دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسلام و برقراری عدالت اجتماعی

No image
اسلام و برقراری عدالت اجتماعی

اسلام و برقراري عدالت اجتماعي

یعقوب نعمتی وروجنی

واژه عدالت از ریشه «عدل» در معانی مختلفی به کار می‌رود. در یک معنی، عدالت به مفهوم متناسب و موزون بودن تعریف گشته است. موزون بودن در مقابل عدم تناسب و بی نظمی استعمال می‌شود. عدل در این معنی یعنی اینکه اجزا در موقعیت مناسب و به تعداد لازم در ارتباط با کل قرار گرفته و از تناسب و انتظام لازمه برخوردار است. همچنین عدل در مقابل واژه تبعیض و ظلم نیز کاربردهای فراوان دارد. از دیگر سو، رعایت مساوات از معانی دیگر عدالت به شمار می‌آید. رعایت مساوات یعنی اینکه همگان از موقعیت مساوی و یکسان برخوردار باشند.

استاد شهید مرتضی مطهری در باب معنی عدل بیان می‌دارد: «عدل یعنی رعایت حقوق افراد و دادن حق به صاحب حق و ظلم عبارت است از پایمال کردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق دیگران و این معنی حقیقی عدالت اجتماعی بشری است». باید اذعان داشت طبق اصل فطرت، انسان‌ها دارای قابلیت‌های متفاوتی می‌باشند. استعدادهای بشری یا فطری و یا اکتسابی‌اند. لذا بر این اساس می‌توان دو گونه حقوق در جامعه متصور گشت. نخست حقوقی که ناشی از استعدادهای فطری است و خلاقیت و استعداد فرد در آن بی تاثیر است. دوم حقوق ناشی از استعدادهای اکتسابی که با تلاش، کوشش و مجاهدت دست یافتنی است. بی تردید تمایز گذاری در حقوق دسته نخست، بی عدالتی بوده و ظلم تلقی می‌شود. چرا که فرد در عدم برخورداری از استعدادهای فطری، کاهلی و قصوری نداشته است.

خداوند ضمن آیه 166 سوره انعام می‌فرمایند: «خداوند برخی از شما را از حیث درجه بالای برخی دیگر برده است تا درباره آنچه به شما داده است آزمایشتان کند». امّا در حقوق ناشی از استعدادهای اکتسابی چون عامل جهد و تلاش تعیین کننده است، تمایز گذاری در این حقوق، لازمه رعایت عدالت می‌باشد. از رویکرد اسلامی، جهان هستی دارای تفاوت‌ها و اختلاف‌های ظاهری و درونی می‌باشد که همین تفاوت‌ها خود نشان از زیبایی هستی و تعادل در آن است. اجزای جهان با وجود این اختلاف‌های آشکار و نهان، دارای ارتباط و وحدت واقعی می‌باشد. لذا برای استحکام و بقای زندگی اجتماعی نیز می‌بایست از همین نظام ساری و جاری در جهان آفرینش که نمونه الهی است، ضمن الگوبرداری استمداد جسته و به رتق و فتق امور اجتماعی همت گماشت. یعنی با ایجاد تقسیم کاری بر مبنای استعدادها و قابلیت‌های فردی و جمعی به هماهنگی و تعادل اجتماع مساعدت نمود.

باید گفت جامعه اسلامی، جامعه‌ای آکنده از تساوی و برابری است. امّا لازمه عدالت وجود درجات بر مبنای استعداد و قابلیت است. چراکه اگر بین دانشمند و غیر عالِم و بین فعال و کاهل تفاوت نباشد، شاکله جامعه متعادل زیر سئوال رفته در نهایت به اضمحلال و نابودی کشیده خواهد شد. تبعیض، آن هنگام ناپسند و مضر محسوب می‌شود که بر اساس ارتباط‌های خونی و خویشاوندی، ثروت، زبان و... باشد. امّا ایجاد نظامی بر مبنای لیاقت، استعداد، قابلیت و تلاش علاوه بر اینکه عامل تحرک اجتماعی، سرزندگی و شادکامی است موجب پیشرفت، تعالی و تکامل جامعه می‌باشد.

شهید مطهری در این زمینه یادآوری می‌نماید: «جامعه اسلامی جامعه تساوی و برابری‌هاست. امّا نه تساوی منفی، بلکه تساوی مثبت. تساوی منفی یعنی حساب نکردن امتیازات طبیعی افراد و سلب امتیازات اکتسابی آنها برای برقراری برابری است. و تساوی مثبت یعنی ایجاد امکانات مساوی برای عموم و تعلق مکتسبات هر فرد به خودش و سلب امتیازات موهوم و زیستی». بنابراین در برقراری عدالت که مهم ترین هدف اسلام می‌باشد می‌بایست امتیازبندی‌های اجتماعی نیز بر مبنای ملاک‌های اسلامی چون علم، آگاهی، تقوا، مجاهدت، تلاش، قابلیت واستعداد‌های اکتسابی پایه گذاری گردند تا بتوان ضمن ایجاد عامل نشاط اجتماعی به توازن و تعادل جامعه اسلامی نیز کمک نمود.‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS