13 مهر 1394, 13:51
محمّد تقى برغانى درباره شیخ جعفر کاشف الغطاء مى گوید:
«روزى مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء وارد قزوین شد، وقت خواب فرا رسید و همه خوابیدند و من هم در گوشه آن باغ خوابیدم. چون پاسى از شب گذشت، شنیدم شیخ مرا صدا مى زند و مى گوید: «برخیز و نماز شب به جاى آر.» عرض کردم: «بلى برمى خیزیم.» شیخ رد شد و من دوباره خوابیدم. ناگهان صدایى به گوشم خورد به دنبال آن روانه شدم. وقتى به نزدیک جایى که سر و صدا مى آمد، رسیدم، دیدم جناب شیخ به تضرّع و گریه و مناجات مشغول است و صداى ایشان چنان در من اثر گذاشت که از آن شب تا کنون که 25 سال مى گذرد، هر شب برمى خیزم و به مناجات مشغول مى شوم.»([7])
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان