دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آب های مجمع الجزایری Archipelago

No image
آب های مجمع الجزایری Archipelago

كشور مجمع الجزايري، خط مبدأ، تحديد حدود

نویسنده : نادر اخگري بناب

فضای دریائی موجود در داخل محوطه‌ای که یک دولت مجمع الجزایری در آن قرار دارد «آب‌های مجمع الجزایری» خوانده می‌شود. [1] به عبارت دیگر مقصود از آب‌های مجمع الجزایری، منطقه دریایی است که داخل خطوط مبدأ کشور مجمع الجزایری قرار می‌گیرد. به بیان دیگر کلیه آب‌هایی که در پشت خطوط مبدأ کشور مجمع الجزایری واقع می‌شوند، آب‌های مجمع الجزایری نامیده می‌شوند. [2] آب‌های مجمع الجزایری طبقه خاصی از مناطق دریایی است که نباید آنها را با آب‌های داخلی و یا دریای سرزمینی در هم آمیخت، زیرا کشورهای مجمع الجزایری مجازند که این دو منطقه را نیز داشته باشند. [3]

کشورهای فیلیپین و اندونزی به طور یکجانبه شیوه تازه‌ای را برای تعیین دریای سرزمینی گسترش داده‌اند، که معروف به نظریه مجمع الجزایر می‌باشد. هر یک از این دولت‌ها مدعی حق ترسیم محیطی در اطراف بیرونی ترین جزایر خود بودند و همه آب‌های درون آن محیط را آب‌های داخلی تاریخی خود می‌نامیدند. بنابراین آب‌های سرزمینی آنها از خط مبدأ‌‌های مستقیمی که این دولت‌ها در نظر داشتند، رو به بیرون امتداد می‌یافت. [4]

مفهوم آب‌های مجمع الجزایری در حقوق بین الملل تازگی دارد. سابقه به رسمیت شناخته شدن این نظریه، به سومین کنفرانس ملل متحد درباره حقوق دریاها، برمیگردد. در این کنفرانس اعضاء این مفهوم را که موضوع مطالبه قدیمی دولت‌های مجمع الجزایری _ به ویژه اندونزی و فیلیپین_ بود تثبیت کردند. این درخواست به هنگام دو کنفرانس قبلی مورد اعتنا قرار نگرفته بود. هدف تاسیس جدید، جبران وضعیت نامناسبی است که ناشی از مساحت خاکی عموما اندک و همواره پراکنده دولت‌های مجمع الجزایری و نیز خطرات این وضعیت برای امنیت این دولت‌ها است. [5]

آب‌های مزبور آب‌های داخلی تلقی نمی‌شوند و در عین حال نیز آب‌های دریای سرزمینی به حساب نمی‌آیند، گرچه شباهت‌‌های بیشتری نسبت به اولی دارند. کشور مجمع الجزایری دارای حاکمیت بر آب‌های مجمع الجزایری، منجمله فضای بالا، بستر و زیر بستر آنها و منابع موجود در آنها است. (ماده 49 1982)

ولی این حاکمیت مشروط به برخی حقوق دول ثالث است. هرچند ماده 52 کنوانسیون «حق عبور بی ضرر» را به کلیه دولت‌ها اعطا می‌کند، اما «‌حق عبور مجمع الجزایری» که ماده 53 به آن پرداخته است، و به حق عبور بی ضرر اضافه می‌شود در چند مورد مهم با حق عبور بی ضرر تفاوت دارد. این حق گسترده‌تر است؛ از آن جهت که نمی‌تواند به حال تعلیق درآید، حق پرواز بر فراز سرزمین را هم دربردارد و زیردریائی‌‌ها نیز مقید به گذار از سطح آب نیستند. اما دولت مجمع الجزایری می‌تواند مسیرهای حرکت و راههای هوایی معین کند تا کشتی‌‌ها و هواپیماهای دول دیگر لزوما آن مسیرها و راه‌ها را در پیش بگیرند. این مسیرها و راه‌ها «باید متضمن کلیه راه‌هائی باشند که معمولا در«ناوبری» بین المللی به کار می‌روند.» و با مقررات و تنظیمات بین المللی عموما پذیرفته شده هم مطابق باشند.[6]

بر اساس کنوانسیون حقوق دریاها (1982 ) یک کشور مجمع الجزایری عبارت است از:

«‌کشوری که تمام آن از یک یا چند مجمع الجزایر تشکیل شده و ممکن است شامل جزایر دیگری نیز باشد.»

در همین کنوانسیون مجمع الجزایر به نحو زیر تعریف شده است:

«گروهی از جزایر، از جمله بخش‌هایی از جزایر، که آب‌ها و سایر عوامل طبیعی را چنان به یکدیگر مرتبط می‌کند که این جزایر، آب‌ها و سایر عوامل طبیعی، یک واحد جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی را تشکیل بدهند و از لحاظ تاریخی این چنین تلقی شده باشد.»[7]

نکات تعریف

1. کشورهای مجمع الجزایری شامل کشورهای واقع در سرزمین‌های اصلی قاره‌ای، که در ضمن مجمع الجزایر‌‌های غیر ساحلی دارند نمی‌شود. مثل دانمارک(در فا رئوس) اکوادر(جزایر گالاپاگوس) و . . . یعنی خطوط مبدأ مجمع الجزایری را نمی‌توان در اطراف این مجموعه جزایر کشید.

