دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جهی Jahi

No image
جهی Jahi

كلمات كليدي : جهي، جهيكا، جه، نريسف، اوشيدر

نویسنده : مجيد طامه

آفرینش دیوان و موجودات اهریمنی به روشنی آفرینش مینوی هرمزد و موجودات اهورایی، در اوستا و متون پهلوی توصیف نشده است. نام دیوهای بسیاری در متنﻫا آمده است؛ اما آگاهی چندانی از آنﻫا نمیﺗوان بهﺩست آورد و گاهی تنها در حد یک نام است. دیوها نیز مانند ایزدان، سلسله‌مراتب دارند و از نظر اهمیت و قدرت عمل در مقامﻫای متفاوتی قرار میﮔیرند. تعداد دیوزنان نسبت به دیوان مذکر محدود است، اما در کل جنسیت دیوان کمتر از ایزدان مشخص است.[1]

جهی؛ ماده دیو جادوگر و شهوت‌ران

جهی نام یکی از مادهﺩیوان است که جادوگر، شهوتﺍنگیز و پناه دهندهﻯ گناهکاران و بدمنشان است. در اوستا نام این دیو به صورن جهی و جهیکا[2] آمده است؛ اما در گاهان که کهنﺗرین بخش اوستا است، این واژه به کار نرفته و نام جهیکا تنها در بخشﻫای اوستای غیرگاهانی یعنی اوستای پس از پیامبر پدیدار میﺷود.[3] در یسنه 9 بند 32 چنین آمده: «به جهیکای جادوگر، شهوتران، نهانﻛار (=خودفروش)، که منش خویش را رها میﻛند به سان ابر باد برده (= مانند ابری که باد از این سو به آن سو میﺑرد)، به تباه کنندهﻯ پیکر پرهیزگار، ای هوم زریون بزن گرز را....».[4]

جهی؛ نامی عام برای تمامی زنان بدکار[5] (به معنی زن نیکِ شوهر برگزیدهﻯ پاکﺩین) آمده است. در وندیداد، فرگرد 18 آمده که زرتشت از اهورهﻣزدا میﭘرسد که چه کسی ترا به تلخﺗرین اندوه دچار میﻛند و اهورهﻣزدا پاسخ میﺩهد که چنین کسی جهی است که به روسپیﮔری در پی اَشَوَن (پارسا) و مزداپرست و دیوپرست و نیکوکار میﺭود و دربارهﻯ او آمده که نگاه او یکﺳوم گیاهان و رستنیﻫا را پژمرده میﻛند و نزدیک شدن بدو یکﺳوم اندیشهﻯ نیک، گفتار نیک و کردار نیک را میﻛاهد.

در این بندها پس از توصیف همهﻯ تباهیﻫای که از جهی برمیﺧیزد، سرانجام او مرگ‌ارزان (سزاوار مرگ) خوانده شده است. در همین کتاب جهی و اشموغ (=بددین) ناپارسا و فرمانروای ستمگر، کشندگان گاو نخستین (گاو یکتا آفریده) شمرده شدهﺍند و نیز آمده که جهی یکﺳوم بیماریﻫا را در شانه، دست و گیسوان انسان پرورش میﺩهد.[6]

دیگر موارد کاربرد این نام

در اوستا علاوه بر زنان روسپی، زنانی نیز که دارای این صفات هستند جهی یا جهیکا نامیده شدهﺍند: جهیکای آورندهﻯ فرزند از مرد بیگانه (ارت یشت بند58)، جهیکای نادارندهﻯ سدره و کُشتی پس از پانزده سالگی (وندیداد 18، بند54)، جهیکای بیﻓرزند و نیز جهیکای بیﺩشتان یعنی زنی که حائض نمیﺷود و یائسه است( ارت یشت، بندهای 54 و 57) در نهایت با توجه به همانندی بخشﻫایی از ترجمهﻯ اوستا به زبان پهلوی، میﺗوان پذیرفت که جهیکا پارهﺍی از وجود آدمی هم هست که آن را «دین» یا به تعبیر امروزین، وجدان میﮔویند.[7]

در نوشتهﻫای فارسی میانه، نام جهی به گونهﻯ جه[8] و جهی آمده است. او در متنﻫا هم دختر و هم زن اهریمن و برانگیزاننده و یاریﺭسان او در تازش دوم به آفرینش هرمزد است. او نقش تخریبی عمدهﺍی در آغاز آفرینش دارد و نماد همهﻯ پلیدیﻫا و آلودگیﻫای زنانه و نماد روسپیﮔری است.[9]

جهی در بندهش

در این باره در کتاب بندهش چنین آمده است: «در دین گوید که اهریمن هنگامی که از کار افتادگی خویش و همهﻯ دیوان را دید، گیج شد و سه هزار سال به گیجی فرو افتاد. در آن گیجی، دیوان کماله[10] جدا جدا گفتند که برخیز پدر ما! زیرا آن کارزار کنیم که هرمزد و امشاسپندان را از آن تنگی و بدی (رسد)[...] آن اهریمن تبهکار آرام نیافت و به سبب بیم از مرد پرهیزگار، از آن گیجی برنخاست، تا آنکه جهی تبهکار، با بسر رسیدن سه هزار سال آمد، گفت که برخیز پدر ما! زیرا من در آن کارزار چندان درد بر مرد پرهیزگار و گاو ورزا هِلَم که به سبب کردار من زندگی نباید. فره ایشان را بدزدم، آب را بیازارم،[....] همهﻯ آفرینش هرمزد آفریده را بیازارم. او آن بدکرداری را چنان به تفصیل برشمرد که اهریمن آرامش یافت، از آن گیجی فراز جَست، سر جهی را ببوسید. این پلیدی که دشتانش خوانند بر جهی آشکار شد»[11]

بدینﮔونه اهریمن که در پی اغوای جهی آمادهﻯ تازش به جهان هرمزدی بود، برای سپاسﮔزاری، از جهی خواست تا آنچه کام اوست را از وی بخواهد و چون هرمزد میﺩانست که اهریمن قادر به برآوردن آرزوی جهی است پس آن تن زشت اهریمن را چون مردی جوان و پانزده ساله بدو نمود و جهی دل بدو بست و مردکامگی را خواست.[12] این اسطوره یادآور افسانهﺍی است که تئودور برخونی[13] آن را گزارش میﺩهد که بنا بر آن، هرمزد، "نرسه" را چون مردی پانصدساله آفرید و او را برهنه در پس اهریمن قرار داد تا زنان با دیدن او دل در او بندند و او را از اهریمن بهﺧواهند. در اساطیر مانوی نیز این اسطوره آمده است، ایزد نریسف در متنﻫای پارتی همین کار را انجام میﺩهد و خود را چون جوانی برهنه و زیبا به دیوان میﻧماید.[14]

جهی؛ اولین زن و سرسلسله‌ی زنان!

همﭼنین در بندهش آمده: هنگامی که هرمزد زن را آفرید، گفت که «ترا نیز آفریدم (درحالی) که تو را سردهﻯ (= نوع) پتیاره از جهی است» و نیز آمده که «اما اگر مخلوقکی را میﻳافتم که مرد را از او کنم، آنﮔاه هرگز تو را نمیīفریدم که تو را آن سردهﻯ پتیاره از جهی است».[15] زنر برپایهﻯ این موضوع به این نتیجه رسیده که جهی نخستین زن است و چنین به نظر میﺭسد که جهی را هرمزد آفرید اما او به نزد اهریمن گریخت و همسر و جفت او شد.

بوسهﻯ اهریمن سبب دشتان شدن (حیض شدن) او شد و به این ترتیب مرد به وسیلهﻯ زن آلودگی یافت. پس، از طریق زن، که اگرچه آفریدهﻯ هرمزد است اما به فساد با اهریمن تن در میﺩهد، مرد و همهﻯ تبار او آلوده میﺷوند. اما پیروزی اهریمن از این بابت اندک است؛ زیرا پیوند زن و مرد نه تنها باروری نژاد مرد را میسر میﺳازد، بلکه زن نیز بدینﮔونه برای همیشه مطیع مرد باقی میﻣاند و در نتیجه، حیلهﻯ اهریمن مانند همیشه به زیان و نابودی خود او تمام میﺷود.[16]

به عقیدهﻯ بسیاری نظر بدبینانه نسبت به زن مشخصهﻯ کیش زروانی است. در کیش زروانی، جهی، نخست با اهریمن همﺁغوش شد و بعد مرد راستکار یعنی گیومرث را اغوا کرد. غالباً این نکته را نمونهﺍی از نفوذ کیش زروانی بر دین زردشتی میﺩانند. البته شاید هم در میان زردشتیان سنتﮔرا کسانی بودهﺍند که از زن گریزان بوده یا خلق و خوی غریب داشتهﺍند. در نتیجه این باور میﺗواند صرفاً عقیدهﺍی زروانی نباشد چراکه چنین موضوعی در بیشتر ادیان وجود دارد.[17]

کم‌رنگ شدن نقش جهی در اساطیر مربوط به دوره‌های بعد از آفرینش

پس از آغاز آفرینش، در اسطورهﻫا دیگر از جهی نشانی نیست، جز اشارهﻫﺍیی کوتاه در هزاره‌هاﻯ اوشیدر و اوشیدرماه. در هزارهﻯ اوشیدر انواع گرگﻫا در یکﺟا گردآیند و همه به صورت گرگ واحدی شوند. به فرمان هوشیدر بهدینان به مقابلهﻯ این جانور میﺭوند و آن دروج (=دیو) را میﻛشند. زهر این حیوان تا یک فرسنگ به زمین و گیاه میﺭسد و آنﻫا را میﺳوزاند. از آن دروج، جهی سیاه به شکل ابر بیرون میﺟهد و برای پرداختن به کارهای دیوی در مار جایگزین میﺷود. در هزارهﻯ اوشیدرماه نیز گونهﻯ مار و خرفستران همه گردآیند و در هم آمیزند و ماری بزرگ پدید آید. اوشیدرماه همراه مزدیسنان آن دیو را از میان میﺑرند. از آن دروج جَهی بیرون میīید و در دروجی از تخمهﻯ دو پایان جای میﮔیرد.[18]

در کتاب صددرنثر که از جمله آثار فارسی زردشتی است چنین آمده که: زنان را باید بسیار پرهیز کردن از روسپیﮔری که در دین به (=زردشتی) پیداست که هر زنی که با مرد بیگانه خفت او را "جه" خوانند و جزای تقصیر او آن است که با همهﻯ جادوان و گناهکاران یکسان باشد. در کتاب روایات داراب هرمزدیار نیز آمده هر زن که به یک ماه و یا در یک روز تن به دو مرد دهد او را جه خوانند و تا حدی دیدار آن شوم باشد که اگر به رودی بگذرد که بسیار آب اندر آن باشد، آب آن رود بکاهد، و بر چیزهایی که رسته باشند اگر نگاه کند بکاهند و یا بَر کمتر دهند و هر مردی که با وی سخن گوید هوش و عقلش بکاهد.[19]

مقاله

نویسنده مجيد طامه
جایگاه در درختواره ادیان غیرابراهیمی - زردشتی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.

پر بازدیدترین ها

جهاد در راه خدا

جهاد در راه خدا

هر كه در بستر خود بميرد، در حالى كه به حق پروردگار خود و حق رسول او و اهل بيت رسولش معرفت داشته باشد، شهيد مرده است و اجرش با خداست و سزاوار پاداش كردار نيكويى است كه (انجام آن را) در نيت داشته است و اين نيت جاى شمشير كشيدن او را مى گيرد.
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.
Powered by TayaCMS