دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

روزهاى دشوار

No image
روزهاى دشوار

اقای سید نعمت الله جزایری ,,,,خاطره آن روزهاى دشوار را چنین نگاشته است:

وقتى اذان ظهر برمى خاست به درس مى شتافتم البته بیشتر وقتها نمى توانستم نان تهیه کنم، بنابراین تا شامگاه گرسنه مى ماندم. اغلب هنگامى که شب فرا مى رسید به اندازه اى در اندیشه درس فرورفته بودم که نمى دانستم در روز چیزى خورده ام یا نه! پس مدتى فکر مى کردم و درمى یافتم که چیزى نخورده ام. ([1])

تلاش سید تابستان و زمستان نمى شناخت. براى او همه فصلها فصل درس بود. آنچه فرزند سخت کوش صباغیه درباره یکى از زمستانهاى شیراز نگاشته، درستى این گفتار را نشان مى دهد:

من درسى داشتم که حاشیه هاى آن را بعد از نماز صبح زمستان مى نوشتم. سرماى هوا و بسیارى تلاش باعث مى شد که خون از دستم جارى شود! سه سال روزگارم بدین سان گذشت.([2])



5 ـ 6 ـ همان، ص 308 - 310.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

پر بازدیدترین ها

روایتی بر سرودن شعر علی ای همای رحمت

روایتی بر سرودن شعر علی ای همای رحمت

آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب , دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .
چراغی برای روشنی داخل قبرها!

چراغی برای روشنی داخل قبرها!

بعد از مرگ، انسان را به جایى منتقل مى کنند که نامش ‍ قبر است، و قبر منزل موقتى مردگان مى باشد. در هنگام مرگ و قبض روح، ممکن است سختیها و شداید فراوانى - در اثر اعمال و افکارى که در دنیا کسب نموده است - به انسان هجوم آورد.
Powered by TayaCMS