دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اقتصاد و میانه روی در معیشت

No image
اقتصاد و میانه روی در معیشت

كلمات كليدي : اقتصاد، ميانه روي، تدبير اقتصادي، اعتدال اقتصادي

نویسنده : مصطفي همداني

به طور کلی اعتدال و میانه‌روی در مطلق امور حتی در عبادات[1] از اصول مسلم قرآنی و روایی است که بستر بسیاری از توصیه‌ها و هنجارهای اخلاق اسلامی محسوب می‌گردد.

رسول گرامی خدا فرمودند: هیچ بنده‌ای در فهم دین رشد نمی‌یابد مگر این که میانه‌روی او نیز بیشتر می‌شود.[2] آن حضرت میانه روی را یکی از 25 جزء نبوت دانسته[3] و میانه‌روی در عبادت را بسیار زیبا دانسته[4] و رحمای امت خود را اوساط آنان می‌دانستند[5] و سه بار می‌فرمود: بر شما باد به میانه‌روی بر شما باد به میانه روی بر شما باد به میانه‌روی[6] و توصیه‌های اسلامی در زمینه‌ی اعتدال در ساحت‌های مختلف زندگی خود گفتاری مستقل است. («اعتدال»)

این نوشتار به یکی از مصادیق بسیار پررنگ اعتدال که میانه‌روی در معیشت و اقتصاد مالی باشد می‌پردازد.

اقتصاد در لغت به معنای میانه‌روی در کارها است و شامل هر کار می‌شود[7] اما در این‌جا میانه‌روی در معیشت یعنی در ارتباط انسان با «کسب درآمد» و نیز در «مصرف» را شامل است. بنابراین، از آن‌جا که این فضیلت دارای دو چهره‌ی مختلف در دو ساحت است، در ارتباط با کسب درآمد، بین دو رذیله‌ی «حرص» و «بیکاری» قرار دارد و در ارتباط با مصرف، بین دو رذیله‌ی «اسراف» (یا تبذیر) و «بخل» قرار دارد که البته -همانطور که گفته خواهد شد- مصرف دارای دو بخش است: مصرف شخصی برای خود و خانواده و دیگری انفاق در راه خدا بر ارحام و دوستان و نیازمندان.

فضیلت میانه‌روی در معیشت از نظر قرآن کریم و روایات شریف

پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم همواره پس از نمازها از دعاهایی که می‌کرد این بود که : «خدایا، میانه‌روی در هر دو حال از فقر و دارایی را به من نصیب کن»[8] و از خدا می‌خواست که خود و خاندانش و دوستان ایشان را کفاف عطا کند و دشمنان آنان را فراوانی مال دهد[9] و از شر بی‌نیازی طغیان‌آور و فقر نسیان‌آور به خداوند پناه می‌بردند.[10]امام باقرعلیه السلام فرمود: خداوند نابود کردن اموال و تضییع آن‌ها را دوست ندارد.[11]

خطوط کلی میانه‌روی در معیشت

می‌توان گفت بر اساس روایات، میانه‌روی در معیشت دارای سه حوزه‌ی اساسی است:

1. میانه‌روی در کسب: پس از انقلاب صنعتی کارگران بسا روزانه 14 تا 16 ساعت کار می‌کردند. اما اکنون همه کشورها قبول کرده‌اند: هفته‌ای چهل ساعت یعنی روزی هشت ساعت و دو روز تعطیلی در هفته.[12] زیرا روانشناسان اجتماعی دریافته‌اند تعیین ساعات کاری و تشویق کارگران به عدم انجام بیش از یک شیفت کاری مانع بیماری‌های جسمی و عصبی خواهد شد. کاهش ساعات کار علاوه بر این که هدفی انسانی است، ایجاد اشتغال بیشتر و نیز پاسخ دادن به نیازهای اساسی انسان و رسیدگی به زندگی شخصی و استفاده از اوقات فراغت را در بردارد.[13] رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم -با این‌که تلاش‌گر در راه معیشت خانواده‌اش را چونان مجاهد راه خدا می‌دانست[14] اما- شدت حرص در طلب دنیا را نیز یکی از علامات شقاوت دانسته[15] و می‌فرمود: در طلب روزی به اعتدال و زیبایی عمل کنید. زیرا رزق شما در هر حال به شما می‌رسد.[16] همانطور که امام حسین به فردی فرمودند: ای فلان! نه چون جنگاوری که طالب غلبه است با تمام قوا در راه روزی بکوش و نه کسب را رها کن به امید توکل. زیرا طلب رزق یک سنت اسلامی است و البته اعتدال در طلب نیز یک نمود برای عفت است و نه آن تلاش وافر، رزقی را زیاد می‌کند و نه این عفت، رزقی را کم می‌کند؛ زیرا رزق مقدر شده و حرص‌ورزی نوعی طلب گناه است.[17]

برخی از روایات ما در این زمینه توصیه‌هایی کاربردی نیز دارند که رسول اکرم در همین زمینه فرمودند: مومن باید زندگی خود را سه بخش کند و می‌فرمودند: خدایت[18] و خانواده و مهمان و نفس تو هر یک بر تو حقی دارند.[19]

2. میانه‌روی در خرج: امام رضا علیه السلام به یکی از اصحاب خود فرمود: طبق فرمایش الهی در مخارج زندگی نه بخل به خرج دهید و نه اسراف کنید.[20]

3. میانه روی در انفاق: که مقصود از انفاق، یعنی هر نوع مخارج در غیر لاز نیازهای واجب خود و خانواده که داده هدیه و کادو به دوستان و ارحام و نیز قرض دادن به افراد و صدقه بر نیازمندان و ... همگی را شامل است.

در انفاقات مالی نیز قرآن کریم به پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم دستور می‌دهد در انفاق، میانه را در نظر دارد و نه دست را کلاً ببندد و نه چندان بذل کند که برای خود هیچ نگذارد[21] و نیز عبادالرحمن را به وصف اعتدال در خرج کردن که دور از بخل و اسراف به عنوان دو کرانه‌ی افراطی هستند می‌ستاید[22] و به سوگندْشکنان دستور می‌دهد کفاره کار خود را برده آزاد کردن یا غذا دادن یا لباس پوشاندن بر ده نفر مستمند، از غذا و لباس متوسطی است که به خانواده خود مى‌دهند قرار دهند[23] و به عنوان قانون کلی به هر کسی که نعمتی مادی دارد دستور می‌دهد خود در مصرف آن زیاده‌روی نکند و حق نیازمند را بپردازد و در این انفاق هم زیاده‌روی نکند و آن فقیر نیز در مصرف صدقات زیاده‌روی نکند.[24]

راه‌کارهای عملی دست‌یابی به میانه‌روی در معیشت

برای دست‌یابی به میانه‌روی راههای وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از:

1. اصل تنظیم مخارج بر اساس تدبیر الهی: امام صادقعلیه‌السلام گاهی غذاهای لذیذ مصرف می‌نمودند و گاهی غذاهای ساده و می‌فرمود تدبیر ما در دست خداست؛ هر وقت وسعت روزی بدهد ما نیز وسعت در مخارج می‌دهیم و هر وقت روزی را بر ما تنگ کند ما نیز مخارج را محدود می‌کنیم.[25]

2. برنامه ریزی و اندازه‌گیری در مخارج: یعنی بعد از مراعات اصل قبل، مخارج را بر اساس نظمی خاص تنظیم نمود که این برنامه‌ریزی در روایات ما با عنوان «التقدیر فی المعیشة» یا «التدبیر فی المعیشة» مطرح شده است و رسول گرامی خدا فرمود: بیست صفت فقر می‌آورند؛ مثل اندازه نداشتن در معیشت[26] و آن بزرگوار، این تدبیر را نیمی از معیشت دانسته‌اند.[27]

از مصادیق تدبیر این است که برخی بزرگان گفته‌اند: هر کس مالی دارد باید اسراف نکند و به تدریج خرج کند تا برای نیازهایش کافی باشد[28] و نیز از مصادیق مهم و جامع این تدبیر و تقدیر، اقتصاد به معنی متعارف در زمان ما است که در تعریف آن به عنوان یک علم گفته شده است: اقتصاد، مطالعه تخصیص منابع کمیاب‌ تعریف می‌شود. تخصیص منابع کمیاب یعنی تعیین‌ اینکه چگونه این منابع را استفاده، مصرف، یا تقسیم کنیم. لذا اقتصاد و یا به عبارت دقیق‌تر تحلیل هزینه-سودمندی،‌ مجموعه‌ای از ابزارهای نظری و تجربی لازم‌ برای بهترین گزینش در هریک از موقعیت‌ها را فراهم می‌آورد.[29]

3. تعقل اقتصادی: در روایات آمده است: تعقل فرد، تدبیر معیشت اوست.[30] مانند این‌که ابتدا آن‌چه اهم و سپس مهم را در نظر بگیریم.

4. ولخرجی نکردن؛ زیرا رسول گرامی خدا فرمود: به طور کلی مومن کم‌خرج است[31] و بابرکت‌ترین زنان کسانی هستند که کم‌خرج باشند.[32]

آثار دنیوی و اخروی میانه‌روی در معیشت

این دستور قرآنی و روایی نیز چون هر دستور اسلامی دیگر گرچه در ابتدا به نظر می‌رسد برای تنظیم معاش صادر شده است اما اولاً این تنظیم معاش نیز در راستای هدف نهایی خلقت که بندگی خدای متعال است خواهد بود نه اینکه خود موضوعیت مستقل داشته باشد و ثانیاً بسیاری از کمالات معنوی در مسیر پیاده کردن این میانه‌روی در جان و روح انسان به دست خواهد آمد که در این‌جا به این آثار اشاره می‌شود:

1. دستیابی به روح اعتدال؛ ‌که خود از صفات اخلاق والا و مادر بسیاری از فضایل است و بخشی از فضایل والای اعتدال و میانه روی به طور کلی (هر نوع میانه‌روی از جمله اعتدال اقتصادی و معیشتی) در آغاز این نوشتار مورد اشاره قرار گرفت.

2. رسیدن به فضایل معنوی: مانند محبوبیت الهی. زیرا امام صادق فرمود: خدای متعال میانه‌روی در معاش را دوست دارد[33] و رسول گرامی خدا برای مومنانی که به میانه خرج می کنند رحمت الهی را طلب فرمودند و این خود فضیلتی بسیار والا است.[34] امام باقر علیه‌السلام برنامه‌ریزی معیشت را در کنار دین‌ْفهمی و صبر بر مصائب، یکی از اضلاع سه‌گانه‌ی کمال انسانی دانستند.[35]

3. کمبود نداشتن در معاش؛ زیرا رسول گرامی خدا فرمودند: در معیشت میانه روی کنید تا هرگز فقیر نشوید[36] و بلکه رفق در معیشت بهتر از بخشی از تجارات است[37] و کسی که در معیشت خود میانه‌رو باشد، خداوند او را روزی می‌دهد و کسی که زیاده‌روی کند محروم می‌شود.[38] زیرا همانطور که آن رسول گرامی خدا فرمودند گاهی هست خداوند روزی بنده‌ای را برای ده روز در یک روز می‌دهد و اگر اسراف نه روز بقیه را باید با تنگدستی بگذراند.[39] امام صادق فرمود: خداوند اقتصاد در معاش را دوست دارد و با اقتصاد، چیزی کم نخواهیم داشت و با پرخرجی، هیچ مالی دوام نخواهد آورد.[40]

آسیب‌شناسی: اقتصاد، نه یعنی خرج نکردن (بخل)

جامعه‌ی سرمایه‌داری نیز همواره بر اقتصاد تاکید نموده است اما این تاکید، از آن‌جا که با نگرش توحیدی و آخرت‌گرایانه نبوده است همواره یا سر بر دامان بخل نهاده است و یا حالت اسراف و تبذیر سرمستانه به خود گرفته است. زیرا اخلاق پروتستانی، که ریشه‌ی سرمایه‌داری در جهان غرب است، معادل زهد دنیایی(Ascese dans le monde) است.[41] زیرا همواره بر اندوختن سرمایه تاکید نموده است که بدترین نوع زهد در اخلاق اسلامی است که «زهد من الدنیا للدنیا» نام دارد؛[42] یعنی زهد در دنیا ورزیدن برای خدمت بیشتر به دنیا و بس! زیرا رسول اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: من برای انفاق مال آمده‌ام نه جمع مال[43] که اخلاق کار سرمایه‌داری پروتستانی معتقد است و اکنون که غرب به فراوانی دست یافته است، آن روح ریاضت‌گرایانه را کناری نهاده و همواره در مصرف و تجمل‌گروی مستغرق شده است.

از نظر اسلام، اقتصاد در معیشت هرگز به معنی خرج نکردن در مورد لازم نیست که چنین کاری مصداق صفت بسیار ناپسند بخل خواهد بود. رسول گرامی خدا فرمودند: بخیل در آسمان و زمین مبغوض است.[44] بلکه مقصود این است که اسراف و خرج بدون دلیل عرفی و شرعی و دور از شان و نیاز زندگی متعارف که آبروی اجتماعی فرد را حفظ می‌کند صورت نگیرد.

رسول گرامی خدا میانه‌روی در فقر و بی نیازی هر دو را نیز تاکید نمودند و آن را یکی از نجات‌دهنده‌های سه‌گانه [که در دنیا و آخرت فرد را از مسئولیت‌ها و گناهان و عذاب الهی می‌رهانند] معرفی نمودند[45] و این حالت یعنی این‌که یعنی در حالت تنگی دست هم نباید مومن به طور کلی دست از خیرات و انفاقات بشوید یا برای خانواده خود خیلی سخت‌گیری کند بلکه قدری که مورد نیاز است را گرچه با قرض هم شده که در گفتار و رفتار رسول خدا و ائمه‌ی هدی دیده شده تامین نماید و البته نه چون حالت دارایی بخواهد رفتار کند بلکه قدری او هم تنگ بگیرد منتهی نه دست خود را کاملاً ببندد؛ زیرا رسول گرامی خدا از طرفی به زبیر فرمودند: ای زبیر، روزی بندگان به اندازه‌ی نفقات (مخارج) آنان است و هرکس زیاد خرج کند به او زیاد می‌رسد و هر کس کم خرج کند کم می‌رسد[46] و از طرف دیگر فرمودند: مومن به ادب الهی اخذ می‌کند: اگر او وسعت در روزی بدهد مومن هم وسعت می‌دهد [بدون اسراف] و اگر او روزی را محدود کند مومن هم مخارج را محدود می‌کند [اما نه بخل ورزد و خوف ناداری وجود او را بگیرد و همواره در فکر پس‌انداز باشد].[47] و به افرادی که با وجود داشتن اموال ظاهری نامرتب داشتند توصیه کردند وقتی خدا به تو نعمتی داده اثر آن باید بر تو آشکار شود[48] و هر کس خود را به فقر بزند [با وجود دارایی اظهار فقر کند] خدا نیز او را فقیر می‌نماید.[49]

مقاله

نویسنده مصطفي همداني
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS