دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

محبّت راستین و دروغین

وکسانی که طلا و نقره را گنجینه (و ذخیره و پنهان) می سازند، و در راه خدا انفاق نمی کنند، به مجازات دردناکی بشارت ده! (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
محبّت راستین و دروغین
محبّت راستین و دروغین

محبّت راستین و دروغین

محبت بر دوگونه است: محبت صادق و محبت کاذب. محبت صادق آن است که انسان کمال را درست تشخیص بدهد و البته وقتی به کمال آگاهی پیدا کند، به آن دل می‌بندد مانند محبّت به خداوند، متقابلاً کمال هم جاذبه دارد و محبّ را به سمت خود جذب می‌کند و در حقیقت محبت صادق، دو جانبه است؛ اما محبّت کاذب آن است که انسان، نقص را کمال بپندارد و بر اساس چنین پندار باطلی به آن کمال موهوم علاقمند گردد؛ مانند محبتِ غیر خدا، مخصوصاً محبت عالم طبیعت، محبت کاذب و جاذبه‌ای است که عین دافعه است؛ چنانکه افعیها با نَفَس کشیدن، برخی از حشرات را جذب می‌کنند؛ اما نه برای پرورش و کمال بلکه برای هضم و نابود کردن. بنابراین، جذب آنان، جذب کاذب است.
زرق و برق دنیا نیز چنین است. انسان اگر به دنیا دل ببندد، دنیا جاذبه دارد و او را به سوی خود جذب می‌کند؛ اما برای این که او را درهم بکوبد و نابود و سپس به صورت زباله دفع کند، ولی ذات اقدس خداوند نه تنها محبوب مؤمنان است بلکه مُحبّ آنان نیز هست و آنان را به سمت خود جذب می‌کند تا آنها را بپروراند و احیا کند. از این رو، همان گونه که گفته شده:

ألا کلّ شیء ما خلا الله باطل وکلّ نعیم لا محاله زائل[1]

در مورد محبّت نیز باید گفت هر محبتی غیر از محبت خدا باطل و دروغین است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: دنیایی که شما را ترک می‌کند، پیش از این که شما را ترک کند، شما آن را ترک کنید: «وآمرکم بالرفض لهذه الدّنیا التاکة لکم»[2]؛ در مثلها نیز آمده است: «عزل» از مقام به منزله طلاق مردان و حیض کارگزاران است: «العزل طلاق الرجال وحیض العمّال»[3]. انسان هم سرانجام روزی از دنیا و لذایذ و مقامهای آن عزل و محروم می‌شود؛ از این رو قرآن دنیا را خانه فریب و نیرنگ معرّفی می‌کند.

البته منظور از دنیا آسمان و زمین نیست؛ زیرا اینها آیات الهی و نعمت خداست. ذات اقدس خداوند دنیا را چنین معرفی کند: مَثَلِ دنیا این است که بارانی‌ببارد و سرزمینی، سبز و خرّم شود، ولی پس از مدّتی خزانی در پی آن بیاید و آن را به صورت کاهی زرد در آورد و از بین ببرد: ﴿ کمثل غیث أعجب الکفار نباته ثم یهیج فتریه مُصفّراً ثم یکون حطاماً ﴾[4].

چون «مَثَل» غیر از «مُمَثَّل» است، معلوم می‌شود امور طبیعی مانند فصول چهارگانه، «دنیا» نیست. اینها آیات منظم و خوب است؛ یعنی پاییز در جای خود به همان اندازه خوب و زیباست که بهار در جای خود؛ چون اگر پاییز و زمستانی نباشد، هرگز بهاری نخواهد بود، ولی آن «من» و «ما» که چند صباحی خرّمی و آنگاه پژمردگی را به دنبال دارد، «دنیا» است و چنین چیزی جاذبه‌ای دروغین دارد و هر محبّتی که در کنار جاذبه دروغین باشد و یا محبت آن محبوبی که انسان را خوب جذب می‌کند تا از بین ببرد، محبّتی کاذب است و اصولاً هر محبّتی که به غیر خدا تعلّق بگیرد چنین است، ولی در محبّت الهی خدای سبحان لطف و فیض منبسط خود را گسترده است تا محبّ خود را به فضای باز درآورد و به او پروبال بدهد تا پرواز کند. از این رو قرآن کریم می‌فرماید: ﴿ والذین آمنوا أشدّ حبّاً لله ﴾[5]. بنابراین، اگر محبت کسی به دنیا و آخرت یا به خدا و غیر خدا یکسان باشد، او به این معنا، مؤمن نیست؛ زیرا معرفتش تام نیست و از همین جا معلوم می‌شود که محور بحثها معرفت است، نه محبّت چنانکه در مرحله بعد تبیین می شود. چون خود محبت از فروعات بحثهای محوری معرفت است.
نظامی گنجوی در پایان داستان «لیلی و مجنون» می‌گوید: لیلی در اواخر عمر بیمار شد و طراوتش از بین رفت. او به مادرش وصیّت کرد: پیام مرا به مجنون برسان و به او بگو اگر خواستی محبوبی برگزینی، دوستی مانند من مگیر که با یک تب، همه طراوت خود را از دست بدهد و با یک بیماری، همه نشاط او فرو بنشیند؛ دوستی بگیر که زوال پذیر نباشد. بنابراین، معرفت، محبّت حقیقی می آورد و غفلت، محبت کاذب. در قرآن کریم در باره محبّت کاذب آمده است: ﴿ کلاّ بل تحبّون العاجلة ٭ وتذرون الاخرة ٭ وجوه یومئذ ناضرة ٭ إلی ربها ناظرة ٭ و وجوه یومئذ باسرة ٭ تظنّ أن یُفعل بها فاقرة ﴾[6]؛ شما متاع زودگذری را دوست دارید و کسانی که چنین متاعی را به عنوان محبوب، برگزیده‌اند، در روز قیامت، چهره آنها افسرده است، ولی کسانی که خدا را به عنوان محبوب راستین پذیرفته‌اند، در آن روز چهره‌ای شادمان دارند.

نیز می‌فرماید: ﴿ وتحبّون المال حبّاً جمّاً ﴾[7]؛ شما مال را خیلی دوست دارید. کسی که به مال، خیلی علاقه‌مند باشد، در هنگام مرگ فشار بیشتری می‌بیند؛ زیرا باید هنگام مرگ همه علاقه‌های دنیوی را رها کند. گاهی ممکن است اصل مال کم باشد، ولی علاقه به آن زیاد باشد. آنچه در این آیه آمده، این نیست که شما مال زیادی را دوست دارید، بلکه می‌فرماید شما به مال، خیلی دل بسته‌اید. آنچه که مربوط به جمع مال و «اکتناز» است در سوره «توبه» و بعضی از سوَر دیگر آمده است. در سوره توبه می‌فرماید: ﴿ والذین یکنزون الذهب والفضّة ولا ینفقونها فی سبیل الله فبشّرهم بعذاب ألیم ﴾[8]. در سوره «همزه» نیز می‌فرماید: ﴿ ویل لکلّ همزة لمزة ٭ الذی جمع مالاً وعدده ٭ یحسب أن ماله أخلده ﴾[9]؛ او مالی را جمع و شمارش کرده است و هر روز کوشیده تا بر ارقام ثروت اندوخته اش در بانکها، افزوده شود. او از داشتن مال وافر لذّت می‌برد؛ بدون این که بتواند از آن استفاده کند و در حقیقت، انباردارِ دیگران است. چنین انسانی تلاش می‌کند و مشکل قیامت را خودش تحمّل می‌کند ولی لذّت بهره وری از مال را عدّه‌ای دیگر می‌برند و این، خسارت بزرگی است. انسانی که اهل معرفت نباشد در انتخاب محبوب، خطا می‌کند.

    منبع :
  • برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم -مبادی اخلاق در قرآن -تألیف : آیت الله جوادی آملی ج11/ صص 326-329
    پی نوشت:
  • [1] . أسد الغابة، ج 4، ص 483.
  • [2] . بحار، ج 86، ص 237.
  • [3] . الصوارم المهرقة، ص 125.
  • [4] . سوره حدید، آیه 20.
  • [5] . سوره بقره، آیه 165.
  • [6] . سوره قیامت، آیات 20 ـ 25.
  • [7] . سوره فجر، آیه 20.
  • [8] . سوره توبه، آیه 34.
  • [9] . سوره همزه، آیات 1 ـ 3.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
ابن سینا؛ نابغه مشرق زمین

ابن سینا؛ نابغه مشرق زمین

ابوعلی سینا معروف به شیخ الرئیس، یکی از بزرگترین و معروفترین فیلسوفان جهان اسلام می‌باشد که تاثیر وافری بر فلسفه و نظریات فلسفی نهاده است.
No image

از ممکن الوجود تا واجب الوجود

برهان صدیقین نخستین بار بر اساس آیات قرآن کریم و توسط ابوعلی سینا فیلسوف و دانشمند مسلمان ارائه شد.
ابن عربی و مخالفت عرفانی با قاعده الواحد

ابن عربی و مخالفت عرفانی با قاعده الواحد

آنچه مسلم است آنکه ابن عربی از جمله عارفان بزرگ مسلمان است. عرفان ابن عربی وحدت وجودی است.
تقریر علامه طباطبایی شاهکاری در مسئله برهان صدیقین

تقریر علامه طباطبایی شاهکاری در مسئله برهان صدیقین

گرچه علامه طباطبایی تقریر خود از برهان صدیقین را مبتنی بر کتاب اسفار ملاصدرا بیان می‌کند، اما به اذعان بسیاری از متفکران برهان علامه کاملترین و بهترین برهان نسبت به پیشینیان خود است.

پر بازدیدترین ها

فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
تمایزات دو مکتب فکری عقل گرایی و تجربه گرایی‌

تمایزات دو مکتب فکری عقل گرایی و تجربه گرایی‌

می توان فلسفه جدید را به دو واکنش تجربه گرایانه در برابر خرد گرایانه خلاصه کرد.
زندگینامه افلاطون

زندگینامه افلاطون

افلاطون احتمالا 427 سال پیش از میلاد مسیح در آتن بدنیا آمد. تولد او مصادف با دورانی بود که یونان باستان به اوج عظمت خود رسیده و شاید اندکی هم از قله عظمت گذشته در نشیب انحطاط افتاده بود.
زندگی نامه فریدریش نیچه

زندگی نامه فریدریش نیچه

پدر او کشیش بود، اجداد پدری و مادری او نیز تا چند پشت کشیش بودند، خود او نیز تا پایان عمر واعظ و مبلغ ماند. برای آن به مسیحیت حمله می‌کرد که ریشه اخلاق و رفتار او در مسیحیت بود.
No image

از ممکن الوجود تا واجب الوجود

برهان صدیقین نخستین بار بر اساس آیات قرآن کریم و توسط ابوعلی سینا فیلسوف و دانشمند مسلمان ارائه شد.
Powered by TayaCMS