دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ظهار

No image
ظهار

كلمات كليدي : قرآن، ظهار، طلاق، جاهليت، اسلام، كفاره

نویسنده : ابراهيم صالحي حاجي آبادي

"ظِهار" از ماده‌ی "ظَهر" بوده که در لغت به معنی "پشت" است.[1] اما "ظِهار" در اصطلاح فقه نوعی از طلاق است که مرد در این نوع طلاق به همسرش می‌گوید: «ظَهرکِ عَلیّ کَظَهر أمّی عَلیّ» یعنی، پشت تو نسبت به من، همانند پشت مادرم به من هست؛ همان‌طور که آمیزش با او حرام است، انجام این عمل با تو نیز بر من حرام است و با گفتن این عبارت زن تا ابد بر همسرش حرام می‌شود.[2] ظهار باید با این صیغه‌ی مذکور باشد و به غیر این صیغه، ظهار صورت نمی‌گیرد؛ مثلا با تشبیه همسر به پدر، خواهرِ یا فرد بیگانه، ظهار فعلیت پیدا نمی‌کند؛ بلکه باید به همان صیغه و تشبیه به مادر باشد.[3]

تاریخچه‌ی و شأن نزول ظِهار

ریشه‌ی ظهار را باید در جاهلیت جستجو کرد؛ در زمان جاهلیت قبل از اسلام این نوع طلاق بسیار شایع و مرسوم بود؛ زیرا سریع انجام می‌شد و افراد پایبند به اصول، عواطف و احساسات نبودند تا باکی از ظهار نمودن همسران داشته باشند. در زمان جاهلیت ظهار از شدیدترین نوع طلاق به شمار می‌رفت، به گونه‌ای که با این طلاق، زن برای مرد تا ابد حرام می‌شد.[4]

و در ظهور اسلام "اوس بن صامت" اولین کسی است که همسر خود "خوله دختر ثعلبه" را طلاق ظهار داد. همسرش شکایت نزد رسول خدا برد، و آن حضرت به انتظار بیان حکم ماند، تا اینکه آیات ظهار نازل شد.[5] درست است که سبب نزول آیه خاص است، اما حکم آیه عام بوده و شامل تمام افراد ظهار کننده می‌شود.[6]

ظهار در آیینه‌ی قرآن

همان‌طور که بیان شد "ظهار" از جمله طلاق‌های مرسوم در جاهلیت بود.[7] اما قرآن کریم این نوع از طلاق را "سخنی زشت و باطل" معرفی کرده[8] و اگر فردی این عمل را انجام داد، برای رجوع مجدد به همسرش، باید کفاره‌ی عمل قبیح خود (ظهار) را بپردازد.[9] احکام مربوط به ظهار و فلسفه‌ی جعل کفاره بر این نوع طلاق در دو سوره مطرح شده است.[10]

ممنوعیت ظهار در قرآن

هر چند "ظهار" در زمان جاهلیت به عنوان یک اصل مسلم تلقی می‌شد، اما با ظهور اسلام، این عمل ممنوع اعلام شد و قرآن از این عمل نهی نموده و آن را سخنی بی‌دلیل، بی‌پایه و باطل خواند:

«الَّذِینَ یظَاهِرُونَ مِنْکُمْ مِنْ نِسَائِهِمْ... إِنَّهُمْ لَیقُولُونَ مُنْکَرًا مِنَ‌الْقَوْلِ وَ زُورًا...»[11]

«کسانی که از شما نسبت به همسرانشان "ظهار" می‌کنند... آنها سخنی زشت و باطل می‌گویند...»

"مُنْکَرًا مِنَ‌الْقَوْلِ" به کلام قبیح گویند؛[12] کلامی که در شریعت جایگاهی ندارد[13] و صحت آن شناخته نشده و مورد تایید قرار نگرفته باشد.[14]

"زُورًا" به معنای دروغ بودن است،[15] و بیان دروغ به‌ گونه‌ای است که طرف مقابل گمان می‌کند، این کلام راست‌ است.[16] و ارتباط آن با "ظهار" اینست که مرد به دروغ، خطاب به همسرش می‌گوید: پشت تو همانند پشت مادرم بر من است؛ همان‌طورکه مادرم بر من حرام است، تو نیز حرامی؛[17] بنابراین، این نوع کلام دروغی باطل و به دور از حقیقت می‌باشد.[18]

و همچنین در سوره‌ی احزاب می‌فرماید:

«مَاجَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَینِ فِی جَوْفِهِ وَ مَاجَعَلَ أَزْوَاجَکُمُ اللَّائِی تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِکُمْ... ذَلِکُمْ قَوْلُکُمْ بِأَفْوَاهِکُمْ وَاللَّهُ یقُولُ الْحَقَّ...»[19]

«خداوند برای هیچ کس دو دل در درونش نیافریده؛ و هرگز همسرانتان را که مورد "ظهار" قرار می‌دهید، مادران شما قرار نداده... این سخن شماست که به دهان خود می‌گویید (سخنی باطل و بی‌پایه)؛ اما خداوند حق را می‌گوید...»

«ذَلِکُمْ قَوْلُکُمْ بِأَفْوَاهِکُمْ» اشاره به ظهار و یا اشاره به فرزند خواندگی دارد؛[20] یعنی به صِرف ظِهار، همسر مثل مادر حرام [ابد] نمی‌شود،[21] و این کلام حقیقت ندارد و همانند کلام هذیان است.[22]

تحقق و شرعیت ظهار

ظهار در شرع مقدس اسلام همانند دیگر احکام دارای شرایطی بوده و در جایی تحقق خارجی پیدا می‌کند که زن و مرد آن شرایط را دارا باشند؛ از جمله: دو نفر مسلمان، شاهد این طلاق باشند؛ زن در حال "طُهر" باشد؛ مرد در حال عصبانیت ظهار نکرده باشد؛ شخص ظهار کننده عاقل، بالغ باشد و با قصد این نوع طلاق را جاری کند.[23]

این نوع طلاق، حقیقتی است که در کتاب و سنت بر آن صحه گذاشته شده و آیات قرآن و تعیین کفاره بیان‌گر شرعیت این نوع طلاق است.[24] با تامل در آیات و روایات وارده بدست می‌‌آید که ظهار کردن حرام است، اما با وجود شرایط تحقق و فعلیت می‌یابد؛[25] و حرام خوانده شده، زیرا از آن به منکر تعبیر شده است.[26]

نتیجه اینکه دین اسلام از این نوع طلاق نهی کرده، اما در صورت ارتکاب فرد، به آن ترتیب اثر داده، با این تفاوت که اگر کسی زنش را ظهار کند، طلاق جاری شده، اما حرمت ابد نمی‌آورد و مرد با پرداخت کفاره می‌تواند به زندگی زناشویی خود بازگردد.[27]

جواز بازگشت در ظهار و کفاره‌ی آن

اگر فردی برخلاف دستورات شرع مقدس مرتکب ظهار شود، قرآن کریم برای بازگشت وی پرداختن کفاره را شرط دانسته و می‌فرماید:

«وَالَّذِینَ یُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَۀ...»[28]

«کسانی که همسران خود را "ظهار" می‌کنند، سپس از گفته خود بازمی‌گردند، باید پیش از آمیزش جنسی با هم، برده‌ای را آزاد کنند...»

«الَّذِینَ یظَاهِرُونَ» بیان‌گر نفی حکم ظهار است که نزد اعراب جاهلی معروف و مرسوم بود و از آنجا که این نوع طلاق هیچ‌گونه شباهتی میان همسر و مادر ایجاد نمی‌کند، تحریم ابدی آن نیز برداشته شده است.[29]

و در معنای بازگشت مرد از این عمل قبیح خود، میان مفسران اختلاف نظر است و طبق مذهب اهل بیت عصمت –سلام‌الله علیهم- مراد این است که مرد با همبستر شدن، به زندگی خود بازگردد یا از آن کلام زشتی که بر زبان رانده بود، بازگردد.[30] البته زمانی فرد حق رجوع دارد که ابتدا کفاره را پرداخت نماید؛ بنابراین حکم حرمت، تا زمان پرداخت کفاره باقی است.[31]

ترتیب کفارات در قرآن کریم به قرار ذیل است:

«...فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ یتَمَاسَّا... فَمَنْ لَمْ‌یجِدْ فَصِیامُ شَهْرَینِ مُتَتَابِعَینِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ‌یسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِینًا...»[32]

«... باید پیش از آمیزش جنسی باهم، برده‌ای را آزاد کنند... و کسی که توانایی (آزاد کردن برده‌ای) نداشته باشد، دو ماه پیاپی قبل از آمیزش روزه بگیرد؛ و کسی که این را هم نتواند، شصت مسکین را اطعام کند...»

خداوند در قرآن سه نوع کفاره برای ظهار بیان کرده که باید قبل از تماس با همسر پرداخت شود و رعایت ترتیب در پرداخت آنها لازم است؛ یعنی ظهار کننده جهت رجوع به همسرش، باید بنده‌ای را آزاد کند، اگر ممکن نبود، دو ماه روزه بگیرد و اگر از این نیز معذور بود، شصت مسکین را اطعام کند.[33]

1. "رقبه" (بنده) می‌تواند، مذکر یا مونث، بزرگ یا کوچک باشد، و سزاوار است رقبه‌ای که آزاد می‌کند: اعضایش سالم و مؤمن[34] یا در حکم مؤمن باشد؛[35] هر چند برخی با استناد به اطلاق آیه، آزاد کردن مطلق رقبه (مؤمن یا غیرمؤمن) را کافی می‌دانند.[36]

2. اگر کسی به هر دلیل نتوانست رقبه‌ای را آزاد کند، باید دو ماه روزه بگیرد و ظاهر آیه این است که شصت روز روزه، باید پی‌در‌پی باشد و بسیاری از اهل سنت این فتوا را داده اند؛[37] اما در روایات اهل بیت –علیهم‌السلام- بیان شده که اگر یک روز از ماه دوم روزه گرفت(سی‌ویک روز پی‌درپی)، پشت سرهم بودن دو ماه صدق می‌کند.[38]

3. در مرحله‌ی سوم برای پرداخت کفاره‌ی ظهار، اطعام شصت مسکین معین شده که میزان طعام باید به اندازه‌ای باشد که آنها سیر شوند و یا اینکه یک مُد[39] طعام بدهد.[40] تفصیل این مباحث در فقه بیان شده است.

فلسفه‌ی جعل کفاره‌ی ظهار

احکامی که اسلام بیان کرده، هر کدام دارای فلسفه و حکمت خاص خود بوده که در شریعت مقدس فلسفه‌ی برخی از این احکام بیان شده و قرآن کریم راجع به فلسفه‌ی جعل کفاره برای ظهار می‌فرماید:

«وَالَّذِینَ یظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ... فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ... ذَلِکُمْ تُوعَظُونَ بِهِ...»[41]

«کسانی که همسران خود را "ظهار" می‌کنند،... برده‌ای را آزاد کنند... این دستوری است که به آن اندرز داده می‌شوید...»

مراد از موعظه و پند، تغلیظ و سخت‌گیری در کفاره است که با این وسیله مردم را از این نوع طلاق باز داشته[42] و نتیجه‌ی عمل ظهار را پرداخت این کفارات بیان کرده است.[43] و در آیه دیگر می‌فرماید:

«...ذَلِکَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَ لِلْکَافِرِینَ عَذَابٌ أَلِیمٌ»[44]

«...این برای آن است که به خدا و رسولش ایمان بیاورید؛ اینها مرزهای

الهی است؛ و کسانی که با آن مخالفت کنند، عذاب دردناکی دارند!»

آنچه برای مصلحت و خیر انسان‌ها لازم بود، در حکم ظهار بیان شده تا مردم به خدا و رسولش ایمان آورده[45] و آنها را تصدیق نمایند.[46] و مراد از حدود الهی در آیه‌ی شریفه، همان شرایع و احکامی است که خدای متعال بیان کرده است.[47] و یکی از این احکام، کفاره است که موجب از رونق افتادن ظهار می‌گردد.[48]

بیان "لِلْکَافِرِینَ" در اینجا به معنای منکران حق آمده، کسانی که با آنچه خداوند بیان کرده، مخالفت ورزیده و آن را قبول ندارند؛ لذا عذابی دردناک در انتظار آنهاست.[49]

مقاله

نویسنده ابراهيم صالحي حاجي آبادي
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - احکام و فقه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.

پر بازدیدترین ها

جهاد در راه خدا

جهاد در راه خدا

هر كه در بستر خود بميرد، در حالى كه به حق پروردگار خود و حق رسول او و اهل بيت رسولش معرفت داشته باشد، شهيد مرده است و اجرش با خداست و سزاوار پاداش كردار نيكويى است كه (انجام آن را) در نيت داشته است و اين نيت جاى شمشير كشيدن او را مى گيرد.
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر

ما اءعمال البر كلها و الجهاد فى سبيل الله، عند الامر بالمعروف و النهى عن المنكر، اءلا كنفثة فى بحر لجى تمامى اعمال و كارهاى نيك، حتى جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر، مانند قطره اى در مقابل يك درياى بزرگ و پهناور است.
Powered by TayaCMS