2. تعریف کشور مجمع الجزایری دربرگیرنده برخی کشورها می‌شود که معمولا خود را مجمع الجزایر محسوب نمی‌کنند. مثل: ژاپن، زلاندنو و انگلستان. [8]

تحدید حدود آب‌های مجمع الجزایری

هر یک از جزایر کشور مجمع الجزایری توسط آب‌های داخلی احاطه شده و به وسیله «خطوط بسته» تحدید حدود می‌گردد. خطوط بسته طبق روش‌های ترسیم خطوط مبدأ دریای سرزمینی مشخص می‌شوند.[9]

بر اساس ماده 47 کنوانسیون حقوق دریاها تنها کشورهای مجمع الجزایری می‌توانند خطوط مبدأ مجمع الجزایری را بر پیرامون مجمع الجزایر ترسیم کنند معیارهای تحدید حدود کشورهای مجمع الجزایری بر اساس همین ماده عبارت است از:

1- استفاده از خطوط مبدأ مستقیم مجمع الجزایری؛

هر کشور مجمع الجزایری می‌تواند دورترین نقاط پیشرفته ترین جزایر و صخره‌‌های مجمع الجزایر را با ترسیم خطوط مبدأ مستقیم به یکدیگر متصل کند. این خطوط آنگاه به عنوان خطوط مبدأ محسوب می‌شوند که عرض دریای سرزمینی کشور مجمع الجزایری، منطقه نظارت، منطقه انحصاری اقتصادی و فلات قاره آن کشور با آن اندازه گیری شود. [10]

2- نسبت آب به خشکی؛

خطوط مبدأ مستقیم باید به نحوی ترسیم گردند که اولا جزایر اصلی را در برگیرند و ثانیاً نسبت خشکی به آب، در داخل خطوط مذکور با توجه به وضعیت کشور مجمع الجزایری نباید به نسبت بیش از یک به یک و کمتر از 1به 9 باشد؛ یعنی مساحت آب‌های مجمع الجزایری در داخل خطوط مبدأ نباید بیش از مساحت جزایر (نسبت یک به یک ) و کمتر از یک نهم مساحت جزایر باشد. در غیر این صورت آب‌های مذکور در زمره آب‌های مجمع الجزایری محسوب نخواهند شد.

3- طول خطوط مبدأ؛

طول خطوط مبدأ نباید از 100 مایل دریایی تجاوز کند. با وجود این، حداکثر تا 3 درصد کل تعداد این خطوط می‌تواند از این رقم تا حدود 125 مایل فراتر رود.

4- عدم خروج از شکل مجمع جزایری؛

خطوط مبدأ نباید به گونه‌ای ترسیم گردند که به طور محسوس، مجموع جزایر از شکل کلی مجمع الجزایر خارج شود.

5- عدم مزاحمت بر حقوق سایر کشورها؛

خطوط مبدأ نباید به گونه‌ای ترسیم گردند که دریای سرزمینی کشور دیگری را از دریای آزاد و یا منطقه انحصاری اقتصادی آن کشور جدا کنند. [11]

حقوق و الزامات کشورهای مجمع الجزایری و ثالث

کشور مجمع الجزایری بر آب‌های مجمع الجزایری، بستر و زیر بستر آنجا و منابع موجود در آن مکان و نیز قلمرو هوایی مافوق آن آب‌ها حاکمیت دارد. [12] اما حاکمیتی محدود و نه چون حاکمیت بر آب‌های داخلی. بر این اساس، کنوانسیون حقوق دریاها (مواد 51و52و53) برای کشورهای مجمع الجزایری الزاماتی را به شرح زیر مقرر داشته است:

1- احترام به موافقت نامه‌‌های موجود با سایر کشورها؛[13] این امر بدین منظور درج گردیده که از بروز تعارض احتمالی بین حقوق کشور مجمع الجزایری بر اساس کنوانسیون 1982 و تعهدات آن دولت در قبال قراردادهای موجود احتراز شود. [14]

2-به رسمیت شناختن حقوق ماهیگیری سنتی سایر کشورها؛[15]

3- به رسمیت شناختن کلیه فعالیت‌های قانونی کشورهای همجوار در برخی از مناطقی که جزو آب‌های مجمع الجزایری هستند؛

4- رعایت مصونیت کابل‌های زیر دریایی که قبلا توسط سایر کشورها تعبیه شده و از آب‌های مجمع الجزایری می‌گذرد. بدون آنکه با ساحل تماسی داشته باشند. [16] این مقررات مربوط به کابلهاست، و آن هم فقط کابل‌های موجود و شامل خطوط لوله نمی‌شود. تعبیه کابل‌ها و خطوط لوله جدید توسط سایر کشورها، کاملا منوط به رضایت کشور مجمع الجزایری است. [17]

5- تضمین و تامین آزادی کشتیرانی و حق عبور بی‌ضرر از آب‌های مجمع الجزایری برای کلیه کشورها؛[18] این حق قابل تعلیق نیست، مگر به طور موقت و در مناطق خاصی به دلایل امنیتی و با دادن اعلام مقتضی.[19]

6- تضمین و تامین آزادی پرواز بر فراز آب‌های مجمع الجزایری؛ (حق عبور مجمع الجزایر)[20]

در مقابل الزامات مذکور، کشتی‌ها و هوا‌ناوهای خارجی به هنگام عبور از آب‌های مجمع الجزایری ملتزم به تعهداتی هستند که به هنگام عبور ترانزیت از تنگه‌‌های بین المللی دارا هستند. [21]

در پایان باید گفت که امروزه حدود 30 کشور مجمع الجزایری وجود دارد که از جمله بزرگترین و مهمترین آنها عبارتند از: ژاپن، فیلیپین، اندونزی، انگلستان و زلاندنو

مقاله

نویسنده نادر اخگري بناب
جایگاه در درختواره حقوق بین الملل عمومی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS