29 آذر 1396, 14:16
قال الامام الصادق (ع):«کان أکثر عبادة أبی ذر رحمة الله علیه التفکرَ والاعتبار»(بحار الانوار ج 68، ص 323)
فکر و اندیشه ، آئینهی خوبیها و پوشانندهی بدیها و روشنی بخش دلها و موجب خوشخویی و سعهی صدر میشود. به وسیلهی تفکر، انسان به صلاح روز رستاخیز و پایان کارش آگاه میشود و برعلم و دانشش افزوده میگردد و هیچ عبادتی بالاتر از تفکر نیست. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم فرمود:یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است وتنها کسانی به این مقام میرسند که خداوند آنان را به نور معرفت و توحید ویژگی داده باشد.
تذکر و تفکر در مراحل مختلف پا به پا یکدیگر پیش می روند. گاهی تذکر مقدمهی تفکر است و گاه تفکر زمینه ساز تذکر. باید از جریاناتی که در اطراف انسان میگذرد برای کسب معلومات جدید و شناخت بیشتر استفاده کرد؛ باید فکر را به کار انداخت و از جمود و رکود بیرون آمد و از حالت ایستایی به پویایی رسید. تفکر اساس تعالی و تکامل مادی و معنوی انسان است و او را از بسیاری موجودات متمایز میسازد. تفکر انسان را از مرحلهی احساس به مرحلهی تعقل میرساند و از مرتبهی حیوانی به مقام انسانی سوق میدهد. تفکر روح ماورایی انسان را بیدار می سازد و آن را به پرواز وا میدارد. خداوند متعال در وصف مؤمنان میفرماید:
آنان که در همه حال خدای را یاد میکنند و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند و میگویند خدایا تو این عالم (با عظمت را ) بیهوده نیافریده ای …
از این آیه برداشت میشود که ذکر بدون فکر و فکر بدون ذکر کارساز نیست و در صورتی که هردو با هم همره شوند انسان را از حضیض حیوانی و درنده خویی به قلّه عرفان و خداجویی میرسانند. پس ای برادر! بکوش تا همیشه به یاد خدا باشی و در عین حال فکرت را به کار بینداز و روحت را برای پرواز و تعالی آماده ساز .
رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
شخص عاقل باید برای خود سه گاه داشته باشد: ساعتی برای مناجات با خداوند عزوجل و ساعتی برای حسابرسی از خویش و ساعتی برای تفکر و اندیشه در آنچه خداوند عزوجل در بارهی او انجام داده است. افزون بر اینها ساعتی را نیز به استراحت و بهره بردن از لذّات حلال اختصاص دهد(که این ساعت مدد کار انسان نسبت به ساعات دیگر است).
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان