دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امام خمینی (ره)؛ احیاگر اسلام ناب محمدی

No image
امام خمینی (ره)؛ احیاگر اسلام ناب محمدی

كلمات كليدي : امام خميني (ره)؛ احياگر اسلام ناب محمدي

نویسنده :محمدجواد امین مقدسی

بهمن را بی شک می‌توان تداعی کننده روزهای گرم انقلاب در زمستان ظلم و ستم طاغوت دانست. روزهایی که تنها هدف، ایجاد جامعه مبتنی بر فرهنگ توحیدی اسلام و مدینه فاضله پیامبر می‌باشد. ایدئولوژی تشکیل چنین جامعه‌ای از مقبولیت وسیع اجتماعی برخوردار بوده و در برگیرنده طرد و نفی نظام و ارزشهای موجود است و آینده مطلوبی را در پیش روی انقلابیون ترسیم می‌نماید. حال با فرا رسیدن عروج آن یگانه فرزانه گیتی ختم المرسلین محمد مصطفی(ص) بیشتر به این اصل می‌پردازیم که انقلاب اسلامی سال 57 به رهبری امام ادامه سیره آن حضرت بوده و هدفی جز ترسیم آن جامعه آرمانی در عصر حاضر را ندارد.

با رحلت رسول اکرم(ص) آن جامعه آرمانی نیز رخت بر بست، امامان معصوم(ع) تمام تلاش خود را مصروف نمودند تا از اسلام ناب محمدی در برابر زنگار بنی امیه و بنی عباس محافظت شود، ولی متاسفانه اصلی‌ترین اقدام پیامبر ناکام گذارده شد و نظام حکومت از مسیری که پیامبر تعیین کرده بود، منحرف گردید. این انحراف اصولی به انحراف‌های فرعی فراوانی منجر گشت و بسیاری از میراث گرانقدر پیامبر را خدشه دار کرد. در طول این مدت طولانی، آنچه به عنوان میراث پیامبر در جهان معرفی شد، اسلام خلافت و آموزه‌های آن بود. پس از آن عصر نیز اسلام آمریکایی، اسلام صفوی، اسلام شاهنشاهی، اسلام تسلیم و خمود و تحمل، اسلام ظلم پذیری، به عنوان اسلام پیامبر(ص) معرفی می‌شد. آموزه‌های نبوی هم غبار و زنگار تحریف گرفت. زهدی که به معنی مصرف کم و بازدهی بسیار است به ترک دنیا و رهبانیت تفسیر گردید. حضور اجتماعی زن با بی بند و باری و فساد هم معنا گردید، هنر ابتذال و در خدمت فساد و ظلم نشان داده شد. بعد از پانزده قرن از صدر اسلام، با ظهور انقلاب اسلامی، رجوعی دوباره به سیره نبوی و احکام و معارف دین صورت گرفت و با بنیانگذاری حکومت جمهوری اسلامی ایران بار دیگر جهان با اسلام ناب، اسلام حکومتی، اسلام مستضعفان، اسلام محرومان، اسلام پابرهنگان، اسلام ستیز با ظلم و ستم، اسلام عدالت و ... آشنا شد و مردم در چهره خاضعانه رهبر فقید انقلاب که به مسند قدرت و حکومت تکیه زده بود، نور پیامبر را دید و بسیاری جذب این نور شدند.

خانم هاجر سینسوات از تازه مسلمانان میندانائو می‌گوید: «وقتی عکس امام خمینی(قدس سره) در سالگرد انقلاب اسلامی ایران در فرانسه زیر درخت در حال نماز بر صفحه تلویزیون نقش بست، خضوع ایشان در نماز چنان مرا مجذوب کرد که تصمیم گرفتم در مورد افکار این مرد به مطالعه بپردازم زیرا می‌خواستم بدانم چه تفکری قادر است به انسان این خضوع و معنویت فوق العاده را ببخشد. به نظر من امام خمینی(ره) سنت پیامبر را دوباره احیا کرد و درست زمانی که انواع مختلف اسلام از قبیل اسلام آمریکایی، اسلام عربی و غیره وجود داشت، امام خمینی اسلام راستین و واقعی را که همان اسلام پیامبر بود به مسلمانان و جهانیان شناساند» در همین راستا شهید مطهری در کتاب آینده انقلاب اسلامی ایران، وجوه اشتراک حرکتهای خودجوش مردمی در ایران و صدر اسلام را این گونه بیان داشته: «انقلاب صدر اسلام یک انقلاب اسلامی و مذهبی بود در همان حال که انقلاب معنوی بود، انقلاب سیاسی بود، در همان حال که انقلاب سیاسی بود انقلاب مادی و اقتصادی هم بود؛ یعنی حریت، آزادگی، عدالت، نبودن تبعیضهای اجتماعی و شکافهای طبقاتی در متن تعلیمات اسلامی است، یعنی آن دو بعد دیگر بیرون از اسلام نیست. راز موفقیت این نهضت این است که آن دو بعد دیگر هم رنگ اسلامی به خود گرفت. در جامعه ما واقعا برای پر کردن شکاف طبقاتی مبارزه می‌شد، ولی در این حد مبارزه می‌شد که یک رنگ معنوی هم گرفته بوده که اسلام می‌گوید نباید شکاف طبقاتی در جامعه باشد، اسلام می‌گوید جامعه باید جامعه توحیدی باشد، اسلام طرفدار جامعه بی طبقه است. جنبه‌های آزادیخواهانه هم رنگ اسلامی به خود گرفته است».
پس از پیروزی انقلاب و به ثمر رسیدن آن هدف اصلی حفظ نظام است و دوری از هر گونه اختلاف عقیده و سهم خواهی همان طور که شهید مطهری روزهای اول انقلاب را با روزهای آخر عمر پیامبر مشابه دانسته و در سخنان خویش به این آیه اشاره دارند که «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلاتخشوهم و اخشون» در آستانه پیروزی، حالاکه بر دشمن بیرونی پیروز شده اید، تمام نیروهای او را متلاشی کرده و شکست داده اید و دژهای او را از او گرفته‌اید، دیگر از او ترسی نداشته باشید، ولی ترس داشته باشید، ترس از خود، ترس از منحرف شدن این نهضت و انقلاب. مسئله‌ای الان برای ما مطرح است که اگر ما با واقع بینی دقیق و کامل با آن مواجه نشویم و در آن تعصبات و یا چیزهای دیگر دخالت دهیم، شکست این انقلاب که تا این مرحله پیش آمده روی قاعده «واخشون» و روی قاعده «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» قابل پیش بینی است. همیشه یک موهبت، نگه داشتنش از به دست آوردنش آسانتر نیست، اگر نگوییم مشکل تر است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS