دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حوزۀ قضایی Span of control

No image
حوزۀ قضایی Span of control

ناحيه، شعبه، قلمرو، صلاحيت محلّي، بخش، شهرستان، دادگاه

نویسنده : رضا اروجي حافظ

حوزه از لحاظ لغوی به ناحیه و طرف گفته می‌شود.[1] قضاء از لحاظ لغوی به حکم کردن و پرداختن گفته می‌شود[2] (قضایی: منسوب به قضاء). اصطلاحاً حوزه قضایی عبارت است از قلمروی یک بخش یا شهرستان و نقاط معینی از شهرهای بزرگ (ناحیه) که دادگاه در آن واقع است،[3] که از حیث صلاحیت دادگاه، آن ناحیه، صلاحیت محلی دادگاه را تشکیل می‌دهد.[4]

انواع تقسیم بندی حوزه قضایی

برای حوزه قضایی تقسیم‌بندی‌های مختلفی ذکرشده است که ذیلاً به آنها اشاره می‌شود.

تقسیم بندی اول

طبق تبصرۀ مادۀ 11 ق.آ.د.م، حوزۀ قضایی عبارت است از قلمروی یک بخش یا شهرستان که دادگاه در آن واقع است؛ تقسیم بندی حوزه قضایی به واحدهایی از قبیل مجتمع یا ناحیه، تغییری در صلاحیت عام دادگاه مستقر در آن نمی‌دهد. طبق این تبصره و تبصره مادۀ 3 ق.ت.د.ع.ا[5]، حوزۀ قضایی عبارت است از قلمرو یک بخش یا شهرستان و یا نقاط معینی از شهرهای بزرگ که حدود آن، با رعایت ضوابط و مقررات کشوری، از سوی قوه قضایئه تعیین می‌شود.[6]

تقسیم بندی دوم

قسمت دوم تبصرۀ ماده 11ق.آ.د.م اذعان می‌دارد: تقسیم بندی حوزه قضایی به واحدهایی از قبیل مجتمع یا ناحیه، تغییری در صلاحیت عام دادگاه مستقر در آن نمی‌دهد. بنابر این قسمت تبصره در شهرهای بزرگ که مجتمع‌های قضایی متعددی وجود دارد، اگر دعوای مربوط به محدودۀ یک مجتمع در مجتمع دیگر مطرح شود صدور قرار عدم صلاحیت معنا نخواهد داشت و امکان الزام قاضی رسیدگی کننده به ارسال پرونده وجود نخواهد داشت و همچنین این را باید گفت که هرچند صلاحیت دادگاه عام است و شامل تمام نقاط حوزه قضایی می‌شود، اما از آنجایی که تبصره ماده 11ق.آ.د.م اصلِ تقسیم حوزه قضایی به نواحی مختلف را پذیرفته است، منعی در ارسال پرونده دادگاه یک ناحیه (مجتمع) به دادگاه ناحیۀ دیگرِ مستقر در همان حوزه، مشروط بر این که این اقدام با موافقت رئیس حوزه قضایی صورت گیرد، وجود ندارد.[7]

قلمرو و مقرّ دادگاه عمومی

قلمرو دادگاه عمومی بخش، قسمتی از خاک ایران می‌باشد که با رعایت ضوابط و مقرّرات کشوری بر این واحد از تقسیمات کشوری یعنی بخش، منطبق است.

قلمرو دادگاه عمومی شهرستان قسمتی از خاک ایران است که با رعایت ضوابط و مقرّرات تقسیمات کشوری بر این واحد از تقسیمات کشوری یعنی شهرستان، انطباق دارد.

تشکیل دادگاه عمومی در شهرستان که می‌بایست درمرکز آن باشد نیز با صلاحدید رئیس قوّۀ قضاییه است. چنانچه مرکز بخش یا شهرستانی دادگاه نداشته باشد، رسیدگی به امور قضایی مربوط به آن محل، در خصوص بخش، با نزدیکترین دادگاه همان استان و در خصوص شهرستان، با نزدیکترین حوزۀ قضایی شهرستان تابع همان استان می‌باشد.[8]

حوزه قضایی دادگاه عمومی هر شهرستان تا مرز حوزه قضایی شهرستان‌های هم جوار وسعت می‌یابد. البتّه در صورت تشکیل دادگاه عمومی در بخش یا بخش‌هایی از شهرستان، حوزه قضایی دادگاه عمومی مرکز شهرستان با مرز حوزه قضایی دادگاه یا دادگاه عمومی بخش همان شهرستان نیز محدود می‌شود.

در شهرستان مرکز استان نیز دادگاه عمومی تشکیل می‌گردد که این دادگاه نیز با دادگاه عمومی مرکز سایر شهرستان و مرکز بخش‌ها هیچ‌گونه تفاوتی از حیث سازمان و صلاحیّت ندارد.

رئیس شعبۀ اول دادگاه عمومی حوزه قضایی مستقر در مرکز بخش، بر شعب دیگر نظارت و ریاست اداری دارد و دفتر شعبۀ اول، دفتر کل دادگاه است؛ و رئیس دادگاه عمومی شهرستان در غیر مرکز استان، رئیس دادگستری آن شهرستان است و بر کلیّۀ دادگاه‌ها و دادسراهای مربوط و همچنین دادگاههای مستقرّ در بخش، نظارت و ریاست اداری دارد و دفتر شعبۀ اوّل، دقتر کل دادگاه عمومی است و رئیس شعبۀ اول دادگاه عمومی شهرستان مرکز استان، رئیس کل دادگاه‌های شهرستان است.[9]

با توجه به مادۀ 4ق.ا.ق.ت.د.ع.ا.[10]، رئیس قوّۀ قضاییه مجاز است در هر حوزه قضایی، هر یک از شعب دادگاه عمومی حقوقی و جزایی را برای رسیدگی به دعاوی حقوقی یا جزایی خاص، مانند امور خانوادگی و جرایم اطفال اختصاص دهد. البتّه در این خصوص صلاحیّت محلّی را دادگاه نیز باید رعایت شود.

موضوعی که باید مورد توجّه قرار گیرد این است که حوزه‌های قضایی دادگاه‌های عمومی که در هر یک از نقاط ایران تأسیس شده، اعمّ از مراکز بخش یا شهرستان از یکدیگر متمایز بوده و خواهان باید، با توجه به مقرّرات مواد 11به بعد ق.آ.د.م و سایر مقرّرات مربوط به صلاحیّت محلّی دادگاه، حوزه‌ای را که صلاحیّت محلّی دارد اتنخاب نماید.[11]

موارد صلاحیّت محلّی:

مادۀ 11ق.آ.د.م، که در تبصرۀ آن حوزۀ قضایی تعریف گردیده، اذعان می‌دارد: دعوا باید در دادگاهی اقامه شود که خوانده در حوزه قضایی آن اقامتگاه دارد و...؛ صلاحیت مذکور در این ماده صلاحیت محلی نامیده می‌شود که در مواد 2 و 3ق.ت.د.ع.ا نیز به آن اشاره شده است[12] و طبق تعریفی که گذشت، حوزه قضایی است که از حیث صلاحیت یک دادگاه، صلاحیت محلّی آن را تشکیل می‌دهد؛ بنابراین در اینجا به شرح موارد صلاحیت محلیِ مذکور در قانون می‌پردازیم:

موارد صلاحیت دادگاه محل اقامت خوانده:

1. اصل بر این است که دعاوی باید در دادگاهی که خوانده در حوزه آن اقامت دارد اقامه شود. (م11ق.آ.د.م)

2. زمانی که خوانده فاقد اقامتگاه در ایران باشد دادگاه محل سکونت موقت خوانده صالح میباشد. (م11ق.آ.د.م)

3. هر گاه خواندگان متعدد، در حوزۀ قضایی متعددی باشند، دادگاه محل اقامت هر یک از خواندگا صالح به رسیدگی می‌باشد. (م16ق.آ.د.م)

موارد صلاحیت دادگاه محل اقامت خواهان

1. هرگاه خوانده فاقد اقامتگاه و محل سکونت موقت و مال غیرمنقول در ایران باشد، دادگاه محل اقامت خواهان صالح به رسیدگی است. (م11ق.آ.د.م)

2.رسیدگی به شکایات اشخاص ذینفع از تصمیمات هیئت حل اختلاف. (م4ق.ث.ا)

3.رسیدگی به دعاوی راجع به اسناد ثبت احوال. (م4ق.ث.ا)

موارد صلاحیت دادگاه محل وقوع مال غیرمنقول:

1. هرگاه خوانده فاقد اقامتگاه و محل سکونت موقت در ایران باشد و دعوا بر مال غیرمنقول باشد. (م11ق.آ.د.م)

2. در دعاوی مربوط به اموال غیر منقول (اعم از مالکیت، مزاحمت، ممانعت از حق، تصرف عدوانی و سایر حقوق راجع به آن، به تبع مال غیرمنقول). (م12ق.آ.د.م)

3.در دعاوی مربوط به مال غیرمنقول و منقول که دارای منشأ و احد هستند. (م15ق.آ.د.م)

4. هرگاه اموال غیرمنقول متعدد در حوزۀ قضایی متعددی باشند هر یک از دادگاههایی که مال غیر منقول در آن است صالح به رسیدگی است. (م16ق.آ.د.م)

5. رسیدگی به دعوای غیر منقول مربوط به شرکت.

4- سایر موارد صلاحیت محلّی:

1. صلاحیت دادگاه محل انعقاد عقد یا قرارداد:

-دعاوی مربوط به اموال منقول ناشی از عقود یا قراردادها. (م13ق.آ.د.م)

2. صلاحیت دادگاه محل انجام تعهد یا تحویل کالا:

-دعاوی مربوط به اموال منقول ناشی از عقود و قراردادها. (م15ق.آ.د.م)

-دعاوی ناشی از تعهدات شرکت در مقابل اشخاص خارج از شرکت. (م23ق.آ.د.م)

3. صلاحیت دادگاه محل وقوع دلایل و قرائن:

-درخواست تأمین دلیل. (م149ق.آ.د.م)

4. صلاحیت دادگاه آخرین اقامتگاه متوفی:

-دعاوی راجع به ترکه متوفی (از قبیل دین یا وصیت). (م20ق.آ.د.م)

5. صلاحیت دادگاه آخرین محل سکونت متوفی:

-دعاوی راجع به ترکه متوفی از قبیل دین یا وصیت (اگر اقامتگاه متوفی نامعلوم باشد). (م20ق.آ.د.م)

6. صلاحیت دادگاه محل اقامت ورشکسته یا متوقف:

-دعوای راجع به توقف یا ورشکستگی. (م20ق.آ.د.م)

7. صلاحیت دادگاه محل استقرار شعبه یا نمایندگی ورشکسته یا متوقف:

-اگر متوقف یا ورشکسته در ایران فاقد اقامتگاه باشد. (م21ق.آ.د.م)

-اگر شرکت دارای شعب متعدد باشد، دعاوی ناشی از تعهدات هر شعبه با اشخاص خارج. (م23ق.آ.د.م)

8. صلاحیت دادگاه محل مرکز اصلی شرکت:

-دعاوی مربوط به شرکت‌های بازرگانی اعم از تصفیه و غیره. (م22ق.آ.د.م)

-اگر شرکت دارای شعب متعدد بوده و همه شعب بر چیده شده باشند.

9. صلاحیت دادگاه محل صدور سند:

-در صورتیکه سند ثبت احوال در ایران تنظیم شده ولی ذینفع مقیم خارج باشد. (م250ق.آ.د.م)

10. صلاحیت دادگاه آخرین اقامتگاه غایب:

-امور راجع به غایب مفقود الاثر (م126ق.ا.ح)

11. صلاحیت دادگاه آخرین محل سکونت غایب در ایران:

-هرگاه آخرین اقامتگاه غایب در خارج از ایران باشد. (م127ق.ا.ح)

12. صلاحیت دادگاه محل اقامت ورثه غایب مفقود الاثر:

-هرگاه غایب در ایران فاقد محل اقامت یا سکونت باشد. (م128ق.ا.ح)

-هرگاه محل اقامت یا سکونت غایب در ایران معلوم نباشد. (م128ق.ا.ح)

13. صلاحیت دادگاه محل استقرار مال غایب:

-هرگاه غایب در ایران اقامتگاه یا محل سکونت نداشته باشد یا اقامتگاه یا محل سکونت یا ورثه‌اش معلوم نباشد. (م129ق.ا.ح)[13]

در صورتی که اختلاف در صلاحیت بین دادگاه‌های دو حوزه قضایی از دو استان باشد، مرجع حل اختلاف دیوانعالی کشور است.[14]

مقاله

نویسنده رضا اروجي حافظ
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دکتر حسن بلخاری ـ عضو فرهنگستان هنر - بخش اول

دکتر حسن بلخاری ـ عضو فرهنگستان هنر - بخش اول

اشاره: هنر در عامترین تعریف خود، ظهور و تجلی استعدادهای فطری و زیبایی طلب انسان در قالب آثار هنری است.
وظایف و اختیارات شورای نگهبان بر اساس قانون اساسی چیست؟

وظایف و اختیارات شورای نگهبان بر اساس قانون اساسی چیست؟

از جمله نهاد‌های مهم حکومتی، شورای نگهبان است که مطابق اصل ۹۱ قانون اساسی به ‌منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی تشکیل شده است.
رويكرد مسلمانان به علم نجوم معرفت شناسانه است

رويكرد مسلمانان به علم نجوم معرفت شناسانه است

محمدحسن‏صادق‌پور

اگر در آثار دانشمندان و فلاسفه اسلامی نيك بنگريم، در كنار نظريات فلسفی انديشمندان اغلب آثاری مرتبط با علم نجوم نيز می‌توانيم مشاهده كنيم، اما اين علم چه نسبتی با فلسفه و دين دارد كه همواره ردپای آن در انديشه اسلامی وجود داشته است؟
گفتگو با دکتر غلامحسین دینانی - کریم فیضی - ۷

گفتگو با دکتر غلامحسین دینانی - کریم فیضی - ۷

اشاره: سخن به اسماء و صفات الهی رسید و استاد مبحث دشواری را آغاز کردند که دوستداران می‌توانند در کتاب «عقل الله» دنبال کنند. با حذف آن بخش، موضوع را پی می‌گیریم. استاد ادامه می‌دهند:
مفهوم مهدور الدم و مصادیق آن در قانون مجازات اسلامی چیست؟

مفهوم مهدور الدم و مصادیق آن در قانون مجازات اسلامی چیست؟

در قانون مجازات اسلامى براساس متون فقهى در مواردى به صورت مطلق و در مواردى به صورت نسبى و نسبت به افراد خاص، اجازه قتل و سلب حیات صادر شده است.

پر بازدیدترین ها

اعاده دادرسی چیست و در چه شرایطی امکان پذیر است؟

اعاده دادرسی چیست و در چه شرایطی امکان پذیر است؟

اعاده دادرسی از جمله روش‌های فوق‌العاده شکایت از احکام است که راهی برای برگشت به دادگاه صادرکننده حکم قبلی محسوب می‌شود؛ با این هدف که دادگاه از رأی قطعی سابق خود بازگردد، چرا که شاکی مدعی است صدور آن رأی از روی اشتباه بوده و دلایل موجود اجازه نمی‌دهد که چنین حکمی باقی بماند.
گفتگو با دکتر غلامحسین دینانی - کریم فیضی - ۷

گفتگو با دکتر غلامحسین دینانی - کریم فیضی - ۷

اشاره: سخن به اسماء و صفات الهی رسید و استاد مبحث دشواری را آغاز کردند که دوستداران می‌توانند در کتاب «عقل الله» دنبال کنند. با حذف آن بخش، موضوع را پی می‌گیریم. استاد ادامه می‌دهند:
کارت بازرگانی به چه کارهایی می آید و چه کاربردهایی دارد؟

کارت بازرگانی به چه کارهایی می آید و چه کاربردهایی دارد؟

تقریباً هر اقدامی در چهارچوب قوانین کشور، به یک مجوز از سوی مقامات یا سازمان‌های مربوط نیاز دارد.
مال من، یا مال خدا

مال من، یا مال خدا

یکی از شبهات این است: اگر خدا می خواست خودش می داد؟ پس من چرا به کسی بدهم که خدا نخواسته است به او بدهد؟
راهکارهای رسیدن به خوشبختیʂ) (پرسش و پاسخ)

راهکارهای رسیدن به خوشبختی(2) (پرسش و پاسخ)

از منظر آموزه‌های وحیانی راهکارهای رسیدن به خوشبختی کدام است؟
Powered by TayaCMS