دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسلام و تعدیل غرایز

غالب شدن شهوات عصمت و پاکی را از بین می برد و هلاکت را به دنبال دارد.
اسلام و تعدیل غرایز
اسلام و تعدیل غرایز

اسلام و تعدیل غرایز

قال علی(ع): «غلبهُ الشّهوُهِ تَبطل العصمهَ و تُورِدُ الهلکَ» (تصنیف غررالحکم و دررالکلم ، حدیث 6983)

اگر غرایز و شهوات در بستر عقل قرار بگیرد و تابع عقل انسان باشد زمینه رشد و شکوفایی انسان را فراهم می‌سازد؛ در روایات نیز وارد شده که انسان عاقل کسی است که مغلوب شهوات و هواهای نفسانی خویش نیست بلکه آنها را تحت سیطره و کنترل خود در آورده است. حضرت علی(ع) می‌فرمایند:

«العاقلُ من غَلَبَ نَوازِعَ أهوِیتِهِ»

انسان عاقل کسى است که بر از جا بر کننده‌هاى هواهاى خود غلبه کرده باشد

یعنى‌ اینکه انسان عاقل بر هواها و هوس‌هاى خود که او را از جاى خود بر می‌کنند و به سعى و کوشش در تحصیل آنها مشغول می‌کنند، غلبه کرده است.

با بررسی اجمالی روایات به این نکته می‌توان پی برد که اسلام هرگز در صدد از بین بردن غرایز و شهوات و به خصوص شهوت جنسی، نیست بلکه اسلام خواستار این است که انسان بر شهوات خود تسلّط داشته باشد نه آنکه مغلوب شهوات خود بگردد؛ چرا که اگر عقل انسان مغلوب شهوات گردد انسان از هیچ جنایتی و بی عفتی‌ روی گردان نخواهد بود و مسلماً سرانجام چنین انسانی و چنین جامعه‌ای چیزی جز هلاکت و بدبختی نخواهد بود.

اسلام برای ایجاد عفّت، غریزه شهوت را سرکوب نکرده و از بین نبرده است، بلکه آن‌ را تعدیل فرموده و به مسیر صحیح هدایت نموده است

اهمیّت تعدیل غرایز چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد و نیاز به برهان داشته باشد

همه دانشمندان جهان و تمام ملل و اقوام به این اصل عقیده دارند که در زندگی اجتماعی بشر لازم است تمام غرائز تعدیل شود و خواهش‌های نفسانی انسان با اندازه‌گیری صحیح اعمال شود در اسلام نیز مردم در ارضای غرائز و خواهش‌های نفسانی خود مانند تمدّن‌های مادی محدود هستند با این تفاوت که هدف دنیای مادّی تنها تأمین آسایش زندگی است و در آنجا سلب آزادی از اعمال غرائز در حدود و چهارچوب مصلحت‌های مادّی و نظم و انضباط است ولی در اسلام علاوه بر این هدف، هدف بالاتری نیز وجود دارد و آن رسیدن به کمالات و ارزشهای والای انسانی است که اساس زندگی بشر را تشکیل می‌دهد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
Powered by TayaCMS