29 دی 1395, 9:12
(بدان اي سالک راه خدا!) محبت يک جذبه و کشش بين محب و محبوب است. اين رابطه در تمام عالم وجود برقرار است و همه عالم، بر محور اين نوع از «جاذبه» استوار است. لذا اگر اين جاذبه نباشد، در عالم وجود همه چيز از هم گسسته خواهد شد. محبت مقتضي يک سنخ از مسائل است که اگر در جايي پيدا شود، آن ها را به همراه خواهد داشت، مثلابا ايجاد اين علقه يا کشش دروني، انسان به متعلقات محبوب هم علقه پيدا مي کند، و آنچه را که محبوب مي خواهد او نيز طلب مي کند. از مقتضيات ديگر محبت، آن است که محب، نسبت به محبوب خضوع و خشوع مي نمايد. يکي ديگر از مقتضيات اين علقه و کشش آن است که محب هر چه از فضائل ورذائل در نهاد خود دارد بيرون مي ريزد و نسبت به محبوبش صاف و صادق مي شود. (1)
__________________
1- رسائل بندگي، آيت الله شيخ مجتبي تهراني، ص 209
□
روزنامه كيهان، شماره 21140 به تاريخ 3/6/94، صفحه 8 (معارف)
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان