دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارسطو؛ عقلانیت و سعادت بشر

No image
ارسطو؛ عقلانیت و سعادت بشر

ارسطو، عقلانيت، سعادت بشر

محمد نعمتی

هر کدام از فیلسوفان و نظریه پردازان تعریف و مفهوم خاصی از سعادت یا خوشبختی ارائه داده اند. ارسطو اعتقاد دارد که تلاش همگانی برای دستیابی به «خوشبختی و سعادت» همان خوبی است. ارسطو در مورد ایده انسان خوب چنین یقین دارد که انسان با آموزش و پرورش که شاخه ای از سیاست است، «خوب» می‌شود؛ به شرط آنکه در این مسیر به طبیعت یا سرشت روح انسان توجه کرده و آن را مد نظر قرار دهد.

خوشبختی و سعادتی که ما از طریق کار و فعالیت‌های انسانی در جستجوی آن هستیم، تجلی فضیلت روحی انسان و نه کالبد فیزیکی اوست. در اینجا مفهوم و معنای روح همان برداشتی است که سقراط و افلاطون داشتند: «منظور ما از فضیلت انسانی نه کالبد فیزیکی او بلکه روح انسان است... به همین جهت، دانشجوی سیاست باید به مطالعه روح بپردازد و موضوعات روحی انسان را مورد توجه خود قرار دهد...»

روح انسانی دو جنبه را به روشنی به نمایش می‌گذارد: 1. جنبه غیر عقلانی و 2. جنبه عقلانی. او جنبه غیر عقلانی را به دو بخش تقسیم می‌کند: 1. بخش گیاهی و نباتی 2. بخشی که مربوط به میل و اشتیاق انسان است. انسان در بخش نباتی با حیوانات دیگر مشترک است و همین بخش نا آگاهانه باعث رشد او می‌شود.

ارسطو به این نکته اشاره می‌کند که حرکت و منش‌های خوب و بد، که معمولاً در ارتباط با جنبه آگاهانه روح است، می‌تواند بر ناخودآگاه انسان تاثیر بگذارد. می‌بینیم که ارسطو نیز، مانند افلاطون، برای عناصر نا خودآگاه شخصیت انسان اهمیت زیادی را قائل می‌شود.

بخش دوم جنبه غیر عقلانی روح انسان، یعنی بخش مرتبط با میل و اشتیاق انسان را می‌توان احساسات و عواطف نامید. جنبه عقلانی روح، بالعکس جنبه غیر عقلانی، آگاه و سنجیده است. این بخش فقط زمانی به حداکثر ظرفیت‌های رشد خود می‌رسد که تحت هدایتی هدفمند و منضبط قرار داشته باشد. اگر چه بخش غیر عقلانی احساسات و عواطف می‌تواند به طور طبیعی در جستجوی خوبی باشد، اما زمانی می‌تواند از کار خود اطمینان حاصل کند که از مساعدت و همکاری عنصر عقلانی روح برخوردار باشد. گرایش‌های غیر عقلانی احساسات و عواطف به سوی خوبی، به راحتی می‌تواند به انحراف کشیده شود مگر اینکه بنیان و اساس آن بر عمل عقلانی استوار و بنا شده باشد.

ارسطو این پرسش را مطرح می‌کند که اگر روح انسان این طور ساخته شده است، پس چه چیز ویژه و صرفا «انسانی» در آن هست؟ پاسخ خود ارسطو به این سئوال، بخش عقلانی ظرفیت‌های انسانی، یا به زبان خود او، «جنبه عقلانی» است.

اگر انسان حیوان عقلانی است، علت نهایی، ویژه و منحصر به فرد او باید از حداکثر عقلانیت او بهره گیرد. نزد ارسطو خوشبختی و سعادت را تنها می‌توان به صورتی غیر مستقیم به دست آورد. به عبارت دیگر، سعادت و خوشبختی دستاورد و حاصل فرعی عمل روح در مسیر استفاده حداکثری از ظرفیت‌های خود است. روح انسان نیز زمانی به بالاترین مرحله سعادت و خوشبختی می‌رسد که از حداکثر ظرفیت‌های ویژه و منحصر به فرد خود، یعنی عقلانیت، بهره گیرد.

ارسطو در نظریه خوشبختی و سعادت خود، که به عقیده او دستاوردی فرعی و دسته دوم است، دکترین کلاسیکی را مطرح می‌کند که برای درک بهتر رشد اندیشه سیاسی و اخلاقی او اهمیت زیادی برخوردار است. او معتقد است که خوشبختی وسعادت را نمی توان از طریق توجه آگاهانه به دستاوردهای آن جستجو کرد، بلکه باید از طریق علمی در تکاپوی یافتن آن بود که انسان طبیعتاً آن را بهتر از هر عمل دیگری انجام می‌دهد.

براساس این می‌توان چنین نتیجه گرفت فضیلت، شجاعت و بی باکی چیزی میان بی احتیاطی و بزدلی است؛ و تنگ نظری و اسراف، حد تفریط بخشندگی و گشاده دستی است به همین دلیل، ارسطو معتقد است که «حد وسط» نزدیک ترین و بهترین راه برای دستیابی به رفتار درست و شایسته یا همان فضیلت اخلاق است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بررسي‌ نظام‌ فاعلي‌ قرآن‌ در نهج‌البلاغه‌

بهترين‌ وجه‌ معقول‌ آفرينش‌ جهان‌، همانا تجلّي‌ است‌؛ كه‌ از ظريف‌ترين‌ تعبيرهاي‌ قرآني‌ و روايي‌ است‌، چنان‌كه‌ در آية‌ «فلما تجلي‌ ربه‌ للجبل‌ جعله‌ دكّا وخرّ موسي‌ صعقا» آمده‌ است‌. و در جريان‌ معاد هم‌، تلويحاً به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌است‌؛ زيرا، خداوند در آية‌ «قل‌ اءنما علمها عند ربّي‌ لايُجَليها لوقتها الا هو»، تجلية‌ساعت‌ و قيامت‌ را به‌ خود اِسناد داده‌ است‌ و چون‌ در قيامت‌ كبرا و حشر اكبر،تمام‌ اشخاص‌ و اشيا به‌ عنوان‌ مبدأ قابلي‌ حضور و ظهور دارند نه‌ به‌ عنوان‌مبدأ فاعلي‌ ـ زيرا همة‌ آن‌ها، تحت‌ قهر حاكم‌اند ـ بنابراين‌، تنها عامل‌ تجلّي‌قيامت‌، ظهور خود خداوندِ متجلّي‌ خواهد بود.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS