دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

المُقنع

مرحوم صدوق متن کتاب المقنع را از الفاظ روایات انتخاب کرده و این موضوع را در مقدمه متذکر شده است. از این رو کتاب پیوسته مورد عنایت و اعتماد علما و بزرگان بوده است.
No image
المُقنع

الشیخ الصدوق، تحقیق مؤسسة الامام الهادی، قم، 1415، 612 ص المُقنع

برخی از صحابه و شاگردان مبرز ائمه اطهار علیهم السلام چون فضل بن شاذان و یونس بن عبدالرحمان فقه را بر پایه اجتهاد و استدلال بنا کرده و قواعد علم اصول فقه را در روایات به کار برده و به استنباط فروع از کتاب و سنت می پرداختند اما گروهی از محدثان بر آنها خرده گرفته و فقه را جدای از حدیث نمی دانستند (رک: مقدمه ای بر فقه شیعه، ص 36) اینان هر روایتی را دقیقا طبق معیارهای علم رجال و درایه، نقد و بررسی می کردند و سپس سند روایات را حذف و عین الفاظ روایات را به عنوان مطالب فقهی بیان می کردند و به همین جهت در آن زمان اصطلاح «فقیه » و «محدث » نه تنها قرابت بلکه نوعی اتحاد نیز داشتند و هر محدثی را فقیه به شمار می آوردند

محمدبن علی بن الحسین بن بابویه قمی معروف به شیخ صدوق (م 381) از این دسته فقهاست وی با دعای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به دنیا آمد و آن حضرت از وی و برادرش با لقب «فقیه » یاد کرده است (رک: رجال بحرالعلوم، ج 3، ص 293, مستدرک الوسائل، ج 3، ص 524)

شیخ صدوق حدود سیصد کتاب تالیف کرده است که قریب به اتفاق آنها از مهمترین کتابهای روایی شیعه به شمار می روند و هر کدام را به عنوان پاسخی به یک سؤال یا نیاز آن زمان نوشته است

شیخ صدوق دو کتاب المقنع و الهدایة را به پیروی از کتاب الشرائع پدرش نوشت در مقدمه مقنع گوید: «این کتاب را کتاب المقنع نامیدم، زیرا هر کس آن را بخواند به آن اکتفا خواهد کرد، و سندهای آن را حذف نمودم » به همین جهت فقهای متاخر از او، متون این گونه کتابها را به عنوان روایت مرسل تلقی می کردند

کتاب المقنع قبلا چند بار ضمن مجموعه الجوامع الفقهیه و گاهی همراه با کتابهای دیگر چاپ شده بود و اینک محققان موسسه امام هادی علیه السلام تحقیق عمیق و با ارزشی برآن انجام داده و متن صحیح کتاب را به همراه منابع و مصادر تمام متن کتاب، عرضه کرده اند این تصحیح براساس چند نسخه خطی از کتاب و نیز مقابله با متون اصلی روایات و بعضی از کتابهای مهم فقهی مثل مسالک الافهام تالیف شهید ثانی انجام شده است پاورقیهای بسیار زیاد کتاب که حدود 23 حجم کتاب را به خود اختصاص داده، نشان دهنده تلاش بسیار مصححان آن است

وجود مقدمه کوتاه ده صفحه ای و دوازده فهرست در پایان کتاب و نیز قیمت ارزان این کتاب از دیگر امتیازات آن است

در پایان، ذکر دو نکته بی فایده نیست به امید آنکه در چاپهای بعدی کتاب اصلاح گردد:

1-با مقایسه تصویر صفحه اول چهار نسخه خطی - که در پایان مقدمه کتاب آورده شده است - با متن کتاب، معلوم می شود که نسخه بدلهای کتاب به صورت دقیق آورده نشده است.

2-از عبارت صدوق رضوان الله علیه معلوم می شود که نام این کتاب کتاب المقنع است نه المقنع گرچه در ذریعه نیز المقنع آورده شده است و بهتر بود روی جلد نوشته شود: کتاب المقنع

الفوائد الحائریة، وحید بهبهانی، تحقیق: لجنة تحقیق مجمع الفکر الاسلامی، قم، 1415 ق، 568 ص

علم اصول فقه به معنای مصطلح و در حد گسترده آن، در عصر غیبت کبری شروع گردید گرچه قبل از آن تاریخ نیز فقها و محدثان برای استنباط احکام فقهی برخی از قواعد اصولی را به کار می بردند اما کمتر آن را به عنوان یک علم مدون مطرح کرده یا مستقلا آن را مورد مطالعه و بررسی قرار می دادند مثلا در عصر بعثت و نزول قرآن، بزرگان صحابه می دانستند که کلام رسول خدا صلی الله علیه وآله می تواند مخصص عمومات قرآن مجید باشد گرچه اصطلاحات آن را نمی دانستند ولی عملا آن را به کار می بردند

در عصر ائمه علیهم السلام نخستین کتابهای اصول تدوین گردید هشام بن حکم کتاب الالفاظ را نوشت و یونس بن عبدالرحمان کتاب اختلاف الحدیث را (رک: الفهرست شیخ طوسی، ص 356 و 367) اما به هرحال در آن زمان این علم به رشد و بلوغ خود نرسیده بود تا اینکه شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی آن را مدون و مسائل و مباحث آن را تنظیم کردند و در قرنهای متاخر از آنان، روز بروز برکمال و رشد این علم افزوده می گردید تا آنکه در سه قرن یازدهم، دوازدهم و سیزدهم، بر اثر تسلط اخباریان بر مراکز علمی شیعه این علم بشدت رو به ضعف و افول نهاد

در زمان صفویه، تصوف و اخباری گری دو مساله حاد و مهم حوزه های علمیه بود برخی از دولتمداران نیز منافعشان اقتضا می کرد که اختلافات اصولیان و اخباریان را دامن زده و آن را تشدید نمایند میرزا محمد امین استرآبادی مهمترین وظیفه خود را تلاش برای از بین بردن روش اصولیان می دانست وی در کتاب خود دوازده دلیل بر بطلان علم اصول ذکر کرده و حتی گاهی از خواب و داستان نیز شاهد بر مدعای خود آورده است (رک: الفوائد المدنیه، ص 90 و 277)

محمدباقربن محمد اکمل معروف به وحید بهبهانی (م 1206) نقطه عطف تاریخ علم اصول است وی شجاعانه در برابر اخباریان ایستاد و گاهی شبها تا صبح در خیابان با صاحب حدائق به بحث می پرداخت

نوع تالیفات و درسهای وی دارای جهت گیری و تعریض به اخباریان دارد وی شاگردانی تربیت کرد که هر کدام، از بزرگان و اسطوانه های علم اصول به شمار می روند مثل علامه بحرالعلوم، کاشف الغطاء، ملامهدی نراقی، سید جواد عاملی، میرزای قمی، سید علی طباطبائی (صاحب ریاض)، ملا اسدالله کاظمی

تقسیم سه گانه ای که شیخ اعظم در ابتدای رسائل ذکر کرده است بیانگر دو دیدگاه افراط و تفریطی است که در زمان شیخ انصاری رحمه الله در باره علم و اعتماد به مقدمات یقینی عقلی وجود داشته است برخی کلا عقل را کنار گذارده و حتی در اصول دین نیز به سراغ دلیلهای نقلی می روند و برخی نه تنها دلیلهای یقینی عقلی بلکه حتی ظن را نیز - اگرچه از مقدمات عقلی محض بدست آمده باشد - حجت می دانند و شیخ انصاری خواسته است راه وسط و تعدیل شده ای میان آنها بیابد و خود به آن مشی کند

به هرحال از این کار شیخ ، معلوم می شود که هنوز تا آن زمان رسوبات افکار اخباریان بر حوزه نجف تسلط داشته است

وحید بهبهانی بیش از شصت کتاب و رساله و تعلیقه دارد که گرچه برخی از آنها در موضوع رجال یا حدیث و فقه می باشند اما صبغه اکثر آنها اصولی و در جهت اثبات حقانیت علم اصول است تالیفات وی بیشتر به عنوان حاشیه یا رساله مختصری در موضوعی خاص است اکثر بحثهای اصولی وحید بهبهانی در فوائد حائریه قدیمه و فوائد جدیده وجود دارد و چون این کتابها را وقتی تالیف کرده که برای زیارت حضرت سیدالشهداء صلوات الله علیه به کربلا مشرف شده است آنها را فوائد حائریه نامیده است

در مقدمه کتاب، مؤلف آن می گوید: «هدف از تالیف این کتاب بیان و روشن کردن و حل اختلال در سند، متن، دلالت، تعارض و علاج روایات است »

فوائد حائریه قدیمه دارای 36 فایده و فوائد جدیده دارای 35 فایده است که هر دو اینک در یک مجلد چاپ شده است در این کتاب بحثهای رایج علم اصول از قبیل اجماع، مباحث الفاظ، نهی از عبادات ، توقیفی بودن احکام، مشتق، استصحاب، برائت و ,, وجود دارد و بحثهایی نیز که کمتر در سایر کتابها یافت می شوند مانند ملاک تقیه بودن یک حکم (ص 353) یا وظایف مجتهد (ص 499) و عدم جواز تقلید در اصول دین (ص 493)، بحث مستقلی در باره تنقیح مناط (ص 145)، رد سخنان اخباریین (ص 127) و ,,  ,,

مطالعه این کتاب گذشته از آنکه انسان را با تاریخ تحولات علم اصول آشنا می سازد، افقهای روشنی از مباحثی که امروز بسیار مهم و ضروری هستند نیز در برابر انسان می گشاید مثل بحث از عرف و اقسام آن و قابل تغییر بودن آن و گروه تحقیق مجمع اندیشه اسلامی این کتاب را براساس چند نسخه خطی تصحیح کرده و منابع آیات و روایات و اقوال آن را در پاورقی ذکر کرده اند - گرچه نقصهایی نیز دارد - آقای آصفی در مقدمه تحقیقی خود برکتاب، بحث مفصلی از اختلافات اخباریان و اصولیان ذکر کرده اند و مهمترین نظریات و ابتکارهای وحید بهبهانی را به همراه زندگینامه وی مورد بررسی قرار داده اند در مقدمه کتاب لازم بود مقداری از ارزش و اهمیت این کتاب و جایگاه آن نزد علمای دیگر و در میان کتب اصولی بحث شود

تصحیح و چاپ این کتاب بسیار لازم و ضروری بود که بحمدالله انجام شد در این تصحیح برخی کاستیهایی نیز وجود دارد مثلا نقل قول با واسطه در آن وجود دارد مثل ص 42 و ص 27 و 28 مقدمه ربطی به قبل و بعد آن ندارد و ناهماهنگی در مقدمه کتاب به قدری است که در ص 8 تاریخ وفات امین استرآبادی را سال 1021 ق و در ص 17 سال 1033 و در ص 32 سال 1036 ق را ذکر می کند

پایان بخش کتاب وجود شش فهرست فنی برای کتاب است که مراجعه و استفاده از کتاب را آسان می سازد

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS