دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بهشتی فراتر از آرزوها

از نظر قرآن، هشت بهشت چنان است که نمی‌توان برای آن توصیفی کامل داشت؛ زیرا انسان نمی‌تواند به حقیقت آن برسد؛ درک انسانی محدود است و چون در عالم دنیا و ماده است گرفتار محدودیت‌های آن است.
بهشتی فراتر از آرزوها
بهشتی فراتر از آرزوها

از نظر قرآن، هشت بهشت چنان است که نمی‌توان برای آن توصیفی کامل داشت؛ زیرا انسان نمی‌تواند به حقیقت آن برسد؛ درک انسانی محدود است و چون در عالم دنیا و ماده است گرفتار محدودیت‌های آن است. از این رو قرآن ضمن بیان مشابهاتی میان بهشت و زیبایی‌های دنیا به این نکته توجه می‌دهد که مؤمنان اهل بهشت، نه تنها آنچه را می‌شناسند و می‌خواهند به دست می‌آورند و خدا برای ایشان فراهم می‌آورد، بلکه آنچه را که فراتر از دایره معرفتی و شناختی آنان است به آنها می‌دهد. خدا می‌فرماید: لَهُمْ فِیهَا مَا یَشَاءُونَ وَ لَدَیْنَا مَزِیدٌ؛ هر چه بخواهند در آنجا دارند و پيش ما فزونتر [هم] هست.(ق، آیه 35)

پس انسان بهشتی هر چه بخواهد برایش حاضر است؛ یعنی هر چه در قلمرو شناختی و آرزوی آن قرار دارد برایش فراهم است؛ اما فراتر و بیش از قلمرو آرزوی او در آنجا ما برایش فراهم می‌کنیم.

به سخن دیگر، آرزوی هر کسی به اندازه معرفت و شناخت اوست. از همین رو، هر چه بخواهند برایشان هست، اما فراتر از آنها، چیزهایی هست که اصلاً آنان نمی‌خواهند. این نخواستن به سبب آن نیست که خوش ندارند، بلکه چون نمی‌دانند، آنها را نمی‌خواهند؛ اما اگر می‌شناختند و می‌دانستند حتماً آنها را نیز طلب می‌کردند. خدا می‌فرماید ما فراتر از دانسته‌ها و خواسته‌ها و آرزوهای آنان عمل می‌کنیم و به آنان چیزهایی می‌دهیم که فراتر از شناخت و آرزو و خواسته‌های آنان است. چنانکه در این باره می‌فرماید: هیچ کس نمی‌داند چه پاداشهای مهمّی که مایه روشنی چشمهاست برای آنها نهفته شده، این پاداش کارهایی است که انجام می‌دادند.(سجده، آیه 17) پس هیچ کس نمی‌داند چه چیزهایی از چشم روشنی‌ها که نهان از دیدگان معرفتی آنان است، خدا برایشان در بهشت‌ها فراهم آورده است. در یک حدیث قدسی، پیامبر خدا (صلی الله‏ علیه و آله) از خدای متعال روایت می‌کند: أَعْدَدْتُ لِعِبَادِی الصَّالِحِینَ، مَا لاَ عَیْنٌ رَأَتْ، وَلاَ أُذُنٌ سَمِعَتْ، وَلاَ خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ؛ برای بندگان صالح خودم فراهم آورده‌ام چیزهایی را که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و بر قلب بشری خطور کرده است (عوالی اللئالی، ابن ابی جمهور الأحسائی، جلد 4، صفحه 101).

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: چهارشنبه 20 دی ماه 1396

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سلفی و سلفی گری

سلفی و سلفی گری

در اصول کافی نقل حدیثی شده است که در آن امام صادق(ع)می‌فرماید: «العالمُ بزمانه لا تهجُمُ علیه اللوابس
وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت

وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت

وهابیت را به معنای واقعی باید بدعتی خطرناک در دین مبین اسلام به شمار آورد؛ این فرقه گمراه از همان اوان پیدایش خود، خشونت، کینه توزی، نفاق و تفرقه افکنی بین پیروان دین آسمانی اسلام را سرلوحه خود قرار داده است.
نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت

نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت

وهابیت که زاییده افکار محمد بن عبد الوهاب است در برهه ای از زمان به تاخت و تاز هایی در حجاز اقدام نمود و ضمن تلاقی با سیاست و سیاسیون یکه تازی هایی در میدان سیاست انجام داد.
نقش استعمار در پیدایش وهابیت

نقش استعمار در پیدایش وهابیت

مقدمه: ((اسلام)) از آغاز پیدایش و ظهور، جهاد و مبارزهئ مستمر علیه قدرتهای ظلم گستر جهان را از اهداف اولیه و بنیادین خود قرار داده و رهایی انسانهای در بند جور و ستم جباران تاریخ و گسستن زنجیرهای اسارت و بردگی و استقرار صلح و آزادی را از پی‌آمدهای طبیعی گسترش این جهاد مقدس دانسته است.
فرقه های صوفیه

فرقه های صوفیه

موسس این مکتب حارث بن اسعد محاسبی است. وی از مردم بصره و ساکن بغدا بود و در سال 243 درگذشته است.

پر بازدیدترین ها

دوازده امام در منابع اهل سنّت ʂ)

دوازده امام در منابع اهل سنّت (2)

شخصیت دیگری که در این زمینه اظهار نظر نموده است، دانشمند بزرگ اهل سنت جلال‌الدین سیوطی است.
فرقه های صوفیه

فرقه های صوفیه

موسس این مکتب حارث بن اسعد محاسبی است. وی از مردم بصره و ساکن بغدا بود و در سال 243 درگذشته است.
قرمطیان

قرمطیان

قرمطیان شاخه‌ای از شاخه‌های درخت تناور اسماعیلیان‌اند. اینان پس از قیام مشهور صاحب الزنج ( 264 هـ 877 م )، در سمت جنوبی بین النهرین ظهور کردند.
سلفی و سلفی گری

سلفی و سلفی گری

در اصول کافی نقل حدیثی شده است که در آن امام صادق(ع)می‌فرماید: «العالمُ بزمانه لا تهجُمُ علیه اللوابس
زهد یا عوام فریبی خلفای سه گانه ʂ)

زهد یا عوام فریبی خلفای سه گانه (2)

ابوبکر در هنگام وفات به عایشه وصیت کرد تا شتری را که برای سواری از آن استفاده می‌کرد و کاسه‌ای که در آن غذا می‌آورد و قطیفه‌ای که می‌پوشید، بعد از وفات وی به خلیفه‌ای که بعد از او به خلافت می‌نشیند بدهد و افزود استفاده از این اموال تا زمانی برایم جایز بود که متولی امور مسلمین بودم!
Powered by TayaCMS