دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فتنه ای که از کشتن بدتر است

No image
فتنه ای که از کشتن بدتر است

فتنه اي كه از كشتن بدتر است

آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

انواع فتنه های بشری

این حوادث انسانی که به یک معنا مصداق فتنه الهی و به یک معنا فتنه شیطانی است، به دو صورت انجام می‌گیرد:

1) وسیله امتحان در بعضی از این موارد، مستقیما امری دینی نیست؛ یعنی گاهی آنچه که منشا فتنه می‌شود، یک امر دنیوی است؛ مثل اکثر اختلافاتی که بین گروه هائی از انسان‌ها بر سر اموال، ریاست مسائل جنسی و امثال این‌ها اتفاق می‌افتد. این نوع فتنه سه محور عمده دارد: 1- مال 2- مقام و 3- شهوت. وقتی بسیاری از گرفتاری ها، جنگ ها، کشت و کشتارها که در طول تاریخ واقع شده است را ریشه یابی می‌کنیم، می‌بینیم منشا آن‌ها همین امور است. یا می‌خواهند اموال دیگران را تصرف کنند، یا می‌خواهند بر دیگران سیادت و آقایی داشته باشند. و یا مسائل جنسی است. جامع این سه محور، حب دنیا است. البته جهت امتحان الهی بودنش، این است که خدا به وسیله مال یا مقام یا مسائل جنسی- از آن جهت که امر و نهی الهی به آن تعلق می‌گیرد و نتیجه اش موجب ثواب و عقاب اخروی می‌شود- فرد را امتحان می‌کند؛ به این نحو که وقتی این درگیری‌ها پیش می‌آید، آیا مرتکب حلال می‌شوند یا حرام؟ پس موضوع امتحان ابتدائا مسائل دنیائی است. یعنی دعوا بر سر این است که یکی می‌گوید: این مال من است، من باید داشته باشم و دیگری می‌گوید: من باید داشته باشم. صحبت بر سر حلال و حرام بودن نیست؛ صحبت بر سر این است که یکی می‌گوید: من باید رئیس باشم و دیگران باید از من اطاعت کنند و دیگری می‌گوید: من باید رئیس باشم. البته این یک طیف وسیعی از مراتب دنیاپرستی را شامل می‌شود. مراتب ساده آن از اجتماعات کوچک مثل یک خانواده، یا یک روستا شروع می‌شود تا می‌رسد به آنجا که بگوید: «انا ربکم الاعلی».[1]

2) یک بخشی از این امتحانات، یا فتنه های اجتماعی و انسانی اموری است که مستقیما مربوط به دین است. یعنی آن چه ابزار و موضوع فتنه و درگیری می‌شود، خود مسئله دین است.مثلا در درون یک دین، طرفداران دو مذهب برسر این که مذهب من حق است یا مذهب تو، با هم درگیر می‌شوند. اینجا صحبت این نیست که چه کسی رئیس باشد. البته شیطان در مراحل بعد، همه این‌ها را مخلوط می‌کند، ولی آغاز کلام از اینجاست که آیا این مذهب حق است یا آن مذهب؟ این هم یک نوع فتنه است. فتنه‌ای که مستقیما مربوط به دین باشد، بسیار مهلک و خطرناک است و هیچ کس از درگیری در این فتنه و کمک کردن به این فتنه معذور نیست. فتنه در دین، فتنه ای است که موجب شود، دین کسی از او سلب شود. این فتنه ای است که از کشتن بدتر است. کسی را بکشند، برای او بهتر از این است که دین او را از دستش بگیرند و او را گمراه کنند، زیرا با کشتن او، نهایتا چند روز زندگی دنیا را از او گرفته اند، و چه بسا بعداز این دنیا به بهشت رود و آمرزیده شود. اما وقتی دین او را می‌گیرند، مستقیما با سعادت و شقاوت او سروکار دارد. قرآن کریم در یک جا می‌فرماید: «... الفتنه اشد من القتل...»[2]. و در یک جا می‌فرماید: «... الفتنه اکبر من القتل...»[3]، و در جای دیگر می‌فرماید: «و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه و یکون الدین کله لله...»[4].

این مهم ترین نوع فتنه است که مستقیما با سعادت و شقاوت انسان سر وکار دارد، و هیچ کس هم در آن معذور نیست. یعنی پایه های دین حق، آن قدر روشن است که اگر کسی ضروریات دین را انکار کند از او پذیرفته نمی‌شود؛ مگر این که در شرایطی باشد که واقعا قاصر باشد و عقلش نرسد و به گوشش نخورده باشد. یا در یک شرایطی واقع شده باشد که اصلا احتمال خلاف مذهب خودش را ندهد. اما برای کسی که در اجتماع متمدنی زندگی می‌کند، افتادن در دام فتنه دین، مساوی با شرک و کفر است. در بسیاری از روایات، فتنه ای که در قرآن آمده است را، به شرک یا به کفر تفسیر کرده اند.که این تفسیر مربوط به فتنه ای است که هیچ کس از آن معذور نیست و این خطرناک ترین فتنه‌ها است؛ یعنی فتنه‌ای که در آن عده ای گمراه شوند و به راه حق نرسند.

این همان هدفی است که شیطان دنبال می‌کند: «... لاغوینهم اجمعین»[5]. نهایت آرزوی شیطان این است که هرچه بیشتر انسان‌ها گمراه شوند، اگرچه یک لحظه بیشتر باشد او به رقص درمی آید و لذتش در این است که انسانی را فریب دهد.

اقسام فتنه کنندگان

قرآن کریم گاهی فاعلیت فتنه رابه خدای متعال، گاهی به شیطان و در بسیاری از آیات، به انسان‌ها نسبت داده است. حتی در یک مورد فتنه به خود شخص نسبت داده شده است؛ یعنی به کسانی گفته شما خودتان موجب فتنه برای خود شدید. در آیه13 و 14 از سوره حدید می‌فرماید: در روز قیامت عده ای از ضعفاءالایمان و منافقین می‌بینند مومنین دارای نورانیتی هستند و به راحتی از صراط عبور می‌کنند؛ ولی خودشان در تاریکی به سر می‌برند و جلوی پای شان را نمی بینند و نمی دانند کجا بروند. می‌بینند بسیاری از این مومنین از دوستان یا همسایگان شان بوده اند. درحالی که آن‌ها را صدا می‌زنند، می‌گویند: «... انظرونا نقتبس من نورکم...»: نگاهی به ما کنید تا نور شما به ما هم بتابد و ما از نور شما استفاده کنیم. در جوابشان گفته می‌شود:

«... ارجعوا وراءکم فالتمسوا نورا...»: به پشت سر خود بازگردید و کسب نور کنید! بعد از توصیف این ماجرا می‌فرماید: این‌ها سوال می‌کنند: مگر ما در دنیا با شما نبودیم؟ مومنین جواب می‌دهند: بله شما در ظاهر همراه ما بودید، «... و لکنکم فتنتم انفسکم و تربصتم وارتبتم و غرتکم الامانی حتی جاء امر الله و غرکم بالله الغرور». مقصود ما عبارت «و لکنکم فتنتم انفسکم» است، که فتنه را به خود این‌ها نسبت می‌دهد و می‌گوید: شما خود موجب فتنه خودتان شدید.

به هرحال در قرآن کریم، موردی که فتنه به عنوان یک امر اتفاقی یا امری که فاعل جبری یا طبیعی داشته باشد، سراغ نداریم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.

پر بازدیدترین ها

جهاد در راه خدا

جهاد در راه خدا

هر كه در بستر خود بميرد، در حالى كه به حق پروردگار خود و حق رسول او و اهل بيت رسولش معرفت داشته باشد، شهيد مرده است و اجرش با خداست و سزاوار پاداش كردار نيكويى است كه (انجام آن را) در نيت داشته است و اين نيت جاى شمشير كشيدن او را مى گيرد.
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر

ما اءعمال البر كلها و الجهاد فى سبيل الله، عند الامر بالمعروف و النهى عن المنكر، اءلا كنفثة فى بحر لجى تمامى اعمال و كارهاى نيك، حتى جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر، مانند قطره اى در مقابل يك درياى بزرگ و پهناور است.
Powered by TayaCMS