دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عاقبت به خيری در دنيا و آخرت

No image
عاقبت به خيری در دنيا و آخرت

آیت ا... حسین انصاریان

در باب امتحان الهی، كليدهای غيب و حكمت در اختيار خداوند است، هدايت و تربيت عامه الهی نسبت به انسان كه به منظور فراخواندن او به نيك فرجامی و سعادت صورت می‏گيرد امتحان است؛ زيرا با اين برنامه وضعيت موجود كه آيا اهل سرای ثواب است يا سرای عقاب و كيفر، به مرحله ظهور و عينی می‏رسد. پس ما اگر بخواهيم موجودی را در مقصدی به كار ببريم، در مرحله نخست يك سلسله اعمالی بر روی آن پياده می‏كنيم تا صلاحيت يا عدم صلاحيت آن را دريابيم و ظرافت او را در رسيدن به كمال نهايی به دست آوريم. در نتيجه اصل هدايت و تربيت بشر و اعطای ابزار حركت و تلاش و بهشت و جهنم و قيامت، همه و همه در راه رساندن انسان به سرانجام نيك و عاقبت به خيری در دنيا و آخرت است.خداوند اين مقاصد را در چند آيه بيان فرموده است:وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَوهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَانَسَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَ الْعقِبَهُ لِلتَّقْوَی‏» «1». و خانواده‏ات را به نماز فرمان بده و خود نيز بر آن شكيبايی ورز؛ از تو رزقی نمی‏طلبيم، ما به تو روزی می‏دهيم و عاقبت نيك برای پرهيزكاری است.تِلْكَ الدَّارُ الْأَخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَايُرِيدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَ الْعقِبَهُ لِلْمُتَّقِينَ» «2». آن سرای [پرارزش‏] آخرت را برای كسانی قرار می‏دهيم كه در زمين هيچ برتری و تسلط و هيچ فسادی را نمی‏خواهند؛ و سرانجام [نيك‏] برای پرهيزكاران است.از ديدگاه قرآن و روايات اسلامی؛ ايمان، نماز، صبر، تسليم و رضای حق، تقوا، توبه، شهادت در راه خدا، نيكوكاری، گذشت، تربيت و هدايت مردم، انديشيدن، خدمت به مردم، دعای پدر و مادر، دوست و همسر خوب، سپاسگزاری، خيرات و مبرّات برای اموات از عوامل مهم نيك سرانجامی است و در منابع ديگر هم بر آن تأكيد شده است.علامه طباطبايی در فصل پانزدهم از گفتاری كه پيرامون روابط اجتماعی در اسلام دارد می‏نويسد:«دين حق سرانجام جهان را فرا می‏گيرد؛ و عاقبت، از آن پرهيزکاری است؛ زيرا نوع انسانی به موجب فطرتی كه در او به وديعه سپرده شده است در پی تحصيل سعادت حقيقی خويشتن است و سعادت واقعی او در اين است كه زندگی جسم و جان او هر دو تأمين شود و از دنيا و آخرتش هر دو بهره‏مند گردد و اين همان اسلام و آيين توحيد است. اما انحرافاتی كه در حركت انسان به سوی هدفش و صعود او به اوج كمالش پيش می‏آيد؛ اين در حقيقت ناشی از خطا و اشتباه در تطبيق است، نه اينكه فطرت باطل باشد و هدفی كه دستگاه آفرينش دنبال می‏كند دير يا زود به ناچار تحقق پيدا خواهد كرد...» «3». امام صادق (ع) تفاوت اراده خداوند و حرف مردم در عاقبت انسان را، چنين بيان می‏كند:يُسْلَكُ بالسَّعِيدِ طَرِيقَ الأَشْقياءِ حَتَّی يَقُولَ النَّاسُ: ما أَشْبَهَهُ بِهِم، بَلْ هُوَ مِنْهُم! ثُمَّ يَتَدارَكُهُ السَّعَادَهُ. وَ قَدْ يُسْلَكُ بِالشَّقِیِّ طَريقَ السُّعَداءِ حَتَّی يَقولَ النَّاس ما أَشْبَهَهُ بِهِم بَلْ هُوَ مِنْهُم! ثُمَّ يَتَدارَكُهُ الشَّقاءُ. إِنَّ مَنْ عَلِمَهُ ا... تَعالی‏ سَعِيداً وَ إِنْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيا إِلَّا فُواقُ ناقَهٍ خَتَمَ لَهُ بِالسَّعادَهِ. «4». گاه انسان خوشبخت راه زيانكاران را می‏پيمايد چندان كه مردم می‏گويند چقدر او شبيه نگون‏بختان است بلكه يكی از آنان است. اما سرانجام خوشبختی به سراغش می‏آيد و گاه انسان بدبخت راه سعادتمندان را می‏پيمايد تا آنجا كه مردم می‏گويند: چقدر شبيه رستگاران است بلكه از آنان است. اما سرانجام بدبختی او فرا می‏رسد. كسی كه علم خدا برخوشبختی او تعلق بگيرد اگر از عمر دنيا به اندازه فاصله بين دو دوشيدن شتر باقی مانده باشد، سرانجام خوشبخت می‏شود.حضرت علی (ع) روزی درباره شكافته شدن قبر و برانگيخته شدن در قيامت، به دوستانش فرمود:اگر پايان كارت با نيكبختی همراه شود، به سوی نعمت‏ها خواهی رفت و تو پادشاه فرمانبردار خواهی شد و در امان و به دور از هراس خواهد بود، فرزندانی با جام‏هايی از چشمه خوشگوار و سفيد كه نوشندگان را لذت بخشد، چونان رشته مرواريد بر گرد شما بچرخند. «5» به اين منظور عمل فرد در نهايت، حقيقت امرش به خير يا شر تأثير به سزايی دارد. امام علی (ع) در اين باره می‏فرمايد:إنَّ حَقيقَهَ السَّعادَهِ أَنْ يُخْتَمَ لِلْمَرْءِ عَمَلُهُ بِالسَّعادَهِ، وَ إنَّ حَقيقَهَ الشَّقاءِ أَنْ يُخْتَمَ لِلْمَرْءِ عَمَلُهُ بِالشَّقاءِ. «6». حقيقت خوشبختی اين است كه كار آدمی به خوشبختی بينجامد و بدبختی حقيقی اين است كه كارش به سيه كامی پايان يابد.بنابراين عاقبت به خيری انسان به اين معناست كه پايان كار وی همراه با كرامت و شرافت انسانی و ايمان به خدا باشد. البته متأسفانه بعضی از مردم فكر می‏كنند عاقبت به خيری اين است كه كسی عمری را خوش باشد و در پايان عمر توبه كند و عمل نيكو انجام دهد، حال آنكه اين شيوه صحيح نيست؛ در حقيقت عاقبت به خير يعنی انسان زندگی جديدی را برپا كند و با نيت و عمل شايسته از دنيا برود.به ويژه هر گاه انسانی در دنيا از نظر مالی به ياری بندگان مؤمن بشتابد از كرامت و لطف و رحمت الهی خاصی برخوردار می‏شود. انفاق مالی به صورت صدقه و قرض از اسباب آمرزش گناهان، نجات از آتش دوزخ و بهره‏مندی از نعمت‏های فراوان بهشت است و اگر با قصد رضای الهی باشد سرانجام خيری مؤثر برای انسان در پی خواهد داشت.در روايتی آمده است كه پيامبر (ص) به يكی از مسلمانان فرمود:می‏خواهی تو را به موضوعی راهنمايی كنم كه با عمل به آن خداوند تو را به بهشت ببرد؛ او گفت: بلی ای رسول خدا (ص)!پيامبر (ص) فرمود: از آنچه خداوند به تو داده تو هم به نيازمندان بده. او گفت: اگر خودم نيازمندتر از او باشم چه كنم؟حضرت فرمود: مظلوم را ياری كن. او گفت: اگر خودم ناتوان‏تر از او باشم چه كنم؟فرمود: برای نادان كاری انجام بده، يعنی راهنمايی‏اش كن. عرض كرد: اگر خودم از او نادان‏تر بودم چه كنم؟حضرت فرمود: زبانت را به غير از خير خاموش نگه دار. آيا شاد نمی‏شوی كه يكی از اين خصلت‏ها در تو باشد و به بهشت برده شوی.» «7». اين حكايت نشانگر اين است كه ياری رسانی مؤمن منحصر به كمك مالی تنها نيست؛ بلكه هر گونه حركتی كه سبب نجات شخصی از گرفتاری مالی و كاری و جانی، حتی مشكلات علمی و دينی گردد از شيوه‏های ختم به خير و كامروايی است.از سوی ديگر ترس از عاقبت سوء و شومی سرانجامی، دل‏های اهل معرفت را جريحه‏دار ساخته و بر آن ناله‏ها از سينه و اشك‏ها از ديدگان برآمده است. گروهی از اهل عرفان از درك آن حالت ناتوان شده‏اند و قدم‏هايشان لرزيده است. بنابراين اهل حق و سعادت، با دعا و ذكر و اشتياق به حق تعالی، طلب حسن عاقبت می‏كنند و تداوم بر اين حال را تا دم مرگ، خواستارند.مقام محب در نزد حبيب دارای ذوق و شوقی است كه تنها با حب و علاقه درك می‏شود. همان طور كه برای ذكر مراتبی است برای ذاكر هم به حسب جايگاه او درجاتی است كه در سلوك به معرفت حق و نيك عاقبتی برقرار گرديده است.پس ذكر برای انسان وسيله‏ای است برای دلدادگی به محبوب تا در حب ذات حق فانی گردد.سُئِلَ سَهْلٌ‏ «8».: مَا الذِّكر؟ قالَ: الطَّاعَهُ. قُلْتُ: مَا الطَّاعَهُ؟ قالَ: الإِخْلاصُ. قُلْتُ:مَا الإِخْلاص؟ قالَ: المُشاهَدَهُ. قُلْتُ: وَ مَا المُشاهَدَهُ؟ قالَ: الْعُبُودِيَّهُ. قُلْتُ: مَا العُبُودِيَّهُ؟ قالَ: الرِّضا. قُلْتُ: مَا الرِّضا؟ قالَ: الإِفْتِقارُ. قُلْتُ: مَا الإِفْتِقارُ؟ قالَ:التَّضَرُّعُ و الإِلْتِجاءُ، سَلَّمَ ثُمَّ سَلَّمَ إِلَی المَمَاتِ. «9».از سهل پرسيده شد: ذكر چيست؟ گفت: فرمانبری، گفتم: فرمانبری چيست؟گفت: خالص گردانيدن، گفتم: خالص چيست؟ گفت: ديدن، گفتم: ديدن چيست؟ گفت: بندگی، گفتم: بندگی چيست؟ گفت: خشنودی، گفتم: خشنودی چيست؟ گفت: نيازمندی، گفتم: نيازمندی چيست؟ گفت: زاری و پناهندگی و تسليم سپس تسليم، تا مرگ.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.

پر بازدیدترین ها

دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
جهاد در راه خدا

جهاد در راه خدا

هر كه در بستر خود بميرد، در حالى كه به حق پروردگار خود و حق رسول او و اهل بيت رسولش معرفت داشته باشد، شهيد مرده است و اجرش با خداست و سزاوار پاداش كردار نيكويى است كه (انجام آن را) در نيت داشته است و اين نيت جاى شمشير كشيدن او را مى گيرد.
دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
Powered by TayaCMS