13 مهر 1394, 14:54
وصیّت ها
فخرالاسلام در کتاب هایش وصیّت ها و سفارش هایى به اقشار مختلف جامعه اسلامى و حتّى مسیحیان دارد. در جایى خطاب به روحانیان و واعظان اسلامى چنین مى گوید:
«در علما و واعظین اگر عدالت نباشد و مرتکب بعضى امور قبیحه شوند، وعظ ایشان «هباءً منثوراً» خواهد بود. تکمیل نفس در قوه علمیّه و عملیّه، مقدّم بر تکمیل غیر است، یقیناً. چه قدر خوب فرموده اند جناب مسیح که، اگر کورى عصاکش کور دگر شود، هر دو در چاه افتند. «بدیهى است که خفته را خفته کى کند بیدار»([37])
و خطاب به مسیحیان جهان چنین مى گوید:
اى برادران، پدران، دوستان و آشنایان! من نیز مسیحى بودم و در کلیساى ارومیه متولّد و در آن جا و جاهاى دیگر نزد روحانیان مسیحى تربیت شدم و همواره، اعتقاد به سه گانه بودن خدا داشتم و با پیروان محمّد(صلى الله علیه وآله) سر جنگ داشتم ولى با الطاف الاهى، حقیقت به طور مستدل بر من مثل روز روشن، آشکار شد. شما نیز اى برادران مسیحى! راه حقّ و راستى را قبول کنید و دست از تعصّبات نابجا بردارید، از تقلید کورکورانه پدران و اجداد خود دورى کنید، ذهن و روح خود را از عناد و لجاجت پاک کنید و بدین وسیله، قرآن را مطالعه کنید، آن وقت آن را با کتاب هاى مسیحیّت که مشتمل بر بیش از صد و پنجاه هزار غلط و اشتباه است مقایسه کنید، در این صورت است که نور هدایت الاهى را در قلب خود مشاهده خواهید کرد.([38])
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان