13 مهر 1394, 13:51
چند ماه بود که آیت الله سید على اکبر خویى در انتظار فرزند بود. روزى در حوزه علمیّه خوى مشغول تدریس بود که «آقا سلمان» یکى از شاگردانش سراسیمه وارد شد و به استاد گفت:
دیشب در مورد شما خوابى دیدم و حامل پیامى هستم. دیشب در عالم رؤیا، حضرت على(علیه السلام) را دیدم که فرمود: به سید على اکبر بگو: «حمل عیالش پسر است و اسم او را ابوالقاسم گذاشتم وَلَهُ شَأْنٌ»([1])
سرانجام در 15 رجب سال 1317 هـ .ق. نوزادى که همه منتظرش بودند، چشم به جهان گشود. پدرش بنا به سفارش على(علیه السلام) نام او را ابوالقاسم گذاشت.([2])
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان