13 مهر 1394, 13:51
آیت الله حاج شیخ حسن صانعى که مدتى به مرند تبعید شده بود و با آیت الله مرندى در ارتباط بود، مى گوید: «طلبه جوانى از قم براى دیدن من به مرند آمده بود و از کسى نتوانسته بود سراغ مرا بگیرد، لذا در آن شب زمستانى که برف شدیدى هم باریده بود شب هنگام زنگ منزل آیت الله مرندى به صدا در آمده بود و این طلبه آدرس مرا از ایشان خواسته بود و ایشان در آن زمان حدود هشتاد سال داشت. با این ضعف جسمانى همراه آن طلبه در برف و سرما به راه مى افتد و اقامتگاه مرا به او نشان مى دهد. وقتى من صداى ایشان را از پشت در شنیدم بسیار شرمنده شدم عرض کردم: آقا! شما چرا زحمت کشیدى؟ فرمودند: بچه ها خواب بودند براى همین نخواستم آنها را بیدار کنم لذا خودم خدمتتان آمدم!»([35])
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان