دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار
نویسنده: به اهتمام محمد مهدی معتمدی

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند». (مجله کیان، شماره24، ص19) عوامل، زمینه‌ها و بسترهای بروز سکولاریسم در جهان غرب با عاملیت کلیسا را برشمرده، گفتیم که هیچ یک از این عوامل در آیین اسلام و محیط دینی و علمی اسلامی وجود نداشته، لذا سکولاریسم به عنوان فرزند نامشروع غرب و کلیسا در اسلام و شرق اسلامی چشم به جهان نخواهد گشود.

امضایی بودن برخی از قوانین: گاهی تصور می‌شود که یکی از دلایل دخالت عرف در احکام شرعی، تقسیم احکام به تاسیسی و امضایی است، زیرا امضای بخشی از قوانین بشری در اسلام گواه بر این است که اسلام بر بسیاری از عرفهای دوران جاهلیت صحّه گذاشته و امضا کرده است و تنها در «فقه العبادة» به تاسیس احکام جدیدی دست یازیده است. با این حساب اگر پیامبر اسلام(ص) در زمان ما ظهور کرده بود، به بسیاری از عرفهای موجود نیز صحّه می‌گذاشت، چرا که قوانین عرفی عصر ما قطعاً از «فقه الجاهلیة» پیشرفته‌تر و انسانی‌تر است.(مجله کیان، سال پنجم، ش24، ص 20)

تحلیل: پیش از آنکه به تحلیل این ادّعا بپردازیم، نکاتی را یادآور می‌شویم: 1- احکام آیین اسلام، تابع مصالح و مفاسد است و هرگز چیزی بی‌ملاک، واجب و یا حرام نمی‌شود، زیرا جعل حکم بدون ملاک جز لغو و عبث چیزی نیست و خداوند حکیم برتر از آن است که از او کار لغو سر بزند. لذا معنی وحیانی بودن دین این نیست که تشریع الهی، فاقد ملاک بوده و یا ملاک آن قابل درک نباشد ، لذا در بخشی از احکام علّت تشریع نیز بیان شده است. مثلاً قرآن درباره تحریم شراب و قمار می‌فرماید: «شیطان می‌خواهد به وسیله شراب و قمار در میان شما دشمنی و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد، آیا با این همه زیانها و مفاسد خودداری خواهید کرد؟».(مائده، 91) امام هشتم(‌ع) می‌فرماید: «خدا هیچ خوردنی و یا آشامیدنی را حلال نکرده مگر آنکه در آن سود و صلاحی هست و چیزی را تحریم نکرده، مگر آنکه در آن زیان و فساد است». (مستدرک الوسائل:ج3، ص71، چ 1) 

2- رابطه عقل و دین در اسلام، با رابطه عقل و دین در مسیحیت بسیار متفاوت است، در آیین کنونی مسیحیت، خرد جدا از دین است، در حالی که در آیین اسلام، دین آمیخته با عقل است و اصولاً در اسلام اندیشه‌ای و یا قانونی، نمی‌توان جست که با خرد در چالش و تعارض باشد و اگر هم روزی آیه و حدیثی با حکم خرد تعارض پیدا کرد، یا برداشت ما از دین غیرصحیح می‌باشد و یا در حکم خرد مغالطه‌ای رخ داده است، لذا یکی از مبانی استنباط، پس از کتاب وسنّت، عقل است. البته نه به این معنا که عقل در همه میادین و گستره‌ها، حق حاکمیت دارد، بلکه برای حاکمیت آن قلمرو خاصّی است که در محل خود بیان شده است، در حالی که جریان در آیین کنونی مسیحیت چنین نیست و اصولاً برای خرد مقامی و برای دین مقام دیگری قائلند و میان آن دو، دیوار عظیمی حایل است.

مرحوم دکتر قاسم غنی در خاطرات خود می‌نویسد: در دانشگاه آمریکایی بیروت استادی داشتیم کشیش و در رشته علوم طبیعی نیز برای ما تدریس می‌نمود، ولی در هفته یک روز هم مسائل مذهبی را مطرح می‌کرد. روزی استاد در پاسخ به متناقض بودن سخنان علمی با مواعظ مذهبی‌اش گفت: من مغز خود را به دو قسمت تقسیم کرده، بخشی برای عقل و خرد و بخشی برای وحی و دین و میان این دو، دیوار عظیمی است که هرگز ارتباطی میان آن دو برقرار نیست. 3- بشر در طول زندگی خود، به یک سلسله قوانینی دست یافته که برخی به نفع جامعه و برخی دیگر به ضرر جامعه می‌باشد. اسلام، آنچه را که دارای ملاک بوده، گذرا قرار داده و امثال آن در قرآن زیاد است و بخشی که مضرّ بوده رد کرده است. 4- کلّیه امور معاملاتی که اسلام امضا کرده، فقه جاهلی نبوده، بلکه فقه الهی بشری بوده که شرایع سماوی پیشین نیز به تصویب آنها پرداخته و تجربه بشری نیز صلاحیت آنها را ثابت کرده است و عرب جاهلی نیز از آنان اخذ کرده بود.

با توجه به این امور چهارگانه روشن می‌شود که در گفتار نویسنده تا چه اندازه مغالطه رخ داده است. او تصور می‌کند که معاملات اسلامی، همه و همه زاییده فکر عرب جاهلی بوده و پیامبر(ص) آنها را مورد امضا قرار داده است، در حالی که قسمت اعظم آنها مربوط به شرایع پیشین و تجارب انسانی بوده است. پس معنی وحیانی بودن دین این نیست که کلیه احکام شرایع پیشین را نسخ کند و یا تجارب امم را نادیده بگیرد. اصولاً از نظر جامعه شناسی، دین و تمدن با هم گره خورده و از مضامین قرآن استفاده می‌شود که پیامبران بودند که راه تمدّن را به بشر نشان دادند، چنان که درباره حضرت داود(ع) می‌خوانیم: «ساختن زره را به خاطر شما به او آموختیم تا شما را در جنگها صیانت بخشد، آیا شکرگزار خدا هستید؟» (انبیا، 80) یکی از اشتباهات تاریخ نگاران این است که محور تاریخ را سلاطین و شاهان قرار داده در نتیجه، همه کمالات بشری به آنها منتسب گشته است در حالی که اگر بشر بتواند تاریخ را بر طبق حیات پیامبران تنظیم کند، در این صورت خدمات آنان به بشر روشن‌تر می‌شود. (فصلنامه کلام اسلامی، شماره 50، صص21-24)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.

پر بازدیدترین ها

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر

ما اءعمال البر كلها و الجهاد فى سبيل الله، عند الامر بالمعروف و النهى عن المنكر، اءلا كنفثة فى بحر لجى تمامى اعمال و كارهاى نيك، حتى جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر، مانند قطره اى در مقابل يك درياى بزرگ و پهناور است.
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
Powered by TayaCMS