دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اجتماع اسباب

No image
اجتماع اسباب

كلمات كليدي : اجتماع اسباب، تداخل اسباب، اجتماعي طولي اسباب، اجتماع عرضي اسباب، سبب مقدم در تأثير، سبب مقدم در وجود

نویسنده : سيد احمد موسوي

در مواردی چند سبب با یکدیگر جمع شده و موجب نتیجه زیانباری می‌گردد، به نحوی که نتیجه قابل انتساب به مجموع آن‌ها می‌باشد، و مباشری در میان نیست، یا بر فرض وجود، مباشر مسئول شناخته نمی‌شود، و حادثه قابل انتساب به او نمی‌باشد. فقها و حقوقدانان این حالت را اجتماع اسباب یا تداخل اسباب نامیده‌اند. به طور کلی می‌توان گفت اجتماع اسباب در مواردی است که:

الف- اسباب متعدد باشند

ب- اسباب متعدد در وقوع جنایت به طور مستقیم نقش داشته باشند و نتیجه منتسب به مجموع آن‌ها باشد.

ج- مباشری در میان نباشد یا اینکه مسئول شناخته نشود، به طور مثال اسباب اقوی از مباشر باشند.

در اجتماع اسباب، اول باید حالات و صور اجتماع را تبیین کرد، و بعد از آن از تعیین سبب مسئول در میان اسباب متعدد بحث کرد.

حالات و صور اجتماع اسباب

اجتماع اسباب را می‌توان در سه حالت خلاصه کرد:

1- اجتماع اسباب به نحو عرضی

2- اجتماع اسباب به نحو طولی

3-اجتماع عامل انسانی و عوامل طبیعی

1. اجتماع اسباب به نحو عرضی

هر گاه چند سبب در زمان واحد با هم موجب خسارتی شوند، و اثر آن‌ها فاقد تقدم و تاخر زمانی باشد، اجتماع آن‌ها به نحو عرضی است. به طور مثال یک نفر قهوه مقتول را آلوده به سم کرده و دیگری چای او را و شخص در اثر تاثیر هر دو سم فوت کند. یا چند نفر با یکدیگر اتو مبیل را واژگون کنند و سبب خسارت گردد. [1]

2. اجتماع اسباب به نحو طولی

هرگاه دخالت عوامل متعدد در وقوع نتیجه با تقدم و تاخر زمانی همراه باشد به نحوی که یکی علت وجود دیگری است، اجتماع به نحو طولی است. [2] به طور مثال بر اثر کثرت مسافر در مقابل در ورودی اتوبوس، درب به دلیل نقص فنی و فشار بیش از حد باز می‌شود، مسافری به بیرون پرت می‌شود و اتومبیل دیگری با سرعت غیر مجاز با او برخورد می‌کند، او را به بیمارستان منتقل و در بیمارستان به علت عدم رعایت موازین درمانی توسط پزشک، مسموم می‌گردد، به اتاق عمل منتقل و در آنجا به علت نقص فنی برق بیمارستان، مصدوم فوت می‌کند.

3. اجتماع عامل انسانی با عوامل قهری و طبیعی

در مواردی است که نتیجه در اثر دخالت عامل انسانی با عوامل قهری و طبیعی به شکل طولی یا عرضی بوجود آمده، به طور مثال در اثر بی‌احتیاطی راننده و عدم توجه به هشدارهای پلیس به بسته بودن مسیر به علت برف و کولاک، سرنشینان خودرو به سبب سقوط بهمن فوت می‌کنند. در این حادثه عامل انسانی و عامل طبیعی در وقوع نتیجه نقش دارند.

شیوه تعیین سبب مسئول در صور اجتماع اسباب

با توجه به حالات مختلف اجتماع اسباب، شیوه تعیین سبب در هر یک از حالات متفاوت است که در ذیل ذکر می‌گردد

1- تعیین سبب در اجتماع اسباب به نحو عرضی

در حالت اجتماع اسباب به نحو عرضی تشخیص اسباب مسئول امر مشکلی نیست، زیرا حادثه قابل انتساب به همه آنان می‌باشد و رابطه سببیت میان فعل و نتیجه بر قرار است. به همین دلیل فقها [3] و حقوق دانان اجتماع اسباب به نحو عرضی را اشتراک در جنایت می‌دانند، و همۀ کسانی را که در وقوع جنایت نقش داشته‌اند ضامن می‌دانند، و تنها بحث در میزان مسئولیت آن‌ها است که در جای خود بحث می‌گردد.

قانونگذار در ماده 365 قانون مجازات اسلامی ‌مصوب 1370، نظر به حالت اجتماع عرضی اسباب دارد و هر دو را ضامن می‌داند.

2- تعیین سبب در اجتماع اسباب به نحو طولی

این حالت از مشکل ترین و بحث برانگیزترین حالت اجتماع اسباب است که معرکه اراء و اختلاف نظر حقوقدانان و فقه‌ها می‌باشد.

نظریه سبب مقدم در تأثیر

مشهورترین نظریه درباره تعیین سبب مسئول در اسباب طولی سبب مقدم در تأثیر است. منظور از سبب مقدم در تأثیر سببی است که اولین اثر را در ایجاد حادثۀ زیانبار دارا باشد، به طور مثال اگر کسی سنگی را در معبر عمومی‌ بگذارد و دیگری در کنار آن چاه حفر کند و عابر در اثر برخورد با سنگ به درون چاه بیفتد، بر اساس این نظریه، مسئولیت متوجه شخصی است که سنگ را گذاشته است. در این نظریه به زمان ایجاد سبب توجه نمی‌گردد، و در صورتی هم که سنگ را بعد از حفر چاه گذاشته، ولی در هر صورت عابر بخاطر برخورد با سنگ به درون چاه افتاده است باز هم گذارنده سنگ ضامن است، زیرا حادثه زیانبار با برخورد عابر با سنگ آغاز می‌شود.[4]

نظریه سبب مقدم در تأثیر نظریه مشهور فقهاء است و برای اثبات و تأیید دیدگاه خود به اموری استدلال کرده‌اند:

عدهای از فقها سبب مقدم در تأثیر را به مباشر قیاس کرده اند. این مسأله در بدو امر و ظاهر کلام فقهاء برداشت می‌شود، و به همین خاطر بعضی از حقوق‌دانان به فقهاء اشکال نموده‌اند، که قیاس سبب مقدم در تأثیر با مباشر تلف درست نیست، زیرا فرض این است که این سبب نیز تنها زمینه ورود ضرر را فراهم می‌آورد و رابطه مستقیم با اضرار ندارد[5]. اما به نظر می‌رسد فقیهان در صدد اثبات حکم از طریق قیاس نیستند بلکه سخن آن‌ها درباره رابطۀ سببیت است؛ یعنی همانطور که در مباشرت رابطه سببیت میان ضرر و فعل مباشر وجود داشته و عرف زیان را به مباشر نسبت می‌دهد. در موارد اسباب طولی هم عرف زیان را به مباشر نسبت می‌دهد.[6]

گروه دیگری از فقهاء سبب مقدم در تأثیر را به خاطر قاعده استصحاب مقدم کرده‌اند. صاحب جواهر در این رابطه می‌گوید: هر گاه دو سبب جمع شوند سببی ضامن است که جنایت به موجب آن بر دیگری مقدم باشد........آن‌چه که جنایت به سبب آن بر دیگری مقدم شده است، سببی است که در نتیجه اثر اول استصحاب شده و بر سبب دوم که مانند شرط برای مباشرت است رجحان داده می‌شود.[7]

قانون مجازات اسلامی‌مصوب 1370 به تبع قول مشهور فقها در فقه در ماده 364 سبب مقدم در تأثیر را ضامن میداند، البته در صورتی که هر دو سبب عدوانی باشند.

3- تعیین سبب در اجتماع عامل انسانی و عوامل طبیعی

هرگاه که نتیجه در اثر دخالت عامل انسانی با عوامل قهری و طبیعی به شکل طولی یا عرضی بوجود آمده باشد؛ این حادثه به عامل انسانی منتصب می‌شود و تأثیر عامل طبیعی در نظر گرفته نمی‌شود.[8]

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق جزای عمومی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS