دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آرزو

آرزو برای امت من رحمت است. اگر آرزو نبود هیچ مادری به فرزند خود شیر نمی داد و هیچ باغبانی درختی در زمین نمی نشاند. (برگرفته از نقطه های آغاز در اخلاق عملی آیت الله مهدوی کنی)
آرزو
آرزو

آرزو[1]

قال رسول الله(ص):ألامل رحمةٌ لأمتی ولولا ألامل مارَضَعتْ والدةٌ وَلدَها و لاغَرَسَ غارسٌ شَجَراً (نهج الفصاحه)

آرزو در مسائل حیاتی در مراحل زندگی انسان نقش مهمی ایفا می‌کند به گونه ای که اگر انسان نسبت به آینده امیدوار نباشد چرخ زندگی از کار می افتد. از این رو در آیات و روایات آرزو لازمه‌ی زندگی و وسیله کار و کوشش و کمال انسان شمرده شده است.

در بعضی از روایات آرزو را دشمن بشر و مایه‌ی شقاوت و هلاکت او دانسته‌اند و در برخی از آنها آرزو تشبیه به سراب شده است.

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

«الامل کالسراب یَغُرّ، مَن راه و یَخلفُ من رَجاه»

آرزو چون سراب دارای نمای فریبنده‌ای است که حقیقت ندارد.

اگر آمال و آرزوها از حدّ اعتدال تجاوز کند و هوی و هوس بر انسان چیره شود، به تعبیر امیرمؤمنان علیه‌السلام انسان غلام حلقه به گوش شهوات خویش خواهد شد.

آرزو بد نیست طغیانش بد است هست دریا خوب و طوفانش بد است

گرچه هر میلی همایون مرکبی است خارج از اندازه جولانش بد است

مایه‌ی آبادی و هستی است آب سهمگین سیل خروشانش بد است

سردی و گرمی جهان را لازم است شدت بیجا و بحرانش بد است

تا بود اندازه هر چیز است خوب چون که شد خارج زمیزانش بد است

تمام غریزه‌هایی که خداوند به انسان عنایت فرموده طبعاً و بالذات خوب است اما باید از طغیان آنها جلوگیری کرد و علم اخلاق، علمی است که راه کنترل و هدایت غرایز را به ما می‌آموزد. برای مثال، غریزه‌ی حبّ ذات جهت ادامه‌ی زندگی لازم است ولی علم اخلاق می‌گوید خودخواهی باید حدّ و مرزی داشته باشد و اگر از حدّخود تجاوز کند انسان دچار خودبینی و غرور می‌شود و در اثر غرور و خودخواهی و طغیان به جایی می‌رسد که به عقیده‌ی او همه باید تنها در خدمت او و تحت نفذ و قدرت و سیطره‌ی او باشند و تنها برای او کار کنند. در اینجا حب نفس به مرحله طغیان و استکبار رسیده که آن خوی شیاطین و گردنکشان است. این گونه حب نفس در اسلام نکوهش شده است و باید به وسیله‌ی ریاضت و مجاهدت و عبادت آن را تعدیل کرد. علم اخلاق با تبیین ارزشهای واقعی و احیای آن انسان را راهنمایی می‌کند که چگونه می‌توان از این احساس در حد مطلوب بهره گرفت و غرایز را مهار کرد و از سرکشی باز داشت و به هدف نهایی سوق داد.

    پی نوشت:
  • [1] . مهدوی کنی، محمدرضا؛ نقطه های آغاز در اخلاق عملی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374، پنجم، ص27
    2. پاینده، ابوالقاسم؛نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول(ص))، تهران، دنیای دانش ، 1382، چهارم،ص 343

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سلفی و سلفی گری

سلفی و سلفی گری

در اصول کافی نقل حدیثی شده است که در آن امام صادق(ع)می‌فرماید: «العالمُ بزمانه لا تهجُمُ علیه اللوابس
وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت

وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت

وهابیت را به معنای واقعی باید بدعتی خطرناک در دین مبین اسلام به شمار آورد؛ این فرقه گمراه از همان اوان پیدایش خود، خشونت، کینه توزی، نفاق و تفرقه افکنی بین پیروان دین آسمانی اسلام را سرلوحه خود قرار داده است.
نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت

نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت

وهابیت که زاییده افکار محمد بن عبد الوهاب است در برهه ای از زمان به تاخت و تاز هایی در حجاز اقدام نمود و ضمن تلاقی با سیاست و سیاسیون یکه تازی هایی در میدان سیاست انجام داد.
نقش استعمار در پیدایش وهابیت

نقش استعمار در پیدایش وهابیت

مقدمه: ((اسلام)) از آغاز پیدایش و ظهور، جهاد و مبارزهئ مستمر علیه قدرتهای ظلم گستر جهان را از اهداف اولیه و بنیادین خود قرار داده و رهایی انسانهای در بند جور و ستم جباران تاریخ و گسستن زنجیرهای اسارت و بردگی و استقرار صلح و آزادی را از پی‌آمدهای طبیعی گسترش این جهاد مقدس دانسته است.
فرقه های صوفیه

فرقه های صوفیه

موسس این مکتب حارث بن اسعد محاسبی است. وی از مردم بصره و ساکن بغدا بود و در سال 243 درگذشته است.

پر بازدیدترین ها

دوازده امام در منابع اهل سنّت ʂ)

دوازده امام در منابع اهل سنّت (2)

شخصیت دیگری که در این زمینه اظهار نظر نموده است، دانشمند بزرگ اهل سنت جلال‌الدین سیوطی است.
فرقه های صوفیه

فرقه های صوفیه

موسس این مکتب حارث بن اسعد محاسبی است. وی از مردم بصره و ساکن بغدا بود و در سال 243 درگذشته است.
قرمطیان

قرمطیان

قرمطیان شاخه‌ای از شاخه‌های درخت تناور اسماعیلیان‌اند. اینان پس از قیام مشهور صاحب الزنج ( 264 هـ 877 م )، در سمت جنوبی بین النهرین ظهور کردند.
سلفی و سلفی گری

سلفی و سلفی گری

در اصول کافی نقل حدیثی شده است که در آن امام صادق(ع)می‌فرماید: «العالمُ بزمانه لا تهجُمُ علیه اللوابس
زهد یا عوام فریبی خلفای سه گانه ʂ)

زهد یا عوام فریبی خلفای سه گانه (2)

ابوبکر در هنگام وفات به عایشه وصیت کرد تا شتری را که برای سواری از آن استفاده می‌کرد و کاسه‌ای که در آن غذا می‌آورد و قطیفه‌ای که می‌پوشید، بعد از وفات وی به خلیفه‌ای که بعد از او به خلافت می‌نشیند بدهد و افزود استفاده از این اموال تا زمانی برایم جایز بود که متولی امور مسلمین بودم!
Powered by TayaCMS