دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

إقباض

No image
إقباض

كلمات كليدي : إقباض، اموال منقول، اموال غیر منقول، عِوَض

نویسنده : محمدرضا ارائی

إقباض در لغت به معنای «تحویل دادن و تسلیم»1و در اصطلاح فقهی :

الف) در اموال غیر منقول، عبارتست از «تخلیه»2، به این معنا که، فروشنده، تمام موانع تصرف مشتری را، در مبیع، برطرف نماید.

ب) در اموال منقول، عبارتست از تخلیه3، نقل دادن4، پیمانه کردن5، وزن کردن6، شمارش 7، دست نهادن بر آن 8 و تحویل9 .

آنچه در «إقباض» واجب است عبارتست از:

1- تسلیم عِوَض:

یعنی بر هر یک از فروشنده و خریدار، واجب است تا عِوَضی را که طرف دیگر قرارداد در اثر عقد بیع ، مستحق شده، «در صورت مطالبه»10 به او تسلیم نماید.

دلیل وجوب تسلیم این است که : خود عقد، این معنا را اقتضاء دارد.11

2- تفریغ مبیع از سایر اموال:

یعنی باید فروشنده ، مبیع را از سایر اموال خود، مطلقاً و از میان اموال دیگران فی الجمله، جدا نماید.12

دلیل وجوب تفریغ، همان دلیل وجوب تسلیم است، یعنی در هر دو از اطلاق عقد، استفاده می شود، همانگونه که بایستی مبیع، تحویل مشتری داده شود، باید از سایر اموال فروشنده هم جدا گردد، و بدون آن، غرض متعاقدین تأمین نمی شود ( هدف این است که مشتری، از آن مبیع، استفاده نماید)13

3- ضمان فروشنده در زمان امتناع ناحق او از تسلیم مبیع:

اگر فروشنده از تحویل دادن مبیع، خودداری کند و این امتناع هم به ناحق باشد، ضامن اجرت مدت امتناع می باشد.14

احکام إقباض

1- ضمانت مبیع پیش از دریافت مشتری، بر عهده فروشنده است، که نام آن «ضمان المعاوضه» است.15

ادلۀ ضمان معاوضه

الف – روایت نبوی مشهور :

« کل مبیع ، تلف قبل قبضه فهو من مال بایعه»16

ب- روایت عقبه بن خالد از امام صادق (ع) : ... من مال صاحب المتاع الذی هو فی بیته حتی یقبض المتاع ...»17

ج- اجماع18

2- ضمانت ثمن معّین، پیش از دریافت فروشنده، بر عهدۀ مشتری است.

ادلۀ این نوع ضمانت همانند حکم قبلی است.19

3- اگر بخشی از مبیع، پیش از آنکه فروشنده تحویل مشتری دهد، تلف شود دو صورت برای آن متصور است :

الف- مبیع، دارای اجزائی است که ثمن بر آن، قابل توزیع و تقسیط است.

ب- مبیع، دارای اجزائی است که ثمن بر آن، قابل توزیع و تقسیط نیست.

در صورت نخست، به همان نسبت، بیع، فسخ می شود و ثمن آن به مشتری بر می گردد20. دلیل آن همان حدیث نبوی است.21

و در صورت دوم، اگر آن را در حکم عیب پیش از عقد، دانستیم مشتری بین فسخ معامله و «ارش» مخیّر است و الا مشتری فقط حق فسخ دارد،22 برخی معتقدند مشتری حق فسخ ندارد، بلکه حق ارش دارد.23

مقاله

نویسنده محمدرضا ارائی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سلفی و سلفی گری

سلفی و سلفی گری

در اصول کافی نقل حدیثی شده است که در آن امام صادق(ع)می‌فرماید: «العالمُ بزمانه لا تهجُمُ علیه اللوابس
وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت

وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت

وهابیت را به معنای واقعی باید بدعتی خطرناک در دین مبین اسلام به شمار آورد؛ این فرقه گمراه از همان اوان پیدایش خود، خشونت، کینه توزی، نفاق و تفرقه افکنی بین پیروان دین آسمانی اسلام را سرلوحه خود قرار داده است.
نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت

نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت

وهابیت که زاییده افکار محمد بن عبد الوهاب است در برهه ای از زمان به تاخت و تاز هایی در حجاز اقدام نمود و ضمن تلاقی با سیاست و سیاسیون یکه تازی هایی در میدان سیاست انجام داد.
نقش استعمار در پیدایش وهابیت

نقش استعمار در پیدایش وهابیت

مقدمه: ((اسلام)) از آغاز پیدایش و ظهور، جهاد و مبارزهئ مستمر علیه قدرتهای ظلم گستر جهان را از اهداف اولیه و بنیادین خود قرار داده و رهایی انسانهای در بند جور و ستم جباران تاریخ و گسستن زنجیرهای اسارت و بردگی و استقرار صلح و آزادی را از پی‌آمدهای طبیعی گسترش این جهاد مقدس دانسته است.
فرقه های صوفیه

فرقه های صوفیه

موسس این مکتب حارث بن اسعد محاسبی است. وی از مردم بصره و ساکن بغدا بود و در سال 243 درگذشته است.

پر بازدیدترین ها

دوازده امام در منابع اهل سنّت ʂ)

دوازده امام در منابع اهل سنّت (2)

شخصیت دیگری که در این زمینه اظهار نظر نموده است، دانشمند بزرگ اهل سنت جلال‌الدین سیوطی است.
فرقه های صوفیه

فرقه های صوفیه

موسس این مکتب حارث بن اسعد محاسبی است. وی از مردم بصره و ساکن بغدا بود و در سال 243 درگذشته است.
قرمطیان

قرمطیان

قرمطیان شاخه‌ای از شاخه‌های درخت تناور اسماعیلیان‌اند. اینان پس از قیام مشهور صاحب الزنج ( 264 هـ 877 م )، در سمت جنوبی بین النهرین ظهور کردند.
سلفی و سلفی گری

سلفی و سلفی گری

در اصول کافی نقل حدیثی شده است که در آن امام صادق(ع)می‌فرماید: «العالمُ بزمانه لا تهجُمُ علیه اللوابس
زهد یا عوام فریبی خلفای سه گانه ʂ)

زهد یا عوام فریبی خلفای سه گانه (2)

ابوبکر در هنگام وفات به عایشه وصیت کرد تا شتری را که برای سواری از آن استفاده می‌کرد و کاسه‌ای که در آن غذا می‌آورد و قطیفه‌ای که می‌پوشید، بعد از وفات وی به خلیفه‌ای که بعد از او به خلافت می‌نشیند بدهد و افزود استفاده از این اموال تا زمانی برایم جایز بود که متولی امور مسلمین بودم!
Powered by TayaCMS