دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آشنایی با کیفرهای «منازعه» در قانون مجازات اسلامی

منازعه از آن دسته رفتارهایی است كه به شدت امنیت و احساس امنیت افراد جامعه را دستخوش نگرانی می‌كند و به همین دلیل قانونگذار جمهوری اسلامی ایران نیز برای جلوگیری از بروز چنین پدیده نابهنجاری، برای آن ضمانت اجرای كیفری در نظر گرفته است.
آشنایی با کیفرهای «منازعه» در قانون مجازات اسلامی
آشنایی با کیفرهای «منازعه» در قانون مجازات اسلامی

دانستنی های حقوقی؛

منازعه از آن دسته رفتارهایی است كه به شدت امنیت و احساس امنیت افراد جامعه را دستخوش نگرانی می‌كند و به همین دلیل قانونگذار جمهوری اسلامی ایران نیز برای جلوگیری از بروز چنین پدیده نابهنجاری، برای آن ضمانت اجرای كیفری در نظر گرفته است.

به گزارش «تابناک» حفظ نظم اجتماعی و انسجام عمومی در گروی تعامل و نه تقابل رفتارهای اعضای جامعه با یكدیگر است. قانونگذار در راستای ایجاد هماهنگی و تعامل چاره‌ای ندارد جز اینكه برهم زدن تعامل اجتماعی را با ضمانت اجراهایی مواجه كند.

منازعه جرمی است كه تحقق آن منوط به درگیری و زد و خورد بوده و در گرو ارتكاب دیگر جرایم علیه تمامیت جسمانی است و از این حیث باید آن را جرمی وابسته لحاظ كرد.

منازعه در لغت به معنای نزاع كردن و ستیزه كردن آمده و كسی كه دست به چنین رفتاری می‌زند، منازع به معنای نزاع‌كننده یا ستیزكننده نامیده شده است.

مفهوم حقوقی منازعه

در مفهوم حقوقی (حقوق كیفری) منازعه را دیگر باید تحت عنوان جرم منازعه و نه صرف منازعه بررسی کرد زیرا رفتار واردشده در قلمروی حقوق كیفری با عنوان جرم معرفی می‌شود و لذا شایسته است كه این رفتار ممنوعه با عنوان جرم ترسیم شود.

بر اساس ماده 615 بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1375، هرگاه عده‌ای با یكدیگر منازعه کنند، هریك از شركت‌كنندگان در نزاع حسب مورد به مجازات زیر محكوم می‌شوند؛

در صورتی كه نزاع منتهی به قتل شود از یك تا سه سال؛ در صورتی كه منتهی به نقص عضو شود به حبس از 6 ماه تا سه سال و نیز در صورتی كه منتهی به ضرب و جرح شود به حبس از سه ماه تا یك سال محکوم خواهد شد.

جرم منازعه رفتاری دو جانبه و متقابل از سوی عده‌ای مشخص و معین است كه در نهایت منجر به جرایم قتل، نقص عضو و ضرب و جرح شود لذا باید گفت كه جرم منازعه ارتباط بسیار عمیق و معناداری با جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص دارد و تحقق آن در گروی رخ دادن جرایم خاص (و نه هر جرمی) است و از این منظر باید جرم منازعه را «جرمی وابسته » به شمار آورد.

منازعه جرمی علیه اشخاص یا جرمی علیه امنیت و آسایش عمومی؟

بدیهی است عامل اساسی وارد كردن یك رفتار مباح در قلمرو حقوق كیفری و جرم پنداشتن آن، برقراری نظم و انضباظ اجتماعی و حفظ آسایش و آرامش در سطح جامعه بوده و قهراً ارتكاب هر جرمی مستلزم برهم خوردن نظم عمومی و امنیت همگانی است؛ حتی در جرایمی كه در فقه امامیه تحت عنوان جرایم حق‌الناسی و در حقوق عرفی با اصطلاح جرایم قابل گذشت شناسایی شده‌اند، به طور غیرمستقیم نظم اجتماعی تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

ماهیت جرم منازعه

جرایم را از حیث نحوه ارتكاب جرم می‌توان به دو دسته تقسیم كرد: نخست جرایمی كه به طور انفرادی قابلیت رخ دادن دارند مثل سرقت؛ و دوم جرایمی كه تحقق آنها مستلزم دخالت بیش از یك نفر است مانند زنا؛ و به عبارتی «جرایم مشاركتی» و به عبارت دقیق‌تر «جرایم اشتراكی» هستند.

بدون تردید نمی‌توان منازعه را در زمره جرایم دسته نخست قرار داد زیرا تعدد مرتكبان در جرم منازعه جزو شرایط اساسی ركن مادی است بنابراین جرم منازعه از اقسام جرایم اشتراكی است.

نزاع همچون آشوب و اغتشاش، صرفاً با لفظ اعم از كتبی یا شفاهی واقع نمی‌شود مگر با عمل توام شود بنابراین رفتار فیزیكی لازم برای تحقق این جرم، فعل مثبت شركت در منازعه یعنی فعل عملی و نه لفظی یا نظایر آن است. در نتیجه چنانچه درگیری لفظی و مشاجره كلامی بین دو طرف به وجود آید، برای تحقق جرم منازعه کافی نیست.

وقوع صدمات بدنی در حین منازعه

اولاً باید صدمات مدنظر بندهای سه‌گانه یعنی قتل یا نقص عضو یا ضرب و جرح واقع شود بنابراین چنانچه نزاع منجر به تخریب یا صرفاً توهین و فحاشی شود، برای تحقق جرم منازعه كفایت نخواهد كرد.

در بند 3 ماده 615 بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1375 آمده است كه «در صورتی كه منازعه منتهی به ضرب و جرح شود به حبس از سه ماه تا یك سال منجر می شود.»

ثانیاً این صدمات باید در اثنای منازعه یعنی از زمان آغاز تا پایان منازعه محقق شود. به عبارت دیگر ضرب و جرح یا نقص عضو یا قتل باید در این فاصله صورت بگیرد. در عین حال ممكن است نتیجه صدمه پس از پایان منازعه محقق شود. به عنوان مثال، در حین منازعه چوبی به سر دیگری زده شده یا چاقویی به او زده شود كه پس از دو روز از پایان منازعه، مجروح بر اثر آن صدمات جان خود را از دست بدهد. آیا در این حالت هم می‌توان گفت كه منازعه مذكور منتهی به قتل شده است؟

به نظر می‌رسد چون سبب قتل یعنی همان زدن چاقو یا چوب در حین منازعه واقع شده است، باید منازعه را منتهی به قتل دانست. در بررسی ركن روانی منازعه باید از خلط این جرم با جرم ایراد ضرب و جرح یا قتل كه در حین نزاع واقع می‌شود خودداری كرد.

در جمع‌بندی جرم منازعه باید گفت این جرم، یک جرم خیابانی است و نه آپارتمانی که با زد و خورد و صدمات بدنی همراه است؛ این جرم از جمله جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی است و نباید با جرایم علیه اشخاص اشتباه شود.

این جرم از نمونه جرایم اشتراکی است چرا که تعدد مرتکبان از شرایط اساسی رکن مادی است؛ و با شرکت در جرم متفاوت است و نمی‌توان منازعه را از خانواده شرکت در جرم دانست.

منازعه تنها با عمل (فعل) واقع می‌شود و رفتار فیزیکی لازم برای تحقق این جرم فعل مثبت شرکت در منازعه و فعل عملی؛ نه لفظی و نظایر آن است و باید حتماً یکی از افراد شرکت‌کننده در منازعه، مرتکب یکی از آسیب‌های جسمانی مذکور در بندهای سه‌گانه ماده 615 بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1375 شوند و بالاخره اینکه عده‌ای از حقوقدانان معتقدند که شرط تحقق جرم مشخص نبودن عامل صدمه است.

سایت تابناک

تاریخ انتشار: 11 شهریور ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS