دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صلاحیت ذاتی دادگاه

No image
صلاحیت ذاتی دادگاه

صلاحیت در لغت به معنای شایسته بودن و اهلیت داشتن است.[1] در اصطلاح حقوقی صلاحیت به طور کلی عبارت از تکلیف و حقی است که مرجع قضاوتی در رسیدگی به دعاوی و شکایات به حکم قانون دارا می‌باشد.[2] به عبارت دیگر شایستگی قانونی دادگاه برای رسیدگی به دعوا را صلاحیت گویند[3].

شخص برای اقامه دعوا باید به مرجعی که شایستگی آن را دارد مراجعه نماید. برای تشخیص مرجع قضاوتی صالح، یعنی مرجعی که به حکم قانون شایستگی و تکلیف رسیدگی به دعوا و صدور رأی را دارد، باید قواعد صلاحیت از دو نقطه نظر ذاتی (مطلق) و نسبی مورد بررسی قرار گیرد.[4] صلاحیت ذاتی امری اساسی بوده و در مقایسه با صلاحیت نسبی از اهمیت بیشتری برخوردار است. صلاحیت ذاتی دادگاه بر اساس سه عامل صنف، درجه و نوع دادگاه مشخص می شود[5] که توضیح این سه عنصر در ادامه خواهد آمد.

الف) تشخیص صلاحیت از جهت صنف

برای تشخیص صنف مرجع صالح باید توجه داشت که در حال حاضر، مراجع تشکیل دهنده سازمان قضاوتی ایران، به دو صنف یعنی مراجع قضایی (مدنی و کیفری) و مراجع اداری تقسیم می شوند. برای نمونه، دادگاه عمومی از صنف قضایی و دیوان عدالت اداری از صنف اداری است. بنابراین در تعیین مرجعی که از حیث صنف صالح است باید ابتدا به این موضوع توجه شود که دعوا باید در مرجع اداری مطرح شود و یا در صلاحیت مراجع قضایی است. همچنین در تشخیص صنف مرجع باید معیارهای تفکیک مرجع مدنی از کیفری مورد توجه قرار گیرد. به عبارت روشن تر، صلاحیت مراجع قضایی نسبت به مراجع اداری و بالعکس، صلاحیت ذاتی است. صلاحیت مراجع حقوقی نسبت به مراجع کیفری نیز ذاتی شمرده می شود.[6]

ب) تشخیص صلاحیت از جهت نوع مرجع قضاوتی

مراجع حقوقی از جهت نوع، به مراجع عمومی و اختصاصی (استثنایی) تقسیم می شوند. مرجع عمومی در هر صنف، مرجعی است که صلاحیت رسیدگی به کلیه امور، به جز آنهایی که صریحاً در صلاحیت مراجع اختصاصی آن صنف قرار گرفته، دارا می باشد. مرجع استثنایی، در هر صنف، مرجعی است که صلاحیت رسیدگی به هیچ امری را ندارد جز آنهایی که صریحاً در صلاحیت آن قرار گرفته باشد. به عنوان مثال در صنف قضایی، دادگاه عمومی، مرجع عمومی قضایی و دادگاه انقلاب مرجع اختصاصی قضایی است.[7]

ج) تشخیص صلاحیت از جهت درجه دادگاه‌ها

در هر یک از مراجع قضاوتی نیز درجاتی وجود دارد. مثلاً محاکم حقوقی به بدوی و تجدیدنظر تقسیم می‌شوند. رسیدگی بدوی طبق قانون لزوماً باید در دادگاه نخستین انجام شود. بر اساس ماده‌ی 10 قانون آیین دادرسی مدنی، دادگاههای عمومی و انقلاب جزء دادگاههای نخستین دانسته شده‌اند. به همین ترتیب دادگاه رسیدگی کننده به درخواست تجدیدنظر نیز دادگاه تجدیدنظر همان استان می‌باشد.[8] بنابراین در حال حاضر، صلاحیت دادگاه عمومی (بدوی) نسبت به دادگاه تجدیدنظر استان و بالعکس، ذاتی می‌باشد.[9]

بدین ترتیب در تعیین صلاحیت ذاتی یک مرجع قضاوتی باید گفت، هنگامی که قصد اقامه دعوایی را داریم؛ ابتدا باید ببینیم که از جهت صنف این دعوا راجع به «محاکم حقوقی» است یا «محاکم جزایی» (که در فرض ما دعوا راجع به محکمه حقوقی است.)، سپس به درجه دادگاه توجه می‌کنیم. در صورتی که در آغاز دعوا هستیم باید به محاکم بدوی رجوع کنیم و بالاخره از جهت نوع دادگاه، باید به موضوع دادخواست توجه کرد. اگر موضوع دعوای ما در حیطه دادگاه های عمومی می‌باشد باید به دادگاه عمومی رجوع نمود؛ مانند مطالبه‌ی ثمن معامله و اگر موضوع دعوای ما مربوط به محاکم اختصاصی یا استثنایی می‌باشد، باید به این محاکم رجوع نمود. به عنوان مثال برای مطالبه نفقه و درخواست طلاق، از سوی زوجه باید به دادگاه مدنی خاص یا خانواده که یک مرجع اختصاصی است مراجعه شود.[10]

ویژگی های قواعد صلاحیت ذاتی

قواعد مربوط به صلاحیت ذاتی به نظم عمومی مربوط بوده و از جمله قواعد آمره انگاشته می شود. بنابراین، برای اعمال این قواعد، لازم نیست که حتماً طرفهای دعوا بر عدم صلاحیت ایراد کنند؛ بلکه به موجب بند 1 ماده 371 م ماده 352 قانون آیین دادرسی مدنی حتی در صورت عدم ایراد عدم صلاحیت، دادگاه تجدیدنظر خود می تواند رأی صادره را نقض کند.[11] نکته مهم دیگر در مورد صلاحیت ذاتی آن است که چون این قواعد مربوط به نظم عمومی است، لذا اصحاب دعوا نمی توانند بر اساس توافق با هم به محکمه فاقد صلاحیت ذاتی مراجعه و به رسیدگی آن محکمه تراضی نمایند و این قواعد به هیچ وجه قابل اغماض نیست.[12]

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادیان و عرفانهای نوظهور

ادیان و عرفانهای نوظهور

جنبش‌های نوپدید دینی، که مخففاً تحت عنوان (NRMs ) شناخته می‌شوند، دین‌های جایگزین آیین‌ها و کیش‌ها هر یک در ادبیات علوم اجتماعی تعریف فنی خاصی دارند، همچنین گاه از واژه معنویتاستفاده می‌شود.
منجی از منظر تاریخ و ادیان

منجی از منظر تاریخ و ادیان

به باور زرتشتیان، در روزگار پس از زرتشت، در پایان هر هزاره یک منجی از نسل زرتشت ظهور خواهد کرد
عرفان های کاذب و کاهش نقش دین در زندگی

عرفان های کاذب و کاهش نقش دین در زندگی

سیر فروکاهشی دین از جمله خطرات این عرفان‌ها و ادیان جدید می‌باشد که نسخه‌های سطحی ادیان سنّتی می‌باشند.
شریعت گریزی عرفان های کاذب

شریعت گریزی عرفان های کاذب

با توجه به برآورد موسسات نظر سنجی در غرب، گرایش به اسلام در غرب بسیار زیاد است، به گونه‌ای که حتی گرویدن به اسلام و مسلمان شدن، نوعی تشخص محسوب شده و مایه افتخار است.
عرفان های کاذب،سراب نیاز معنوی جوان

عرفان های کاذب،سراب نیاز معنوی جوان

جنگ نرم بحثی است که خصوصاً در دو سال اخیر توجه تمام همه آحاد جامعه را به خود جلب کرده است؛

پر بازدیدترین ها

ماهیت صوفی گری

ماهیت صوفی گری

صوفی‌گری چیست و چه شان و جایگاهی در میان ارزش‌ها و آموزه‌های اسلام ناب دارد؟
شریعت گریزی عرفان های کاذب

شریعت گریزی عرفان های کاذب

با توجه به برآورد موسسات نظر سنجی در غرب، گرایش به اسلام در غرب بسیار زیاد است، به گونه‌ای که حتی گرویدن به اسلام و مسلمان شدن، نوعی تشخص محسوب شده و مایه افتخار است.
منجی از منظر تاریخ و ادیان

منجی از منظر تاریخ و ادیان

به باور زرتشتیان، در روزگار پس از زرتشت، در پایان هر هزاره یک منجی از نسل زرتشت ظهور خواهد کرد
نگاهی به عرفان های کاذب

نگاهی به عرفان های کاذب

در دنیای پرهیاهو و آشفته که در آن ارزش‌های اسلامی به شدت رنگ باخته و قدرت و ثروت هدف نهایی جلوه داده می‌شود
عرفان های کاذب،سراب نیاز معنوی جوان

عرفان های کاذب،سراب نیاز معنوی جوان

جنگ نرم بحثی است که خصوصاً در دو سال اخیر توجه تمام همه آحاد جامعه را به خود جلب کرده است؛
Powered by TayaCMS