دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اعمال عبادی روز چهارشنبه

No image
اعمال عبادی روز چهارشنبه
اعمال روز چهارشنبه 1. دعای روز چهارشنبه‌ بِسْمِ اللَّهِ‌الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‌ اَلْحَمْدُ للَّهِ‌ِ الَّذی‌ جَعَلَ اللَّیْلَ لِباساً وَ النَّوْمَ سُباتاً وَ جَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً لَکَ الْحَمْدُاَنْ بَعَثْتَنی‌ مِنْ مَرْقَدی‌ وَ لَوْ شِئْتَ جَعَلْتَهُ سَرْمَداً حَمْداً دائِماً لا یَنْقَطِعُ اَبَداً وَ لایُحْصی‌ لَهُ الْخَلائِقُ عَدَداً اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ اَنْ خَلَقْتَ فَسَوَّیْتَ وَقَدَّرْتَ وَ قَضَیْتَ‌وَ اَمَتَّ وَ اَحْیَیْتَ وَ اَمْرَضْتَ وَ شَفَیْتَ وَ عافَیْتَ وَ اَبْلَیْتَ وَعَلَی الْعَرْشِ اسْتَوَیْتَ وَعَلَی الْمُلْکِ احْتَوَیْتَ اَدْعُوکَ دُعآءَ مَنْ ضَعُفَتْ وَسیلَتُهُ وَ انْقَطَعَتْ حیلَتُهُ وَ اقْتَرَبَ‌اَجَلُهُ وَ تَدانی‌ فِی الدُّنْیا اَمَلُهُ وَ اشْتَدَّتْ اِلی‌ رَحْمَتِکَ فاقَتُهُ وَ عَظُمَتْ لِتَفْریطِهِ‌حَسْرَتُهُ وَ کَثُرَتْ زَلَّتُهُ وَ عَثْرَتُهُ وَخَلُصَتْ لِوَجْهِکَ تَوْبَتُهُ فَصَلِّ عَلی‌ مُحَمَّدٍ خاتَمِ‌النَّبِیّینَ وَ عَلی‌ اَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ وَ ارْزُقْنی‌ شَفاعَةَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ لا تَحْرِمْنی‌ صُحْبَتَهُ اِنَّک اَنْتَ اَرْحَمُ الرَّاحِمینَ اَللّهُمَّ اقْضِ لی‌ فِی‌الْأَرْبَعآءِ اَرْبَعاً اِجْعَلْ قُوَّتی‌ فی‌ طاعَتِکَ وَ نَشاطی‌ فی‌ عِبادَتِکَ وَ رَغْبَتی‌ فی‌ثَوابِکَ وَزُهْدی‌ فیما یُوجِبُ لی‌ اَلیمَ عِقابِکَ اِنَّکَ لَطیفٌ لِما تَشآءُ. سپاس از آنِ خدایی است که شب را جامه و خواب را سبب آسودگی‌ساخته و روز را برای تکاپو نهاده.از آنِ توست سپاس که مرا ازخوابگاهم برانگیختی، و اگر خواسته بودی، خواب مرا ابدی‌می‌ساختی. سپاس آفریدی و سازمان دادی و مقررّ کردی و گذراندی‌و میراندی و زنده کردی و بیمار نمودی و درمان کردی و بِه ساختی و گرفتار کردی و بر عرش، استواری و بر سلطنت، پایدار. بخوانمت،چون کسی که وسیله‌اش سُست است و چاره‌اش گسسته و کسی که‌مرگش نزدیک شده و آرزویش در دنیا گریبانگیر او شده و به رحمتت‌سخت نیازمند است و بزرگ است برای تقصیرش حسرت او، و بسیاراست لغزش و افتش (خطایش)، و برای خاطر تو توبه کار است.رحمت فرست بر محمّد، خاتم پیغمبران و بر خاندان پاک‌وپاکیزه‌اش، و روزی کن بر من شفاعتش را - که درود خدا بر او و خاندانش - و دریغ مدار از من صحبتش را؛ زیرا تو مهربان‌ترینِ‌مهربانانی. خدایا! برآور برآیم در این روز چهارشنبه، چهار حاجت را:نیرویم را صرف طاعت خود کن، و نشاطم را در عبادت خود، ورغبتم را در ثوابِ خودت نِه، و بی‌میلی‌ام را بدان چه مایه عذاب‌دردناک توست؛زیرا تو بدان چه خواهی، لطف کننده‌ای. 2. زیارت امام کاظم، امام رضا، امام جواد و امام هادی (ع) اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا اَوْلِیآءَ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا حُجَجَ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا نُورَ اللَّهِ‌فی‌ ضُلماتِ الْأَرْضِ اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَعَلی‌ آلِ بَیْتِکُمُ الطَّیِّبینَ‌الطَّاهِرینَ بِاَبی‌ اَنْتُمْ وَاُمّی‌ لَقَدْ عَبَدْتُمُ اللَّهَ مُخْلِصینَ وَجاهَدْتُمْ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ‌حَتّی‌ اَتیکُمُ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللَّهُ اَعْدآئَکُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ اَجَمْعَینَ وَاَنَا اَبْرَءُ مَوْلایَ‌یا اَبا اِبْراهیمَ مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ یا مَوْلایَ یا اَبَا الْحَسَنِ عَلِیَّ بْنَ مُوسی‌ یا مَوْلایَ‌یا اَبا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ یا مَوْلایَ یا اَبَا الْحَسَنِ عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ اَنَا مَوْلیً لَکُمْ‌مُؤْمِنٌ بِسِرِّکُمْ وَجَهْرِکُمْ مُتَضَیِّفٌ بِکُمْ فی‌ یَوْمِکُمْ هذا وَهُوَ یَوْمُ الْأَرْبَعآءِ وَمُسْتَجیرٌبِکُمْ فَاَضیفُونی‌ وَ اَجیرُونی‌ بِالِ بَیْتِکُمُ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ! درود بر شما ای دوستان خدا! درود بر شما ای حجّت‌های خدا! درودبر شما ای نور خدا در تاریکی‌های زمین! درود بر شما! صلوات خدابر شما و بر خاندان پاک و پاکیزه‌تان! پدرم و مادرم به قربان شما! شمابا اخلاص، خدا را پرستیدید، و در راه خدا جهاد کردید، چنانچه‌باید، تا به یقین رسیدید، لعنت کند خدا دشمنان شما رااز جنّ و انس.همه را و من از آنان به سوی خدا و شما بیزاری می‌جویم. ای مولایم،ای ابو ابراهیم، موسی بن جعفر! ای مولایم، ای ابوالحسن، علی بن‌موسی! ای مولایم، ای جعفر، محمد بن علی! ای مولایم، ای ابوالحسن، علی بن محمد! من وابسته به شمایم و معتقد به راز شماو آشکار شما. مهمان شمایم در این روز که روزِ چهارشنبه است، وپناهنده به شمایم. مرا بنوازید و پناه دهید به خانواده خودتان که پاک‌و پاکیزه‌اند. 3. تسبیح مخصوص روز چهارشنبه‌ بسم اللَّهِ الرَحْمنِ الرَّحِیمِ سُبْحانَ مَنْ تُسَبِّحُ لَهُ الْأَنْعامُ بِأَصْوَاتِهَا وَاتِهَا یَقُولُونَ سُبُّوحَاً قُدُّسَاً، سُبْحانَ الْمَلِکِ‌الْحَقِّ الْمُبِینِ، سُبْحانَ مَن تُسِّبِحُ لَهُ الْبِحارُ بِأَمْوَاجِهَا، سُبْحانَکَ رَبَّنَآ وَبِحَمْدِکَ،سُبْحانَ مَنْ تُسَبِّحُ لَهُ مَلَائِکَةُ السَّمواتُ بِأَصْوَاتِهَآ، سُبْحانَ اللَّهِ الْمَحْمُودِ فِی کُلِ‌مَقَالَةٍ سُبْحانَ الَّذِی یُسَبِّحُ لَهُ الْکُرْسِیُّ وَمَا حَوْلَهُ وَمَا تَحْتَهُ، سُبْحانَ الْمَلِکِ‌الْجَبَّارِ الَّذِی مَلأَ کُرْسِیُّهُ السَّموَاتِ الْسَبْعَ وَالأَرَضِینَ الْسَّبْعَ. سُبْحانَ اللَّهِ بِعَدَدِ مَا سَبَّحَهُ الْمُسَبِّحُونَ، وَالْحَمْدُللَّهِ بِعَدَدِ مَا حَمْدِهُ الْحامِدُونَ، وَلَاالهَ الَّا اللَّهُ بِعَدَدِ مَا هَلَّلَهُ الْمُهَلِّلُونَ، وَاللَّهُ أَکْبَرٌ بِعَدِدِ مَا کَبَّرَهُ الْمَکَبِّرُونَ، وَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ‌بِعَدَدِ مَا اسْتَغْفَرَهُ الْمُسْتَغْفِرُونَ، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَةَّ ِالَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ بِعَدَدِ مَامَجَّدَهُ الْمُمَجِّدُونَ وَبِعَدَدِ مَا قَالَهُ الْقآئِلُونَ، وَصَلَّی اللَّهُ عَلَی‌ مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍبِعَدَدِ مَا صَلَّی‌ عَلَیْهِ الْمُصَلُّونَ. سُبْحانَکَ لَا ِالهَ ِالَّا أَنْتَ تُسَبِّحُ لَکَ الدَّوَآبُّ فِی مَرَاعِیَها وَالْوُحُوشُ فِی مَظَآنَّهَاوَالْسِّبَاعُ فِی فَلَوَاتِها وَالطَّیْرُ فِی وُکُورِهَا، سُبْحانَکَ لَا ِالهَ ِالَّا أَنْتَ تُسَبِّحُ لَکَ‌الْبِحارُ بِأَمْوَآجِهَا وَالْحِیتَانُ فِی مِیَاهِهَا وَالْمِیَاهُ فِی مَجَارِیهَا وَالْهَوَآمُّ فِی أَمَاکِنِهَا،سُبْحانَکَ لَا ِالهَ ِالَّا أَنْتَ الْجَوَادُ الَّذِی لَا یَبْخَلُ الْغَنِیُّ الَّذِی لَا یَعْدَمُ الْجَدِیدُ الَّذِی‌لَا یَبْلَی‌. الْحَمْدُللَّهِ الْبَاقِی الَّذِی تَسَرْ بَلَ بِالْبَقَآءِ الْدَّآئِمِ لَا یَفْنَی‌ الْعَزیزِ الَّذِی لَا یَذِلُّ الْمَلِکِ‌الَّذِی لَا یَزُولُ، سُبْحانَکَ لَا ِالهَ ِالَّا أَنْتَ الْقَائِمِ الَّذِی لَا یَعْیَی‌ الدَّائِمُ الَّذِی لَا یَبِیدُالْعَلِیمُ الَّذِی لَا یَرْتَابُ الْبَصِیرُ الَّذِی لَا یَضِلُّ الْحَکِیمُ الَّذِی لَا یَجْهَلُ، سُبْحانَکَ لَاالهَ الَّا أَنْتَ الْحَکِیمُ الَّذِی لَا یَحِیفُ الرَّقِیبُ الَّذِی لَا یَسْهُو الْمُحِیطُ الَّذِی لَا یَلْهُوالشَّاهِدُ الَّذِی لَا یَغِیبُ، سُبْحانَکَ لَا ِالهَ ِالَّا أَنْتَ الَّذِی لَا یُرامُ الْعَزِیزُ الَّذِی لَایُضَامُ الْسُّلْطَانُ الَّذِی لَا یُغْلَبُ الْمُدْرِکُ الَّذِی لَا یُدْرَکُ الطَّالِبُ الَّذِی لَا یَعْجِزُ.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
Powered by TayaCMS