیاه، توانگر را بر ناتوان برتری نمی‌داد، چنانکه در تقسیم غنایم بذر عمل کرد.[18]

پیامبر(ص)اکرم(ص) در هر شرایطی بر قسط و عدالت پایداری می‌ورزید و هیچ مرزی از مرزهای آن را نمی‌درید از ابوسعید خدری نقل شده است که در یکی از روزها که پیامبر(ص) مشغول تقسیم مالی میان ما بود، ذو‌الخیصره که مردی از بنی‌تمیم بود گفت: ای رسول‌خدا به عدالت تقسیم کن، حضرت فرمود: وای بر تو اگر من عدالت نداشته باشم چه کسی به عدالت رفتار می‌کند؛ اگر من عادل نباشم تو زیان برده‌ای[19]

عدالت در رفتار با فرزندان

اسلام عدالت را در همه شئون زندگی ضروری می‌داند، حتی در رفتار والدین با فرزندان نیز رعایت عدالت را ضروری می‌داند. باری مثال، روزی مردی از بین دو فرزند خود، یکی از بوسید رسول‌خدا(ص) او را دید و به او فرمود: چرا بین دو فرزندت عدالت را رعایت نکردی و هر دو را نبوسیدی؟[20]

مقاله

نویسنده فاطمه پهلوان پور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نگاهی به عقاید نخستین فیلسوفان تاریخ

نگاهی به عقاید نخستین فیلسوفان تاریخ

نخستین فیلسوفان در قرن ششم ق.م و در میان کوچ نشین‌های آسیای صغیر و جنوب ایتالیا متولد شدند.
افلاطون در معارف اسلامی

افلاطون در معارف اسلامی

افلاطون در سال 428 پیش از میلاد در آئگنیای آتن به دنیا آمد و در سال 347 دیده از جهان گشود. نام اصلی وی آریستوکلس می‌باشد.
روسو؛ از در به دری تا شهرت

روسو؛ از در به دری تا شهرت

ژان ژاک روسو فیلسوف، اندیشمند و نویسنده معروف قرن هجدهم فرانسوی می‌باشد.
عدم توجه به خیر دیگران؟!‌

عدم توجه به خیر دیگران؟!‌

در مقالات پیشین به برخی از اشکالات مکتب لذت گرایی اپیکوری اشاره نمودیم.
واقع گرایی اخلاقی

واقع گرایی اخلاقی

واژه رئالیسم که در زبان فارسی اغلب به واقع‌گرایی ترجمه می‌شود یکی از مهم‌ترین و بحث‌انگیزترین اصطلاحات فلسفه است.

پر بازدیدترین ها

زندگی نامه فریدریش نیچه

زندگی نامه فریدریش نیچه

پدر او کشیش بود، اجداد پدری و مادری او نیز تا چند پشت کشیش بودند، خود او نیز تا پایان عمر واعظ و مبلغ ماند. برای آن به مسیحیت حمله می‌کرد که ریشه اخلاق و رفتار او در مسیحیت بود.
افلاطون و تاثیر پذیری از سقراط

افلاطون و تاثیر پذیری از سقراط

افلاطون بسیاری از اخلاقیات و تعالیم استاد خود، سقراط را به منصه ظهور رساند.
سارتر در تناقض معنا و پوچ گرایی

سارتر در تناقض معنا و پوچ گرایی

اشاره: ژان پل سارتر (‌jean paul sartre‌) فیلسوف پوچ گرای قرن بیستم فرانسه می‌باشد؛
No image

نگاهی به زندگی و آثار افلاطون

افلاطون در سال 428 پیش از میلاد در آئگنیای آتن به دنیا آمد، و در سال 347 دیده از جهان گشود.
No image

فلسفه دین ویتگنشتاینی

امروزه توافق فزاینده‌ای در بین فیلسوفان تحلیلی وجود دارد که لودویک ویتگنشتاین، فیلسوف انگلیسی اتریشی الاصل را بزرگ‌ترین فیلسوف قرن بیستم می‌دانند؛ با این مساله موافق باشیم یا نباشیم، یک نکته انکارناپذیر است و آن تاثیر خیره کننده ویتگنشتاین بر حوزه‌های مختلف فلسفی و حتی غیرفلسفی است.
Powered by TayaCMS