دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تحول

No image
تحول

تحول، انسان، تنوع، بيداري

زهرا‌ لوکه ‌علیخان

تحول و دگرگونی، ضرورتی است که همه به آن نیاز دارند. تنوع طلبی انسان‌ها، موجب گردید، تا آن رکود و یکنواختی را نوعی نقص به شمار آورند و همواره، در صدد تغییر وضعیت موجود خود باشند. البته، زمانی، خوب است که در اثر تحولی درونی به وجود آید و ضمن اینکه از روی آگاهی و بیداری صورت می‌گیرد، رنگ و بوی تقلید و برتری طلبی را نداشته باشد و انسان را، به سوی مسیری صحیح، هدایت نماید. غفلت و از خود بی‌خبری و غرق شدن در مادیات که ارمغان عصر جدید است، انسان‌ها را، بیش از هر زمانی، نیازمند به ایجاد تحولی روحی و درونی کرده است. تحول، یک تغییری بنیادی و اصولی است که در هر فرد و یا هر چیزی که استعداد پذیرش دگرگونی را داشته باشد، می‌تواند به وجود آید. ضمن اینکه شرایط خاصی ندارد و در هر زمان و مکان و برای هر کسی که طالب آن باشد، اتفاق می‌افتد. حتماً شنیده‌اید که در مورد بعضی افراد می‌گویند:« یک‌شبه راه صد ساله را پیموده است»! آیا به مفهوم آن فکر کرده‌اید؟به نظر شما پیمودن ره صد ساله، در یک شب، امکان‌پذیر است؟ اگر می‌خواهید با ما هم نظر شوید، در پاسختان خواهیم گفت:بله. و اگر بپرسید:چگونه؟ خواهیم گفت: اگر، در احوالات کسانی که موفق به پیمودن این راه شده‌اند، اندکی تأمل کنید، متوجه می‌شوید که چگونه این امر به ظاهر ناممکن ممکن می‌شود. به عنوان مثال، همه شما، آزاد مردی «حر بن یزید ریاحی» را شنیده‌اید و حتماً می‌دانید، او از جمله کسانی بود که راه را بر امام حسین(ع) سد کرد و در صف مقابل او قرار گرفت. اما با یک فکر، ناگهان با تحولی بزرگ مواجه شد و در لحظات آخر تصمیم خود را عوض کرد و با آب توبه، دل خود را شستشو داد و از امام (ع) اجازه گرفت و به صف یاران او پیوست. او فقط اراده کرد، در همان لحظه به حقیقت پی برد، آن را پذیرفت و راه خود را از دیگران جدا کرد. او، به خوبی، دریافت که به خود آمدن و به خدا پیوستن، زمان مشخصی ندارد و هر گاه توفیقی در این راه حاصل شود، باید رفیق راه شود و آن را تا رسیدن به مقصد ادامه دهد. این نمونه و نمونه‌های فراوان دیگری که در تاریخ وجود دارند، نشان می‌دهند که نقطه شروع تحول، بیداری فرد و آگاه شدن او از موقعیتی است که در آن قرار دارد و تصمیم گرفتن در مورد اینکه، آیا می‌خواهد در آن موقعیت باقی بماند؟ و یا برعکس، می‌خواهد آن را به گونه‌ای که موجب کمال و هدایت وی می‌شود، تغییردهد؟ گام بعدی، پس از انتخاب، چاره‌اندیشی است. این که چگونه این کار را انجام دهد. اگر شک و تردید به سراغتان آمد، از آن نترسید؛ زیرا گاهی اوقات همین شک و تردیدها هستند که موجب نجات انسان می‌شوند و زندگی او را دگرگون می‌سازند. پس همواره بگویید:«اگر دیگران توانسته‌اند، من نیز می‌توانم». خداوند متعال به وسیله تغییر دائمی که در طبیعت، به وسیله پدیدار کردن فصول مختلف، ایجاد می‌کند، انسان‌ها را به تحول و دگرگونی دعوت می‌نماید. همچنان که قرآن کریم بعد از بیان مسئله تغییر فصول، از انسان‌ها می‌خواهد تا در تغییرات بنگرند و تفکر کنند و یا اینکه به چگونگی برانگیختن آنها پس از مرگ اشاره می‌کند تا به این وسیله آنها را به تفکر وادار نماید. مثلاً در سوره فاطر آیه 10 می‌فرماید: «و اللّه الذی ارسل الرّیاح فتثیر سحاباً فسقناه الی بلد میت فاحیینا به الارض بعد موتها کذلک النّشور؛خداوند همان کسی است که بادها را فرستاد؛[تا به وسیله آنها] ابرها را برانگیزد. سپس ابر را به سوی سرزمین‌های مرده راندیم تا زمین را به وسیله آن، بعد از مردنش [در زمستان] زنده کنیم و رستاخیز نیز، این چنین است. آری!مردن طبیعت در زمستان و زنده شدن آن در بهار، درسی ابدی برای همه نسل‌ها و عصرها می‌باشد تا موجب تحول و دگرگونی در آنها شود و در رشد و تعالی آنها تأثیر گذار باشد. فرسودگی و یخ بستگی دل‌ها که در اثر زمستان کینه‌ها و کدورت‌ها به وجود آمده است، با شروع سال نو و دیداری دوباره، همراه با لبخندی که هیچ هزینه‌ای را در بر ندارد، بهار شادمانی را برای دل‌ها به ارمغان می‌آورد. جبران فرصت‌های از دست رفته، دیدار کسی که فراموش شده است، عذر خواستن و پذیرش عذرخواهی، هدیه دادن و هدیه گرفتن و محبت و مهرورزی از جمله کارهای نیکی است که دشمنی‌های دیرین را از میان می‌برد و دل‌های از هم رمیده را به هم نزدیک می‌کند. پس تا فرصت باقی است، باید شتاب نمود و تحولی هر‌چند کوچک، اما ژرف وعمیق در خود به وجود آورد، طوری که تفاوت گذشته و حال را به خوبی مشخص نماید! همچون دانه‌ای که وقتی تبدیل به گیاه می‌شود، اگر کسی به آن نظر بیفکند، می‌گوید گیاه است نه دانه. به یاد داشته باشیم که تحول، یک رشد است که موجب بالندگی می‌شود!بنابراین، باید اثرمعنوی و هدایتی آن را، هم خود وهم دیگران مشاهده کنیم و ـ ان شاء الله‌ـ سرمشق خوبی برای دیگران باشیم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سلفی و سلفی گری

سلفی و سلفی گری

در اصول کافی نقل حدیثی شده است که در آن امام صادق(ع)می‌فرماید: «العالمُ بزمانه لا تهجُمُ علیه اللوابس
وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت

وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت

وهابیت را به معنای واقعی باید بدعتی خطرناک در دین مبین اسلام به شمار آورد؛ این فرقه گمراه از همان اوان پیدایش خود، خشونت، کینه توزی، نفاق و تفرقه افکنی بین پیروان دین آسمانی اسلام را سرلوحه خود قرار داده است.
نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت

نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت

وهابیت که زاییده افکار محمد بن عبد الوهاب است در برهه ای از زمان به تاخت و تاز هایی در حجاز اقدام نمود و ضمن تلاقی با سیاست و سیاسیون یکه تازی هایی در میدان سیاست انجام داد.
نقش استعمار در پیدایش وهابیت

نقش استعمار در پیدایش وهابیت

مقدمه: ((اسلام)) از آغاز پیدایش و ظهور، جهاد و مبارزهئ مستمر علیه قدرتهای ظلم گستر جهان را از اهداف اولیه و بنیادین خود قرار داده و رهایی انسانهای در بند جور و ستم جباران تاریخ و گسستن زنجیرهای اسارت و بردگی و استقرار صلح و آزادی را از پی‌آمدهای طبیعی گسترش این جهاد مقدس دانسته است.
فرقه های صوفیه

فرقه های صوفیه

موسس این مکتب حارث بن اسعد محاسبی است. وی از مردم بصره و ساکن بغدا بود و در سال 243 درگذشته است.

پر بازدیدترین ها

دوازده امام در منابع اهل سنّت ʂ)

دوازده امام در منابع اهل سنّت (2)

شخصیت دیگری که در این زمینه اظهار نظر نموده است، دانشمند بزرگ اهل سنت جلال‌الدین سیوطی است.
فرقه های صوفیه

فرقه های صوفیه

موسس این مکتب حارث بن اسعد محاسبی است. وی از مردم بصره و ساکن بغدا بود و در سال 243 درگذشته است.
قرمطیان

قرمطیان

قرمطیان شاخه‌ای از شاخه‌های درخت تناور اسماعیلیان‌اند. اینان پس از قیام مشهور صاحب الزنج ( 264 هـ 877 م )، در سمت جنوبی بین النهرین ظهور کردند.
سلفی و سلفی گری

سلفی و سلفی گری

در اصول کافی نقل حدیثی شده است که در آن امام صادق(ع)می‌فرماید: «العالمُ بزمانه لا تهجُمُ علیه اللوابس
زهد یا عوام فریبی خلفای سه گانه ʂ)

زهد یا عوام فریبی خلفای سه گانه (2)

ابوبکر در هنگام وفات به عایشه وصیت کرد تا شتری را که برای سواری از آن استفاده می‌کرد و کاسه‌ای که در آن غذا می‌آورد و قطیفه‌ای که می‌پوشید، بعد از وفات وی به خلیفه‌ای که بعد از او به خلافت می‌نشیند بدهد و افزود استفاده از این اموال تا زمانی برایم جایز بود که متولی امور مسلمین بودم!
Powered by TayaCMS