دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارتباط باروری با پایگاه اجتماعی Relative Fertility and Social Status

ارتباط باروری با پایگاه اجتماعی Relative Fertility and Social Status
ارتباط باروری با پایگاه اجتماعی Relative Fertility and Social Status

كلمات كليدي : باروري، پايگاه اجتماعي، باروري خام، باروري عمومي، باروري طبيعي يا فيزيولوژيك

نویسنده : انسيه ملكيان

واژه «Fertility» به معنای باروری از واژه لاتینی Fertilis و ریشه Behr در زبان هند و اروپایی به‌معنای حمل کردن است و خصلت ویژه یک زمین را که تولیدی بسیار دارد می‌رساند.[1]

واژه Status به معنای پایگاه مترادف Statut در زبان فرانسه از ریشه لاتین Statuere (مستقر و برقرار کردن) گرفته شده است.[2] پایگاه اجتماعی به موقعیت اجتماعی و جایگاهی اطلاق می‌شود که فرد در گروه یا در مرتبه اجتماعی یک گروه در مقایسه با گروه‌های دیگر احراز می‌کند. پایگاه و موقعیت اجتماعی فرد حقوق و مزایای شخص را تعیین می‌کند.[3] عواملی که در پایگاه اجتماعی نقش دارند شغل، درآمد، قدرت، فرهنگ، دین و تحصیلات هستند.[4]

میزان باروری

از اصطلاح ولادت فقط برای نشان دادن تعداد ولادت‌ها می‌توان استفاده کرد. اما وقتی میزان ولادت‌ها را برای نشان دادن تعداد ولادت‌ها در یک جمعیت مشخصی که قابلیت باروری را دارند در نظر بگیریم در واقع با شاخص باروری سروکار داریم.[5]

براساس داده‌های ثبتی وقایع حیاتی می‌توان به طور مستمر از میزان موالید به‌دنیا آمده در مقاطع مختلف آگاه شد به شرط آنکه سیستم ثبت وقایع پوشش مناسبی را در سطح استان‌ها داشته باشد و اطلاعات به‌هنگام و کارآمدی را ارائه دهد. در این حالت می‌توان شاخص‌های متعددی را برای بررسی میزان باروری در نظر گرفت.[6]

محاسبه شاخص‌ها

الف) میزان موالید خام (Crude Birth Rate)؛ عبارت از کسری است که صورت آن کل نوزادان زنده به‌دنیا آمده در یک سال معین، و مخرج آن میانگین جمعیت همان سال می‌باشد.

در حال حاضر کمترین مقدار موالید برای کشورهای آلمان، ژاپن، اسپانیا، یونان و ایتالیا می‌باشد که رقم آن ده در هزار است و حداکثر میزان موالید برای نوار غزه 56 در هزار می‌باشد.[7]

ب) میزان باروری عمومی (General Fertility Rate)؛ قبلا در محاسبه باروری خام یا ناخالص افرادی را که دارای باروری نبودند مثل کودکان سالمندان، و به‌طور کلی مردان را نیز در محاسبه خود قرار می‌دادیم و این میزان را باروری خام می‌گفتیم. به منظور خالص‌سازی باید میان موالید و زنانی که در سنین باروری هستند یعنی سنین 15 تا 45 سال را در نظر بگیریم؛ که به این میزان باروری عمومی می‌گویند. یعنی در مخرج کسر به‌جای کل جمعیت، جمعیت زنان واقع در سن باروری را قرار دهیم.[8] یعنی:

ج) باروری طبیعی یا فیزیولوژیک؛ اگر شرایط بهداشتی در یک جامعه مناسب باشد و از وسایل پیش‌گیری از بارداری استفاده نشود، در این صورت یک زن شوهردار بر حسب سن ازدواج، به حداکثر باروری ممکن دست خواهد یافت. اما این دوشرط یاد شده عملا هیچگاه تحقق پیدا نکرده است و نمی‌یابد. لوئی هنری (LouisHenry:1911-1991)جمعیت‌شناس مشهور فرانسوی پس از بررسی و مطالعه باروری طبیعی یعنی حداکثر میزان باروری زنان دریافته است که هرچه سن ازدواج زن بالاتر رود از میزان باروری زن کاسته می‌شود. مثلا اگر زن در سن چهل‌سالگی ازدواج کند 2.1 بچه را می‌تواند به‌دنیا بیاورد ولی اگر این زن در سن 15 سالگی ازدواج کند 12 کودک به‌دنیا خواهد آورد. زیرا با بالا رفتن سن ازدواج اولا دوران باروری یک زن محدودتر می‌شود و ثانیا هرچه سن زنان در هنگام ازدواج دیرتر باشد به همان اندازه درصد زنان نازا بیشتر خواهد شد. به عنوان مثال درصد زنان نازا در سن کمتر از بیست سال 3.5 درصد است و در سن 50 سالگی این درصد به بیش از 90 درصد خواهد رسید.[9]

ارتباط میان پایگاه اجتماعی و باروری

یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد که بین پایگاه اجتماعی فرد و میزان باروری ارتباط وجود دارد. افراد طبقات پایین بیشتر از افراد طبقه متوسط و بالا به داشتن فرزند تمایل نشان می‌دهند. همچنین میزان زاد و ولد در افراد روستاییان و افرادی که سطح آموزش و تحصیلات پایین‌تری دارند بیشتر است و افراد تحصیل‌کرده شهری موالید پایین‌تری را دارند.[10]

به عنوان نمونه یافته‌های پژوهشی به‌طور دقیق‌تری نشان می‌دهد که برخی از مولفه‌ها که نشان دهنده پایگاه اجتماعی هستند با بارداری دارای همبستگی منفی هستند. این متغیرها عبارت‌اند از: سطح درآمد، منزلت اجتماعی، سطح فرهنگی.

  1. سطح درآمد؛ هرچه فرد سطح درآمد و منزلت اجتماعی و فرهنگی بالاتری داشته باشند دارای سطح باروری پایین‌تری خواهد بود. [11]در این موارد پایگاه اقتصادی و درآمد پایین تاثیر بیشتری را روی زاد و ولد دارند. زیرا فقر اقتصادی تاثیر زیادی روی فقر فرهنگی و منزلت اجتماعی افراد دارد. خانواده‌هایی که فاقد درآمد، اشتغال تعلیم و تربیت و خدمات اجتماعی کافی هستند به غیر از اتکا بر فرزندان خود راه دیگری برای برطرف کردن نیازهای خود ندارند بنابراین با زاد و ولد بیشتر می‌خواهند راهی را برای دستیابی به نیروی کار داشته باشند. بنابراین این افراد آزادی خود را برای انتخاب اندازه مطلوب خانواده خود از دست خواهند داد.[12]
  1. سطح تحصیلات؛ همچنین سطح تحصیلات نیز اثر قابل ملاحظه‌ای را روی باروری دارد. زیرا تحصیلات به‌خصوص در مراحل بالا باعث افزایش سن ازدواج جوانان می‌شود. همچنین با بالا رفتن سطح تحصیلات معمولا جهان‌بینی و نوع نگرش زنان و مردان نسبت به زندگی دگرگون می‌شود و افراد خواهان سطح زندگی ایده‌آل و نسبتا بالایی را برای خود و فرزندان خود هستند. البته اثر و نفوذ تحصیلات زن در کاهش باروری در کشورهای در حال توسعه سه برابر بیشتر از اثر مردان است.[13]همچنین اگر این امر با اشتغال زنان نیز همراه باشد خود عامل موثر دیگری در جهت کاهش باروری است.[14]

میزان باروری در میان اقشار مختلف اجتماعی نیز متفاوت است. میزان خیلی بالای باروری در میان فلامان‌ها باعث افزایش این گروه در داخل جمعیت جمعیت بلژیک شده است. در اسرائیل نیز میزان جمعیت یهودیان نسبت به جمعیت اعراب در حال کاهش است. این به‌علت میزان ضعیف باروری در نزد یهودیان است که جمعیت آن‌ها را تهدید می‌کند و در همه‌جا باروری کاتولیک‌ها بیشتر از سایر گروه‌های مذهبی و بی‌مذهبان است.[15]

  1. وابستگی مذهبی؛ وابستگی مذهبی نیز عامل دیگری است که عامل اختلافات زیادی در میزان باروری در میان افراد است. در این مورد تحقیقات زیادی صورت گرفته است. به‌عنوان نمونه تحقیقاتی در پرینستون تحت عنوان باروری در پرینستون انجام شده است که تحقیقات نشان داد که وابستگی مذهبی به شکل اعتقاد به پروتستان، کاتولیک یا یهودیان از میان تمام خصوصیات اجتماعی، نسبت به متغیرهای دیگر دارای بالاترین تاثیر بر میزان موالید و باروری است و کاتولیک‌ها نسبت به پروتستان و یهودی‌ها دارای موالید بیشتری هستند.[16]

 

مقاله

نویسنده انسيه ملكيان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

تجلی قرآن در نهج‏ البلاغه

امام(ع) در توصيف پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «… و دعا الي الحكمة و الموعظة الحسنة»3 كه اشاره است به آيه شريفه: «ادع الي سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة (نحل، 16/125). با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن»
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʂ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(2)

علي (علیه السلام) در نامه يي به يكي از عمّالش مي نويسد: «فَكَأَنَّكَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدي وَ دُفِنْتَ تَحْتَ الثَّري وَ عُرِضَتْ عَلَيْكَ اَعْمالُكَ بِالمَحَلِّ الَّذي ينُارِي الظّالِمُ فيهِ بِالحَسْرَةِ وَ يَتَمَنَّي الْمُضَيِّعُ فيهِ الرَّجْعَةَ؛ (نامة 41) به آن ماند كه تو به آخرت رسيده يي و زير خاك پنهان گشته يي و كردارت به تو نمايانده شده است در جايي كه ستمگر به صداي بلند، دريغ مي گويد و تبهكار آرزوي برگشت به دنيا مي كند.»
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغهʁ)

اجمال و تفصيل قرآن و نهج البلاغه(1)

واحدي كه مبدأ كثرت است و كم متصل و منفصل را به وسيلة آن تقسيم مي‌كنند و خلاصه آن يك كه بعدش دو، سه و چهار شمرده مي‌شود كه خداوند واحد به اين معني نيست زيرا اولاً: خدا يكي است كه ثاني و ثالث ندارد؛ ثانياً: از اوصاف اين معني قلت و كمي است يعني دو و سه و چهار بيشتر از آن است و خداوند موصوف به قلت نمي‌شود زيرا تمام اوصاف كماليه در ذات باري به نحو اتمّ و اكمل موجود است. علي (عليه السّلام)در عبارت اوّل و پنجم مذكور به اين معني اشاره فرموده و چنين وحدتي را از خداوند نفي نموده است.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS