27 فروردین 1396, 23:30
از نظر اجتماعى بزرگترین خدمتى که صدق و راستى مى تواند به انسانها کند مسأله جلب اطمینان و اعتماد است. البته مى دانیم تمام پیشرفتهاى علمى و صنعتى و اقتصادى که نصیب بشر شده مولود سیستم زندگى او، یعنى زندگى دسته جمعى است. ولى همکارى و همفکرى که اساس زندگى دسته جمعى است در صورتى میسر است که افراد نسبت به هم اعتماد و اطمینان کامل داشته باشند. در غیر این صورت مشکلات زندگى دسته جمعى، مزاحمتها، نزاعها، کشمکشها و کار شکنىها را خواهد داشت بدون اینکه از فواید آن بهره مند گردند. بدیهى است مهمترین و مؤثرترین وسیله جلب اطمینان و اعتماد همان «صدق و راستى» و خطرناکترین دشمن آن دروغ است. اگر مؤسسات اقتصادى تنها در معرفى یکى از کالاهاى خود دروغ بگویند، مردم نسبت به بهترین فرآورده هاى آنان بدبین خواهند شد. اگر در محیط هاى علمى دروغ رایج گردد، دانشمندان و دانش طلبان به گفته هاى یکدیگر، به نقلهاى یکدیگر، به قضاوتهاى یکدیگر اعتماد نخواهند کرد و به این ترتیب هرکس باید تمام زحمات لازم را براى یک تحقیق علمى شخصاً متحمل گردد و از زحمات هزاران سال عمر دیگران نتواند استفاده کند. و این نوع دروغ زشت ترین و کثیف ترین انواع دروغ است. همانطور که اشاره شد صدق و راستگویى یکى از نشانه هاى بارز شخصیت انسان و عظمت فکر و پاکى روح اوست. افراد راستگو معمولاً افرادى شجاع، صریح، با اخلاص، کم طمع و خالى از تعصبهاى غلط و حبّ و بغضهاى افراطى هستند زیرا راستگویى بدون اینها ممکن نیست. نگاه به رکوع و سجود طولانى کسى نکنید چه اینکه ممکن است عادت او باشد و اگر آن را ترک کند ناراحت شود، ولى نگاه به راستگویى و امانت او کنید به عکس، افراد دروغگو معمولاً ترسو، ریاکار، طماع، متعصب و لجوج یا گرفتار حبّ و بغضهاى غلط مى باشند.
افراد راستگو حتماً در زندگى پایبند به اصولى هستند، این اشخاص کمتر ممکن است مزوّر و دمدمى مزاج و منافق باشند زیرا صداقت با هیچ یک از این امور سازگار نیست. راستگویى را مىتوان کلیدى براى کشف باطن اشخاص از جنبههاى مختلف دانست و لذا در بعضى از اخبار و احادیث اهل بیت (علیهم السلام) صدق حدیث وسیله اى براى ارزیابى وجود افراد شمرده شده : امام صادق(ع) مى فرماید : « لا تَنْظُرُوا اِلى طُولِ رُکُوعِ الرَّجُلِ وَسُجُودِهِ فَاِنَّ ذلِکَ شَیْءٌ قَدِ اعْتادَهُ فَلَوْ تَرَکَهُ اسْتَوْحَشَ لِذلِکَ ، وَلکِنِ انْظُرُوا اِلى صِدْقِ حَدِیثِهِ وَاَداءِ اَمانَتِهِ » نگاه به رکوع و سجود طولانى کسى نکنید چه اینکه ممکن است عادت او باشد و اگر آن را ترک کند ناراحت شود ، ولى نگاه به راستگویى و امانت او کنید. قرآن مجید نیز مىفرماید : «وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ » مىتوانى آنها (منافقان) را از طرز سخنانشان بشناسى. بدون شک دو صفت راستى و درستى (صدق و امانت) بارزترین نشانه شخصیت است، بلکه نام انسان واقعى را بدون این دو نمى توان بر کسى گذارد، و این دو از یک ریشه مشترک منشعب مىشوند، زیرا راستگویى چیزى جز امانت در اداى سخن نیست، همانطور که امانت هم چیزى جز صداقت در عمل نمى باشد، و چنانکه خواهیم دید آثار اجتماعى این دو نیز مشابه یکدیگرند. شاید به همین ملاحظه است که در کلمات پیشوایان بزرگ اسلام « صدق الحدیث» و « اداءالامانة » با هم ذکر شده و در گفتوگوهاى معمولى نیز راستى و درستى را با هم مى آورند.
همسایگان را دریابیم
وجود همسایه خوب، برای آدمی نعمتی ارزشمند و همسایه خوب بودن، مایه محبت و دوستی است. دلها همواره متوجه جایی میشود که نیکی و مهربانی در آن حاکم باشد و هرجا که شهد خیر باشد، افراد گرد هم میآیند. نقش رفتار نیک در همسایگی، در ایجاد تجمعهای پرشکوه و الفتهای اجتماعی، فراوان است. حضرت علی(ع) میفرماید: «مَنْ حَسُنَ جِوارِه کَثُرَ جیرانُهُ؛ آن که همسایگیاش نیکو باشد، همسایگانش روزافزون میشود.» ایشان در حدیثی دیگر میفرماید: «حُسْنُ الجوار یَعْمُرُالدّیارَ و یزیدُ فی الأعمار؛ خوش همسایگی، هم آبادیها را آباد و هم عمرها را زیاد میکند». امامصادق (ع) نیز در سخنی فرمود: «بر شما باد نماز خواندن در مسجدها و همسایگی خوب با مردم».گاهی تحمل سختیها و ناسازگاریهای همسایگان، برای حُسن هم جواری لازم است. اگر بخواهیم روابط مان از هم نگسلد، باید صبور بود و تحمل کرد و بدی را با بدی پاسخ نداد. رفت و آمد، رسیدگی، احوالپرسی، یاری، عیادت، انفاق و صدقه، رفع نیاز و همدردی، از جمله وظایفی است که بر عهده همسایه و نیز نشانه جوانمردی و انسان دوستی است. حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «مِنَ المُروّةِ تَعَهُّدُ الجیرانِ؛ رسیدگی به همسایگان، جوانمردی است». همچنین حضرت امام باقر (ع) یکی از ویژگیهای مهم شیعه را، رعایت حق همسایگی میداند و میفرماید: والتعاهُدُ لِلجیرانِ مِنَ الفُقراءِ وَ اَهلِ المَسکَنَةِ وَ الغارِمینَ و الأَیتام. از نشانههای پیروان ما، رسیدگی به همسایگان نیازمند و تهیدست و بدهکاران و یتیمان است. انسان شرافتمند و با وجدان چگونه میتواند آسوده خاطر و با شکم سیر بخوابد، در حالی که در همسایگی او محروم و گرسنه و نیازمند باشد و با آنکه او میتواند گرهی را از کار آنان بگشاید، کوتاهی کند!؟ چگونه میتواند این سخن پیامبر را از یاد ببرد که: ما امَنَ بی مَنْ باتَ شَبعانا وَ جارُهُ المُسلمُ جائعٌ. هر کس سیر بخوابد، در حالی که همسایه مسلمانش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است. اگر این حق و حریم اسلامی، مسئولانه شناخته و رعایت شود، در جامعه اسلامی نیازمند و گرفتاری که صورت خود را با سیلی سرخ نگه دارد، پیدا نخواهد شد.
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان