دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تعقید

No image
تعقید

كلمات كليدي : تعقید، معقّد، اغلاق، تقعیر

در لغت به معنای پیچیده کردن و در اصطلاح علم بلاغت به معنای پیچیده کردن سخن و دشوارگویی است. کلامِ دارای تعقید را مُعَقَّد می‌گویند. اغلاق و تقعیر نیز از دیگر الفاظی هستند که برای این پدیدۀ زبانی به کار می‌روند به گفتۀ جاحظ (متوفی 255)، احتراز از تعقید از شرایط بیان است و در کلام فصیح اجتناب از آن ضروری است.

تعقید را نارسایی کلام در انتقال مفهوم دانسته‌اند که ناشی از نارسایی لفظ یا معنا یا هر دو است.

اقسام تعقید:

1- تعقید لفظی

2- تعقید معنوی

مُبرَّد (متوفی 285) تعقید را به دو نوع لفظی و معنوی تقسیم کرد. در دیدگاه او اخلال در نظم، تعقید لفظی است و نارسایی در معنا، تعقید معنوی. به نظر بسیاری از علما، عوامل مؤثر در ایجاد تعقید لفظی عبارتند از: تقدیم و تأخیر الفاظ در جمله، حذف، استفاده از واژه‌های نامأنوس، بی‌مبالاتی در قواعد نحو و اخلال در آن.

جابجایی الفاظ و سازه‌های نحوی و حذف به منظور آشنایی‌زدایی و گریز از هنجار عادی کلام که در زبان ادبی صورت می‌گیرد، اگر منجر به پیچیدگی تصنعی در معنا و مفهوم سخن گردد، مذموم است و تعقید به شمار می‌آید. تعقید امری نسبی است و آن‌چه در تشخیص تعقید لازم و ضروری است، در نظر داشتن حال و مقتضای آن است.

بنا به قول ابن قتیبه و رمّانی، گفتن لفظ و ارادۀ معنای دور از ذهن از آن، مُغلق‌گویی است و بیان یک لفظ با معانی مشترک، از عوامل تعقید معنوی‌ می‌باشند. در تعقید معنوی، به سبب بیان مطالب دور از ذهن، در انتقال ذهن از معنای ابتدایی لفظ به معنای ثانوی آن اختلال ایجاد می‌شود. استفاده از مجاز و استعاره و کنایات غریب و نامأنوس از این قبیل است. در ادب فارسی اشعار بیدِل دهلوی به تعقید معنوی معروف است.

تعقید در ادبیات عرب از قرن چهارم تا ششم و در ادب فارسی از قرن نهم تا پیش از دورۀ بازگشت ادبی، به خصوص در سبک هندی، فراوان است که همین امر موجب محدود شدن مخاطبان و رکود شعری این ادوار بوده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

No image

استفتائات (خطى)

No image

توضیح المسائل

No image

السؤال والجواب

No image

شرح مختصر النافع محقق حلى

علامه عبدالحسین امینى مى‌گوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیده‌ام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشته‌اى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مى‌گذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قول‌هاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مى‌رسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصل‌تر باشد.

Powered by TayaCMS