دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سریه عَمرو بن أمیه ضُمری و غالب بن عبدالله

No image
سریه عَمرو بن أمیه ضُمری و غالب بن عبدالله

كلمات كليدي : تاريخ، سريه، پيامبر(ص)، عمرو بن اميه، غالب بن عبدالله، ابوسفيان

نویسنده : هادي اكبري

«سریه» از ماده «سرو» و به گروهی از سپاه گفته می‌شود که به دستور رسول‌خدا(ص) به سوی مکانی و برای انجام مأموریتی اعزام می‌شدند؛ بدون آنکه پیامبر(ص) همراه آنان برود.[1]

علت وقوع سریه[2]

علت وقوع این سریه، آن بود که ابوسفیان، سر دستۀ مشرکان مکه، روزی در مکه گفت: «آیا کسی نیست محمد را که آزادانه در کوچه و بازار راه می‌رود، غافلگیر کند و به قتل برساند؟» پس از سخنان ابوسفیان، مردی بادیه‌نشین برای انجام این عمل شوم، اعلام آمادگی کرد و گفت که در صورت حمایت ابوسفیان، این ترور را انجام خواهد داد؛ در مقابل، ابوسفیان، سخنان او را مبنی بر توانایی انجام این کار تأیید کرد و برای انجام آن، شتری در اختیار مرد اعرابی قرار داد و با پرداخت هزینۀ سفر، به او توصیه کرد تا از مأموریت خود با کسی سخن نگوید و از افشا شدنش بپرهیزد![3]

سَفرِ گناه‌آلود

مرد اعرابی برای سوء قصد به جان پیامبر(ص) به طرف مدینه حرکت کرد و پس از شش روز به آنجا رسید؛ او پس از ورود به مدینه، جویای مکان پیامبر(ص) شد تا اینکه ایشان را در مسجد بنى‌ عبدالأشهل یافت. هنگامی که دیدگان مبارک خاتم انبیا(ص) به مرد اعرابی افتاد، به اصحاب خود فرمود که او ارادۀ کار شومی دارد!

مرد اعرابی قصد داشت خود را به رسول اکرم(ص) نزدیک کند؛ در این حال، اسید بن‌حَضِیر وی را عقب کشید و از میان پیراهنش، خنجری بیرون آورد. پیامبر(ص) از مرد اعرابی که در این لحظه به شدت ترسیده و خویش را باخته بود، خواست تا خود را معرفی کند. وی پس از دریافت امان از جانب پیغمبر(ص) قصدش را آشکار کرد و گفت: از جانب ابوسفیان برای ترور حضرت اعزام شده است. آن بزرگوار، هنگام مشاهدۀ صداقت فرد، او را بخشید و پس از آن، مرد اعرابی، مسلمان شد.[4]

جرثومۀ فساد

با افشای طرح ناکام ابوسفیان، مبنی بر ترور رسول‌ خدا(ص)، عَمرو بن أمیه ضُمرى و سَلَمه بن أسلَم، برای غافلگیری و از بین بردن ابوسفیان، راهی مکه شدند. وقتی آنان به مکه رسیدند، معاویه، عَمرو بن أمیه را ـ که شب هنگام برای طواف به خانۀ کعبه رفته بود ـ دید و به اهل مکه، ورودش را خبر داد. از آنجا که عَمرو بن أمیه در جاهلیت فردی خونریز بود، اهل مکه ترسیدند و به سرعت به جستجویش پرداختند؛ چرا که می‌دانستند او به منظور کار درستی به مکه نیامده است؛ در این احوال، راهی جز گریز برای عَمرو بن أمیه و سَلَمه بن أسلَم باقی نماند و آن دو به سرعت به مدینه بازگشتند.[5]

سریه غالب بن‌عبدالله با بنى عبد بن‌ثَعلبه

"سریه" از ماده «سرو» و به گروهی از سپاه گفته می‌شود که به دستور رسول خدا(ص) به سوی مکانی و برای انجام مأموریتی اعزام می‌شوند؛ بدون آنکه پیامبر(ص) همراه آنان برود.[6]

‌اعزام سپاه

روزی پس از آنکه پیامبر(ص) از جنگ کُدر بازگشتند، یسار، غلام پیامبر(ص) به ایشان عرض کرد: «اى رسول خدا(ص)! مطلع شدم که بنى‌عبد بن ‌ثَعلبه در فکر حمله به مدینه‌اند. تقاضا دارم گروهی را همراه من به سوی آنان اعزام فرمایید تا مانع حملۀ آنان به مدینه شویم.» رسول خدا(ص) به درخواست یَسار، پاسخ مثبت داد و در رمضان سال هفتم هجری، سپاهی یکصد و سى نفری را به فرماندهی غالب بن‌عبدالله به سوی مکان استقرار و سکونت بنی عبد بن‌ثَعلبه در مَیفَعَه (منطقه‌ای در سرزمین نَجد است که بعد از منطقه بطن نخل واقع شده است[7]) اعزام کرد.[8]

به سوی مَیفَعَه

سپاه مسلمانان حرکت کرد و یَسار، راهنمای ایشان شد. وی آنان را از مسیرهای کور حرکت می‌داد تا علاوه بر تسریع در حرکت، دشمن نیز از حملۀ آنان مطلع نشود؛ امّا طولانی شدن مسیر و همچنین کمبود شدید غذای سپاه، باعث شد تا مسلمانان به یَسار بدبین شوند و با احتیاط با وی برخورد کنند. در بین راه سپاه مسلمانان به مسیری رسید که به تازگی، سیل آن را تغییر داده بود. پس از اندکی در مسیر، یَسار به یاران خود اطلاع داد که اکنون در نزدیکی دشمن هستند. غالب بن ‌عبدالله به یَسار گفت مایل است سپاه در همان مکان متوقف شود تا آنان برای کسب اطلاعات از موقعیت دشمن به جلو حرکت کنند.[9]

پیروزی سپاه اسلام

غالب بن‌عبدالله و یَسار به تنهایی برای جمع‌آوری اطلاعات از دشمن به راه افتادند. مدتی نگذشته بود که به نزدیکی قبیلۀ دشمن رسیدند و اوضاع آنان را از نزدیک بررسی کردند. غالب بن ‌عبدالله با ‌عنوان فرمانده سپاه، افراد خود را آمادۀ حرکت کرد. وی قبل از شروع جنگ، آنان را نصیحت و به جهاد تشویق کرد. غالب بن ‌عبدالله یاران خود را از تعقیب طولانی دشمن برحذر داشت و از آنها خواست، تا دو نفر دو نفر با هم حرکت کنند. وقتی مسلمانان به نزدیکی قبیلۀ دشمن رسیدند، حمله را آغاز کردند که نتیجه‌اش، تعدادی غنایم، همچون شتر و گوسفند بود؛ البته تعدادی از افراد دشمن در درگیری با مسلمانان کشته شدند.[10]

مقاله

نویسنده هادي اكبري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.

پر بازدیدترین ها

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر

ما اءعمال البر كلها و الجهاد فى سبيل الله، عند الامر بالمعروف و النهى عن المنكر، اءلا كنفثة فى بحر لجى تمامى اعمال و كارهاى نيك، حتى جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر، مانند قطره اى در مقابل يك درياى بزرگ و پهناور است.
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
Powered by TayaCMS