دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عزت نفس‌

No image
عزت نفس‌

عزت نفس

ملا مهدى نراقى از همان آغاز طلبگى از عزت نفس والایى برخوردار بود.او در حوزه کاشان اکثر روزها را با فقر و تنگدستى سپرى مى کرد ولى خم به ابرو نمى آورد و همچنان بانشاط و امیدوار، به تحصیل خود ادامه مى داد. روزى یکى از افراد نیکوکار کاشان وقتى از ماجرا آگاه مى گردد، یک دست لباس نو مى خرد تا به وى هدیه نماید. نخست نراقى از قبول آن امتناع مىورزد ولى با پافشارى مرد نیکوکار لباس را برداشته، به حجره اش مى آورد. فرداى آن روز ناگهان تصمیم نراقى عوض مى شود. بدون اینکه فرصت را از دست بدهد روانه محل کسب و کار آن شخص مى گردد. بعد از سلام و تشکر و قدردانى با احترام و ادب لباس را به وى برمى گرداند. آن مرد هنگامى که نراقى را در تصمیم خود استوار مى بیند از علت این کار جویا مى شود. او در جواب مى فرماید: زمانى که این لباس را به تن کردم در خود احساس کوچکى و پستى نمودم، بویژه لحظه اى که از جلوِ مغازه شما عبور مى کنم بر این حالت پستى و خوارى ام افزوده مى شود و مرا به چاپلوسى و چرب زبانى وا مى دارد. این حالت براى من به هیچ وجه قابل تحمل نیست.([1])

باگذشت زمان این خصلت محمدى(صلى الله علیه وآله) در وجود او به صورت سرشتى نیک جاى باز مى کند و در سرتاسر زندگى با وى همراه مى شود و از میدانهاى بسیار دشوار او را پیروز و سرفراز بیرون مى آورد. نراقى به این مقدار بسنده نمى کند بلکه در کتاب با ارزش خود «جامع السعادات» نیز داد سخن از عزت نفس برآورده، این ویژگى را در انسان بسیار مهم مى پندارد و آن را ضامن پاسدارى از حریم شخصیت انسان مى شمارد. او در توصیه اخلاقى چنین مى نویسد:

«سزاوار است انسان فقیر، فقر خویش را از دیگران بپوشاند و همواره روح پارسایى و بزرگوارى را در خود زنده کرده و تربیت نماید. در مقابل ثروتمندان به خاطر ثروتشان، سر تعظیم فرود نیاورد و بدین وسیله خود را در چشم آنان کوچک نشان ندهد. بلکه نسبت به زراندوزان در وجود خویش حالت بزرگى به وجود آورد و هیچ وقت چشم طمع و توقع به دست آنان ندوزد.»([2])



[1] - همان.

[2] - مشاهیر دانشمندان اسلام، شیخ عباس قمى، ج 3، ص 19، و اعیان ,,,الشیعه، ج 3،ص 402

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

ابراهیم امینی (آیت الله امینی)

ابراهیم امینی (آیت الله امینی)

ابراهیم حاج امینى، معروف به امینى، در سال 1304 ش. مصادف با 1345 ق. در شهر نجف آباد پا به عرصه گیتى نهاد. پدرش، حسین، کشاورز بود و قطعه زمین کوچکى داشت که با زراعت و فروش محصولات مزرعه و باغ خویش، زندگى خود و خانواده اش را تأمین مى کرد. ابراهیم فرزند آخر خانواده بود. او از همان کودکى تحت تربیت مادرى پاکدامن و پدرى پارسا و پرهیزگار رشد و نمو کرد و در خانواده اى صمیمى و باصفا، روز به روز بزرگ و بزرگ تر شد.
Powered by TayaCMS