دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عزت طلبی و ذلت گریزی

امام حسین(ع) و یاران همراه او، در اوصاف گوناگونی ممتاز بودند، لکن یکی از عالی ترین ویژگی هایی که در آنان وجود داشت، ذلّت ناپذیری آنان بود.
No image
عزت طلبی و ذلت گریزی
نویسنده: علی مهدوی

آموزه‌های اخلاقی نهضت حسینی

امام حسین(ع) و یاران همراه او، در اوصاف گوناگونی ممتاز بودند، لکن یکی از عالی ترین ویژگی هایی که در آنان وجود داشت، ذلّت ناپذیری آنان بود. مدرسه حسینی، مدرسه تربیت انسان بر مبنای سربلندی و بزرگواری و عزت و کرامت است. انسانی که واجد کرامت و عزت باشد، هرگز خود را خوار نمی‌سازد و حسین(ع) جلوه بارز این گونه زیستن و بر این مبنا تربیت کردن است. آن حضرت با نهضت خویش به همه انسان‌ها آموخته است که زندگی جز بر اساس کرامت و عزت، زندگی نیست و مرگ حقیقی در این است که کرامت انسانی و عزت ایمانی زیر پا گذاشته شود.

ابن ابی الحدید معتزلی در کتاب خود، به مناسبت شرح خطبه 51 نهج البلاغه، بحثی را با عنوان «اباه الضیم و اخبارهم» (سرگذشت ستم ناپذیران) مطرح می‌کند و جمعی از ستم ناپذیران را در تاریخ اسلام نام می‌برد. وی در ابتدای این بحث می‌نویسد: «سرور کسانی که زیر بار خواری نرفته‌اند، کسی که به مردم مردانگی و غیرت و مرگ زیر سایه‌های شمشیر را آموخته و چنین مرگی را بر خواری و زبونی ترجیح داده است، حسین بن علی بن ابیطالب است که به او و یارانش امان داده شد، اما از آنجا که نمی‌خواست تن به زبونی دهد و نیز بیم آن داشت که ابن زیاد اگر هم او را نکشد، به نوعی خوار و ذلیلش سازد، مرگ را بر چنین زندگی‌ای ترجیح داد».[1]

در منطق حسینی زیستن با اهل طاغوت و زندگی در زیر سلطه اهل ستم، با زبونی و خواری قرین است و سازش با طاغوت، ننگی است که با ایمان و کرامت انسانی سازگاری ندارد. هنگامی که ابن زبیر از امام در خصوص در خواست بیعت یزید جویا شد، حضرت فرمودند: «از بیعت با یزید امتناع خواهم ورزید و زیر بار بردگی و ذلت نخواهم رفت».[2]

هنگامی که در حضور حاکم مدینه با تهدید مروان مبنی بر بیعت با یزید مواجه شد، عکس‌العمل تندی نشان داده، فرمود: «مثلی لایبایع مثله؛ شخصیتی چون من با شخصی چون یزید هرگز بیعت نمی‌کند».[3]

به برادرش محمدبن‌حنفیه نیز فرمود: «به خدا سوگند، اگر در هیچ نقطه ای از دنیا، هیچ پناهگاه و جای امنی نداشته باشم، هرگز با یزید بن معاویه بیعت نخواهم کرد».[4]

شعار «هیهات منا الذله» و همچنین کلام ماندگار «والله لااعطیکم بیدی اعطاء الذلیل و لاافر فرار العبید؛ به خدا سوگند نه به شما دست ذلت می‌دهم و نه همچون بردگان فرار خواهم کرد»، برای همیشه، بر تارک تاریخ می‌درخشد.

در روز عاشورا در سخت‌ترین شرایط در حالی که سپاه یزید، ایشان و یارانش را محاصره کرده بود، حضرت در برابر صفوف دشمن، خطبه‌ای حماسی ایراد فرمود و پرچم حمیت، عزت طلبی و سازش ناپذیری را در بلند‌ترین قله انسانیت به اهتزاز در آورد: «آگاه باشید که این فرومایه (ابن زیاد) مرا میان دو راهی شمشیر و خواری قرار داده است و هیهات که ما تن به خواری دهیم، زیرا خداوند و پیامبرش و مومنان از اینکه ما تن به خواری دهیم ابا دارند و دامن‌های پاک مادران و انسان‌های پاک دامن و جان‌های باغیرت و نفوس با شرافت روا نمی‌دارند که ما فرمانبرداری از فرومایگان را بر قتلگاه رادمردان مقدم بداریم».[5]

نه تنها امام حسین(ع) بلکه تمام یارانی که با او در عاشورای 61 هجری کشته شدند، در اوجی از عزت نفس و نستوهی شربت شهادت را نوشیدند. ردّ امان نامه شمر توسط حضرت ابوالفضل العباس(ع) نمونه‌ای از این حقیقت است. چه نیکو پیامبر اکرم(ص) فرموده است: «حسین بن علی چراغ هدایت، کشتی نجات، پیشوای سعادت و خجستگی و امام عزت و افتخار است».[6]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سلفی و سلفی گری

سلفی و سلفی گری

در اصول کافی نقل حدیثی شده است که در آن امام صادق(ع)می‌فرماید: «العالمُ بزمانه لا تهجُمُ علیه اللوابس
وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت

وهابیت؛ آمیزه ای از جهل و بدعت

وهابیت را به معنای واقعی باید بدعتی خطرناک در دین مبین اسلام به شمار آورد؛ این فرقه گمراه از همان اوان پیدایش خود، خشونت، کینه توزی، نفاق و تفرقه افکنی بین پیروان دین آسمانی اسلام را سرلوحه خود قرار داده است.
نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت

نقد و بررسی آراء و عقاید وهابیت

وهابیت که زاییده افکار محمد بن عبد الوهاب است در برهه ای از زمان به تاخت و تاز هایی در حجاز اقدام نمود و ضمن تلاقی با سیاست و سیاسیون یکه تازی هایی در میدان سیاست انجام داد.
نقش استعمار در پیدایش وهابیت

نقش استعمار در پیدایش وهابیت

مقدمه: ((اسلام)) از آغاز پیدایش و ظهور، جهاد و مبارزهئ مستمر علیه قدرتهای ظلم گستر جهان را از اهداف اولیه و بنیادین خود قرار داده و رهایی انسانهای در بند جور و ستم جباران تاریخ و گسستن زنجیرهای اسارت و بردگی و استقرار صلح و آزادی را از پی‌آمدهای طبیعی گسترش این جهاد مقدس دانسته است.
فرقه های صوفیه

فرقه های صوفیه

موسس این مکتب حارث بن اسعد محاسبی است. وی از مردم بصره و ساکن بغدا بود و در سال 243 درگذشته است.

پر بازدیدترین ها

دوازده امام در منابع اهل سنّت ʂ)

دوازده امام در منابع اهل سنّت (2)

شخصیت دیگری که در این زمینه اظهار نظر نموده است، دانشمند بزرگ اهل سنت جلال‌الدین سیوطی است.
فرقه های صوفیه

فرقه های صوفیه

موسس این مکتب حارث بن اسعد محاسبی است. وی از مردم بصره و ساکن بغدا بود و در سال 243 درگذشته است.
قرمطیان

قرمطیان

قرمطیان شاخه‌ای از شاخه‌های درخت تناور اسماعیلیان‌اند. اینان پس از قیام مشهور صاحب الزنج ( 264 هـ 877 م )، در سمت جنوبی بین النهرین ظهور کردند.
سلفی و سلفی گری

سلفی و سلفی گری

در اصول کافی نقل حدیثی شده است که در آن امام صادق(ع)می‌فرماید: «العالمُ بزمانه لا تهجُمُ علیه اللوابس
زهد یا عوام فریبی خلفای سه گانه ʂ)

زهد یا عوام فریبی خلفای سه گانه (2)

ابوبکر در هنگام وفات به عایشه وصیت کرد تا شتری را که برای سواری از آن استفاده می‌کرد و کاسه‌ای که در آن غذا می‌آورد و قطیفه‌ای که می‌پوشید، بعد از وفات وی به خلیفه‌ای که بعد از او به خلافت می‌نشیند بدهد و افزود استفاده از این اموال تا زمانی برایم جایز بود که متولی امور مسلمین بودم!
Powered by TayaCMS