دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اقسام علم

No image
اقسام علم

كلمات كليدي : احساس، تخيل، توهم، تعقل

نویسنده : مهدي افضلي

انسان به دلیل آنکه از قوه‌های متعددی برای درک حقایق بهره‌مند است، علومی که برایش حاصل می‌شود نیز نامهای مختلف دارد. نیروهای ادراکی انسان عبارتند از: حس، خیال، وهم و عقل؛ متناسب با هریک از این نیروها ادراکاتی نیز وجود دارد که هریک نام خاص دارند.

احساس

آنچه میان تمام انسان‌ها، حتی کودکان تازه به دنیا پا نهاده مشترک است همین قسم است. انسان آنچه در اطراف خود با حواس ظاهری درک می‌کند از آن تصویری در ذهنش ایجاد می‌شود. کودکی که به دنیا می‌آید جمال مادر را می‌بیند، طعم گوارای شیر او را می‌چشد، طنین صدای دلنواز او جان گوشش را می‌نوازد، نرمی و گرمی آغوش او را لمس می‌کند و بالاخره عطر شامه نواز او مشام جانش را نوازش می‌دهد. از این سنخ هرچه برایش حاصل می‌شود در زبان منطق دانان «علم حسی» و قوه درک کننده آن «حس» نام می‌گیرد، ولی به دلیل آنکه پنج تا حس ظاهری در انسان هست از آن به حواس خمس یاد می‌کنند.

تخیل

صورت حسی آنگاه که ارتباط حس با محسوس قطع میشود هم چنان در ذهن انسان باقی است. چنین صورتی نیز معلوم انسان است و به آن علم خیالی گفته میشود. خصوصیت علم خیالی آن است که انسان می‌تواند پس از قطع ارتباط با مدرکات حسی نیز صورتی از آن‌ها را نزد خود حفظ کند. از باب نمونه وقتی مادرش از کنار او می‌رود نیز صورتی از او را در ذهن دارد، صدای مادر را پس از قطع آن نیز درک می‌کند، میان صدای پدر و مادر مقایسه می‌کند، یکی را نازک‌تر از دیگری می‌یابد و همین‌طور در مورد سایر امور محسوس؛ این سنخ ادراکات را «علم خیالی» و قوه‌ای که آنرا درک کرده «خیال»می‌نامند.

توهم

وقتی انسان به مرحله بالاتری از رشد می‌رسد در کنار ادراکات حسی می‌تواند معانی جزئی را نیز درک کند. معانی جزئی اموری است که برخلاف محسوسات، ماده و مقدار ندارد. اگر در مثال‌های پیش‌گفته را در نظر بگیریم، دیده می‌شود که کودک عشق پدر و مادر را نسبت به خود درک می‌کند، محبت پدر و مادر به فرزند با هیچ یک از حواس ظاهری قابل فهم نیست، قوه خیال نیز کارش تصرف در همان مدرکات محسوس است، از طرف دیگر قوه عاقله نیز کارش ادراک کلیات است، لذا در این میان قوه‌ای وجود دارد که آنرا «واهمه» و ادراکات آنرا «علم وهمی» نامیده‌اند.

تعقل

آنچه پیش از این بیان شد، مربوط به ادراکاتی است که میان تمام جانداران مشترک است، تمام جانداران حس، خیال و واهمه دارند. گوسفندی که لب به سنگ نمی‌زند و دنبال علف می‌دود برای آن است که طعم علف را چشیده و سختی سنگ را لمس کرده است، اگر از گرگ فرار می‌کند به دلیل تصویری است که از او در ذهن دارد و او را دشمن خویش می‌شناسد و همین طور در حیوانات دیگر این مسأله جاری است. ولی نیرویی که انسان را از دیگر جانداران متمایز می‌کند، نیروی عقل است که با آن معانی کلی را درک می‌کند، درست و نادرست را تمیز می‌دهد، حقایق را از اوهام و خرافات جدا می‌کند. برای منطق‌دان نیز همین قسم اخیر است که اهمیت دارد و علم منطق نیز برای جلوگیری از اشتباه در چنین ادراکاتی به وجود آمده است.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS