17 دی 1396, 13:50
قال علی (ع): «علیکُم بِدوامِ الشُکرِ و لزُومِ الصّبرِ فإنّها یَزیدانِ النِّعمه و یُزیلانِ المِحنه» (تصنیف غررالحکم و دررالکلم، حدیث 6142)
بیهیچ تردیدی شکر منعِم و صاحب نعمت لازم است. عقل بهروشنی حکم میکند که هر انسانی که به او نعمتی عطا شده، صاحب نعمت را بشناسد و حق سپاسگزاری از او را بهجای آورد. شناخت منعِم در حقیقت، شناخت خداوند است؛ که از این زاویه یعنی زاویه انعام مورد شناخت قرار گرفته است.[1] خداوند صاحب تمام نعمتها است و لازم است که انسان در برابر نعمتهایی که خداوند به او بخشیده، شکرگزار باشد و کفران نعمتهای الهی نکند. خداوند در قرآن میفرماید:
«فاذکُرُونِی أَذکُرکُم وَ اشکُرُوا لِی وَ لاتَکفُرُونَ»[2]
«پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و شکرنعمت مرا بجا آورید و کفران نعمت نکنید.»
در شکرگزاری توجه به این نکته ضروری است که انسان بداند، هر نعمتی که او دارد از جانب خداوند بوده و واسطهها همه مسخّر اراده الهیاند. اگر خداوند نخواهد، هیچ کس نمیتواند نعمتی را به انسان برساند و یا او را از نعمتی محروم کند. نعمتها نباید موجب غفلت انسان از یاد خدا شوند؛ انسان باید بهواسطه نعمتهای الهی خود را به خدا نزدیک کند و از آنها در راه رسیدن به آخرت استفاده کند.
شکر الهی محدود به تشکر لسانی نیست؛ قصد، عمل، استفاده صحیح و ... از جمله مصادیق شکرند. عمل، اقدام به کاری است که مقصود و محبوب منعِم است. انسان باید با عمل قلبی قصد و نیت خیر برای همه داشته باشد و با عمل زبانی شکر خدا را بهجا آورد و با عمل به جوارح، نعمتهای الهی را در راه بندگی و پرهیز از محرمات بهکار گیرد و هرگز در راه کفران نعمتهای الهی قدم بر ندارد. مثلا یکی از مصادیق شکر چشم این است که انسان چشم را از محرمات الهی بپوشد، و با نگاههای حرام، کفران نعمت الهی نکند.[3]
شکر نعمت و صبر بر بلایا، آثار بسیار زیادی برای انسان دارند؛ که یکی از ملموسترین آنها، افزونی نعمتهای الهی است. بههمین جهت، کسی که شکرگزار خدا نباشد و در برابر مصیبتها و بلاها صبر نکند زندگی را برای خودش سختتر میکند؛ یعنی نه تنها مشکلات او حلّ نمیشود، بلکه این مشکلات مضاعف میگردد.[4]
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان