13 مهر 1394, 13:51
هر سال مبلغ معینى از طرف حکومت براى آقا جمال مى فرستادند تا قضاوت کند. روزى یکى از کارگزاران حکومت در محضر او حاضر شد. شخصى در آن هنگام مسئله اى پرسید. آقا جمال گفت: اکنون نمى دانم. شخص دیگرى آمد و پرسشى دیگر کرد، همان جواب را شنید، تا چهار نفر که مسئله سؤال کردند و جواب نمى دانم شنیدند. کارگزار حکومتى حاضر در جلسه به عنوان اعتراض به آقا جمال گفت: «شما هر سال مبلغ معینى از دولت مى گیرید تا به سؤالات و مشکلات مردم جواب بگویید!» آقا جمال فرمود: «من آن مبلغ را براى آن چیزهایى که مى دانم، مى گیرم و اگر براى آنچه که نمى دانم بگیرم، خزینه پادشاه به آن وفا نمى کند.»([32])
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان