دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

«رَحْمَهً لِلعالَمين» مختص پیامبر اکرم (ص) است

No image
«رَحْمَهً لِلعالَمين» مختص پیامبر اکرم (ص) است

حجت الاسلام والمسلمین قوامی در گفت و گو با «قدس»:

آمنه مستقیمی: اگرچه برای پیامبر(ص) اوصاف و القاب گوناگونی وجود دارد، اما گاه برخی از آن‌ها، ایشان را به گروه و افرادی خاص منحصر می‌کنند،...

در حالی که ایشان رسولی جهانی با برنامه فرازمانی و فرامکانی اند. از این رو و به مناسبت فرا رسیدن سالروز رحلت جانسوز خاتم الانبیا(ص) با 
حجت الاسلام والمسلمین صمصام الدین قوامی، امام جمعه پردیسان قم، مجتهد نظریه پرداز در مدیریت اسلامی و مدیر بنیاد فقهی مدیریت اسلامی درباره چرایی و وجوه «رَحْمَه لِلعالَمين» بودن پیامبر(ص) به گفت وگو پرداخته ایم که هم اینک پیش روی شماست.

چرا قرآن پیامبر(ص) را «رَحْمَه لِلعالَمينَ» معرفی می‌کند و وجوه این رحمت بودن و همچنین نحوه بهره مندی از آن برای بشر چگونه است؟

- بنابر آیه 107 سوره انبیا، پیامبر(ص) رحمتی هستند برای عالمیان نه فقط برای حجاز یا خاورمیانه و یا حتی کره زمین؛ یعنی اگر خداوند رحمان و رحیم است، رسول او نیز تجلی رحمت است. جالب آنکه خداوند در سراسر قرآن بر این رحمانیت و رحیمیت تأکید دارد، تا جایی که نبود بسم الله در سوره مبارکه توبه را در پایان آن با اشاره به رحمن و رحیم بودن خود نسبت به بندگان جبران می‌کند، گویا دلش نیامده 
سوره ای از قرآن فاقد رحمت باشد!

رحمت به معنای شفقت و مهربانیِ فراوان است که گاهی بنابر ضرورت، غضب را نیز شامل می‌شود یعنی اگر غضبی هم از جانب خداوند به بنده می‌شود، از سر رحمت است، مانند غضب پدر بر فرزند یا معلم بر شاگرد.

پس این «رَحْمَه لِلعالَمينَ» بودن مختص رسول خدا(ص) است و هستی از رحمت الهی به واسطه ایشان بهره مند می‌شود.

البته این مفهوم با تعبیر اسلام رحمانی که بتازگی با نقد رهبر معظم انقلاب روبه رو شد، متفاوت است، زیرا اسلام رحمانی گرچه در ظاهر حق است، اما اراده باطل بر آن شده و توطئه گران با آن مسلمانان را زیر بار ظلم خود می‌برند، چنانکه بتازگی از جانب سازشکاران، سازش با آمریکا و اسراییل مطرح می‌شود.

اما خدا در سوره مبارکه فتح پاسخ آن‌ها را می‌دهد، وقتی می‌فرماید: «محمّد (ص) فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند»

بنابراین، رحمت باید موضوعیت داشته باشد و جبهه نور را جلو برد نه باطل را.

با این اوصاف و با توجه به تصریح قرآن همه انسان ها حتی کافران هم از رحمانیت پیامبر(ص) بهره مند می‌شوند، بنابراین نباید با هیچ گروه و فردی مبارزه کرد!، آیا این گونه است؟!

در کنار رحمن، ما مفهوم رحیم را نیز داریم؛ رحمن مفهومی عام تر دارد، همگان را در بر می‌گیرد و گزینش نمی کند، یعنی رحمت رحمانیه حتی شامل حال کافران می‌شود، اما صفت رحیم ویژه انسان های برگزیده و مؤمن است.

بنابراین، اگر رسول خدا(ص) را رحمت یکپارچه می‌شناسیم باید بدانیم ایشان یک رحمتِ رحمانی دارند یعنی با بشریت دشمنی ندارند و اگر جنگی می‌کنند ناشی از همان رحمت است، رحمتی که در سایه آن مسیحی و یهودی بخوبی در کنار مسلمان زندگی می‌کنند.

اما هستند افراد و گروه هایی که می‌خواهند این «رَحْمَه لِلعالَمينَ» بودن پیامبر(ص) را انکار کرده و برای این هدف از کاریکاتور و کتاب موهن تا انفجار بمب و قتل عام مردم استفاده می‌کنند!

این اسلام هراسی ها و سناریوهایی که برای لطمه به اسلام نوشته می‌شود برای آن است که بگویند اسلام مساوی است با جنایت و خونریزی و فرقی نمی کند یمن باشد یا فرانسه، عراق باشد یا آمریکا!

این برای آن است که رحمانیت اسلام را زیر سؤال ببرند، زیرا جامعه شناسان غربی گفته اند در سال 2040 مسلمانان سراسر اروپا را می‌گیرند، پس برای جلوگیری از این موج، دست به چنین کارهایی می‌زنند بویژه آنکه نسل خودشان پیر شده و زاد و ولدی بینشان نیست و از نظر علمی هم به این نتیجه رسیده اند.

آن‌ها با امپراتوری رسانه ای خود زشت را جایگزین زیبا 
کرده اند تا مردم اروپا را از اسلام منزجر کنند، برای همین پس از حوادث پاریس، مساجد آتش زده شدند!

در این میان باید به صفات رحمن و رحیمی خدا و تبلور آن در وجود مقدس پیامبر(ص) توجه داشت. گرچه پیامبر(ص) در دوران حیات جنگ هایی داشتند و حتی به جنگ توصیه کردند، اما این جنگ ها خود تبلوری از رحمت و چاقوی جراحی است که تومورهای بدخیم جوامع انسانی را جدا می‌کند.

بنابر نقلی از علامه حسن زاده آملی، در جنگ های دوران پیامبر(ص) که 10 سال به طول انجامید، حتی یک نفر هم توسط حضرت رسول(ص) کشته نشد و چه بسا این اراده الهی و فلسفه رحمت بودن پیامبر(ص) است.

پس چطور دینی که چنین پیامبری آورده می‌تواند منشأ خونریزی و سفاکی شود، این ادعایی باطل از جانب غرب است، گرچه این مکر آن‌ها نیز مشخص شده و نقاب از چهره شان خواهد افتاد.

با توجه به آنکه پیامبر(ص)، خاتم انبیای الهی هستند آیا باب «رَحْمَه لِلعالَمينَ» بودن ایشان با رحلت بسته شده یا تا ابد به روی انسان گشوده است؟

- خاتم به دو معناست: یکی زینت و دیگری پایان بخش، خداوند، پیامبر(ص) را هم زینت قرار داده به عنوان انسان کامل و هم پایان بخش ارسال رسل، اما رحمت پیامبر(ص) از طریق اوصیا تداوم یافته تا می‌رسد به حضرت حجت(عج) که همنام و هم کنیه پیامبر(ص) هستند. حتی عمامه، شمشیر و قرآن پیامبر(ص) نزد ایشان است.

بنابراین استانداردهای خاتم اوصیا(عج) همان استانداردهای خاتم انبیا(ص) است، برای همین «کلُّهم مِن نور واحد» هستند و با اراده خدا از هر گونه رجس و ناپاکی دورند.

از این رو، برای رحمت نبوی پایانی نیست بلکه جاوید، جهانی و جامع است تا زمانی که حضرت حجت(عج) زنده اند و قرآن در قلب ایشان نمو می‌کند.

مگر ممکن است کسی تجلی خدا باشد آن هم خدایی با صفت رحمت و برای رحمتش پایانی باشد؟!

این رحمت همچون ابر و خورشید است، گاهی همراه با تابش و گاهی با بارش که کل بشریت از آن متنعم می‌شود، اما به تناسب نوع و میزان بهره مندی از این رحمت می‌توان گل سبزه زار شد یا خار شوره زار!

قرآن هم این گونه است، یعنی انسان های بی ایمان از آیات آن متنفرند و این تنفر هم نوعی از رحمت است، زیرا رحمانیت هم دافعه دارد و هم جاذبه نه اینکه جاذبه صرف باشد.

یعنی برخوردهای دفعی هم نوعی رحمت است؟! چگونه؟

- شهید مطهری در کتاب خود با نام «جاذبه و دافعه علی(ع)» می‌گوید: صرف داشتن جاذبه یا دافعه بیماری است، بلکه انسان باید هر دو را داشته باشد و این همان تبلور رحمانیت است.

آن‌ها که می‌گویند لعن و مرگ مخالف رحمانیت است باید بدانند این مخالف رحمت نیست و جالب آنکه لعن در لغت یعنی دور شدن از رحمت در پرتوی عمل انسان. پس نباید فریب خورد و با ادبیات ضد یا غیر انقلابی از عدم لعن شیطان و خوب جلوه دادن اسراییل سخن گفت.

دافعه نداشتن نشانه نبود اعتدال و بیماری است، انسان کامل قوه غضبیه هم دارد، اما در خدمت و مدیریت عقل آن را مقابل حزب شیطان به کار می‌گیرد، مانند امام خمینی(ره) که شهید بهشتی درباره ایشان گفت: جاذبه شان در حد اعلی و دافعه در حد ضرورت است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS