دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عَروض

No image
عَروض عَروض

همان گونه که علم منطق میزان سنجش استدلال است و ارسطو بنیانگذار آن مى باشد. علم عروض نیز میزان سنجش درستى شعر است و خلیل بن احمد معمار و بنیان گذار آن محسوب مى گردد.([53])

ابوطیّب لغوى (متوفّاى 351 هـ .ق.) مى گوید:

خلیل در یکى از سفرهایى که به حجّ مشرف شد، پرده خانه خدا را گرفت و عرضه داشت. بارالها! مرا علمى روزى گردان که کسى در آن بر من سبقت نگرفته باشد و آیندگان نیز فقط آن را از من فراگیرند. بعد از این سفر، خداوند دانش عروض را به وى کرامت کرد.([54])

بى شک آشنایى خلیل با آهنگ ها و دانش موسیقى ارتباطى تنگاتنگ با آشنایى وى با عروض داشته است و از این جهت ابن معتزّ مى گوید:

روزى خلیل، از بازار مسگران بصره گذر مى کرد و در مورد آهنگ هاى گوناگونى که به گوش مى رسید تفکر کرد و با خود گفت: مى توان از این صداها قانونى بنا کرد و پس از مدّتى دانش عروض را بنا نهاد.([55])

نضر بن شمیل مى گوید:

هنگامى که خلیل تصمیم گرفت شعر عرب را قانونمند نماید در حالى که چوبى را به دست گرفته و بر طشتى مى کوبید، مى گفت: فاعلن، مستفعلن، فعولن... برادر خلیل با شیندن این کلمات نامأنوس، مضطرب شد و دوستان خلیل را جمع کرد و ابراز داشت که وى دیوانه شده است. وقتى آنان به منزل خلیل رسیدند او را در همان حال یافتند و خطاب به وى گفتند: تو را چه شده؟ اگر مى خواهى درمانت کنیم! خلیل که دچار شگفتى شده بود گفت: مقصود شما از این سخنان چیست؟ گفتند: برادرت گمان کرده که تو دیوانه شده اى؟ خلیل در ضمن شعرى خطاب به برادرش چنین گفت:

اگر مى دانستى چه مى گویم مرا معذور مى داشتى و یا اگر من نمى دانستم تو چه مى گویى ملامتت مى کردم. لکن تو نمى دانى من چه مى گویم و ملامتم مى کنى و من مى دانم تو جاهل هستى و تو را معذور مى دارم.([56])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

پر بازدیدترین ها

No image

استفتائات (خطى)

No image

توضیح المسائل

No image

السؤال والجواب

No image

شرح مختصر النافع محقق حلى

علامه عبدالحسین امینى مى‌گوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیده‌ام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشته‌اى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مى‌گذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قول‌هاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مى‌رسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصل‌تر باشد.

Powered by TayaCMS