دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

متنافر

No image
متنافر

كلمات كليدي : از هم رمندگي، ناسازگاري، دشواري تلفظ، متنافر، تنافر معنوي، تناففر لفظي، ادبيات فارسي

نویسنده : الهه سادات برقعي

تنافر در لغت به معنای از هم ‌‌رمندگی چیزهاست چندان‌ که نفرت و ناخوشایندی دل و جسم، اشیاء را از هم دور می‌سازد[1] و در اصطلاح آن است که میان حروف و کلمات یا جمله‌های متوالی، تناسب و سازگاری و هماهنگی وجود نداشته باشد، که این شکل از کلمات و عبارات را متنافر، و ضد آن‌را ملایم و متلایم یعنی سازگار و متناسب می‌خوانند.

اقسام تنافر

تنافر به دو قسم لفظی و معنوی تقسیم می‌شود: تنافر معنوی یا تنافر جمل و عبارات: آن است که جمله‌های نثر یا مصرع‌های نظم هر کدام به ‌تنهایی معنی داشته باشند، اما میان آنها در معنی سازگاری و مناسبت نباشد. مانند:

خانه‌ی ملک و دین شود آباد

باده پیش آر هرچه باداباد

تنافر لفظی خود نیز بر دو قسم تقسیم می‌شود: یکی تنافر حروف، دیگر تنافر کلمات.[2]

1) تنافر حروف: آن است که آهنگ تلفظ کلمه، بر زبان سنگین و دشوار باشد و این شکل از حروف را در فارسی، گران آهنگ می‌گوییم.

مثال معروفش کلمه‌ی عهخع (اشترخان) است که چون از حروف حلقی ترکیب شده تلفظ آن دشوار است.[3] و همچنین تلفظ چهار ساکن، در کلمه‌ی "پنهانست" است. در بیت زیر از مولوی که به ‌ضرورت شعر اتفاق افتاده است.

دو دهان داریم گویا همچو نی

یک دهان پنهانست در لب‌های وی[4]

همچنین در بیت زیر از مولوی در کلمه‌ی «پوستشان» به ‌علت ساکن تلفظ کردن حرف «ت»، صنعت تنافر وجود دارد.

بر دران ای دل تو ایشان را مایست

پوستشان برکن‌ کشان جز پوست نیست[5]

در کلمه‌ی پوستشان حرف «ت»، در بیت ساکن خوانده می‌شود در صورتی که باید با کسره خوانده شود.

نکته: الفاظ بیگانه را که گفتن آن به لهجه‌ی فارسی دشوار باشد هم، از آن قبیل باید شمرد.

2) تنافر کلمات: آن است که الفاظ جمله هر کدام به ‌تنهایی، تنافر نداشته باشند اما گفتن آنها به ‌توالی و پشت سر یکدیگر بر زبان سنگین و دشوار باشد. مانند این جمله: «خواجه تو چه تجارت کنی» که گفتن آن چند بار پشت ‌سر یکدیگر دشوار است، و کم کسی باشد که آن‌را چند مرتبه به یک نفس بتواند بگوید که زبانش در نیاویزد.[6]

مثالی از تنافر در کلمات:

گر تضرع کنی و گر فریاد

دزد، زر باز پس نخواهد داد

کلمات «دزد»، «زر»، «باز» در کنار یکدیگر به ‌آسانی تلفظ نمی‌شوند.[7]

تنافر (کلمات) در نثر: «شب است، آفتاب با اشعه‌ی طلایی از پس ابر خودنمایی می‌کند، شاگردان دبستان سرود دلنواز می‌خوانند، در خانه‌ی همسایه‌ی ما ولیمه‌ی عروسی می‌دهند...»[8]

چند نمونه از تنافر در حروف:

ستودن نداند کس او را چو هست

میان بندگی را ببایدت بست

در این بیت از فردوسی تلفظ دقیق کلمه‌ی ببایدت این است که در روی حرف «ی» و «د» فتحه قرار می‌گیرد در صورتی که در بیت این دو حرف در کلمه به شکل ساکن خوانده می‌شوند. همچنین در بیت زیر از داستان رستم و سهراب در کلمه‌ی بخواندت نیز تنافر وجود دارد:

چو داند بخواندت نزدیک خویش

دل مادرت گردد از درد ریش

این‌که چرا برخی از کلمات نه تنها گوش‌نواز نیست بلکه کراهت در سمع دارند بحثی است که قاعده مربوط به آواشناسی و واج‌شناسی از شعبات علم زبان‌شناسی است اما در اینجا به‌طورکلی می‌توان گفت که تلفظ غیر طبیعی کلمات ایجاد غرابت می‌کند.[9]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

دیدگاه امام علی علیه السلام درباره روزه

كم من صائم ليس له من صيامه اءلا الجوع و الظما، و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء، حبذا نوم الاكياس و افطارهم بسا روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى نصيبى نيابد، و بسا شب زنده دارى كه از عبادت شبانه اش جز رنج و بى خوابى بهره اى نبرد، خوشا خواب زيركان (عارف) و روزه خوارى آنان!
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
No image

حج در سخنان امیر المومنین علیه السلام

الكعبة جعله سبحانه و تعالى للاسلام علما، و للعائذين حرما، فرض ‍ حقه، و اءوجب حجه، و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه: و لله على الناس ‍ حج البيت من استطاع اليه سبيلا، و من كفر فاءن الله غنى عن العالمين خداوند سبحان كعبه را نشانى براى اسلام و حرم امنى براى پناه آورندگان به آن قرار داد. حج و اداى حق آن را واجب گرداند و همه را به زيارت آن فراخواند و فرمود: بر هر كسى كه بتواند، زيارت (كعبه واجب ) است و آن كس كه كفر ورزد، خداوند از همه جهانيان بى نياز است.

پر بازدیدترین ها

جهاد در راه خدا

جهاد در راه خدا

هر كه در بستر خود بميرد، در حالى كه به حق پروردگار خود و حق رسول او و اهل بيت رسولش معرفت داشته باشد، شهيد مرده است و اجرش با خداست و سزاوار پاداش كردار نيكويى است كه (انجام آن را) در نيت داشته است و اين نيت جاى شمشير كشيدن او را مى گيرد.
روزه داری در آئینه نهج البلاغه

روزه داری در آئینه نهج البلاغه

حرس الله عباده المؤ منين بالصلوات و الزكوات، و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لا طرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم خداوند متعال بندگان را ايمان خود را از فريبكارى هاى شيطان محفوظ و مصون مى دارد، به وسيله نمازها و زكات دادن و تحمل مشقت به وسيله روزه گرفتن در روزهاى مقرر (رمضان مبارك) و براى ايجاد آرامش در اعضاى آنان و براى خاشع نمودن چشمان و رام كردن نفس ها.
دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

دیدگاه نهج البلاغه درباره نماز

درباره نماز چنين سفارش مى كند: گناهان را از گردن ها باز مى كند، همان گونه كه مهارها از گردن حيوانات باز مى شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرم تشبيه فرموده است كه مقابل در خانه مردى در جريان باشد و آن مرد در هر روز و شب پنج مرتبه در آن شست و شو نمايد (با اين شست و شوى مكرر چه كثافت و چركى در بدن او باقى خواهد ماند؟
دوستى و دشمنى

دوستى و دشمنى

اءصدقاوك ثلاتة و اءعداوك ثلاثة، فاءصدقاوك: صديقك، و صديق صديقك، و عدو عدوك. و اءعداوك: عدوك، و عدو صديقك، و صديق عدوك دوستان تو سه دسته اند و دشمنانت نيز سه دسته اند، اما دوستانت عبارت اند از: دوستت، دوست دوستت، دشمن دشمنت؛ اما دشمنانت؛ دشمن تو، دشمن دوستت و دوست دشمن تو.
امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر

ما اءعمال البر كلها و الجهاد فى سبيل الله، عند الامر بالمعروف و النهى عن المنكر، اءلا كنفثة فى بحر لجى تمامى اعمال و كارهاى نيك، حتى جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر، مانند قطره اى در مقابل يك درياى بزرگ و پهناور است.
Powered by TayaCMS