دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امام سجاد(ع) در برابر جامعه جاهل

No image
امام سجاد(ع) در برابر جامعه جاهل

امام سجاد(ع) در برابر جامعه جاهل

محمدتقی فاضل میبدی

امام علی‌بن‌الحسین(ع) ملقب به سجاد در سال 38 هجری در شهر منور مدینه چشم به جهان گشود. در سال 98 در همان شهر به دست حاکم زمان ولید بن عبدالملک با مسمومیت چشم از جهان فرو بست. این امام همام حدود 57 سال در این جهان زیست. فجایع و ظلم‌هایی را که امویان، چه از تیره سفیانی و چه از تیره مروانی، به نام دین بر مردم روا داشتند از نزدیک نظاره گر بود؛ از فاجعه سوزناک کربلاتا واقعه حرَه و نسل کشی یزید در مدینه و کشتارهای بی رحمانه حجاج عامل مروانیان در مکه، عراق و کوفه که همه به عنوان دفاع از دین خدا و خلیفه پیامبر صورت پذیرفت و کثیری از مردم به چنین حکومت‌هایی تن داده بودند و خاندان راستین پیامبر که در معدن علم و بیت وحی تربیت یافته بودند، یکی پس از دیگری مقتول یا مسموم می‌شدند. پیش از امام سجاد(ع) پدر بزرگوارش امام حسین(ع)، عموی بزرگوارش امام حسن(ع) و جدش امام علی(ع) به دست متولیان خلافت از سر راه قدرت برداشته می‌شدند. در اینجا ستم حاکمان برای بقای قدرت از یک سو، بی تفاوتی بیشتر مردم یا تن دادن آنان به جور و جنایت یا سکوت آنان از سوی دیگر، بر شدت شرارت شقاوت می‌افزود. در این 82 سالی که حکومت به دست سفیانیان و مروانیان دست به دست می‌شد. از زمان معاویه که راه انتقاد از سلطان سد شد و کسی جرات چون و چرا کردن در برابر برنامه‌های وی را نداشت و مردم سعی می‌کردند سخنی بگویند که به کام حاکم شامات خوش نشیند، تا روزگار عبدالملک و ولید بن عبدالمالک، این روش همچنان ادامه داشت، بلکه سرکوب غلاظ و شداد بیشتری گرفت. به روایت مرحوم شهیدی: «عبدالمالک نخستین کسی است که واعظان را از اندرز گفتن منع کرد. رسم چنان بود که واعظ خطبه خود را با جمله «اتق الله» آغاز می‌کرد. جناب خلیفه بر فراز منبر نشست و سخن را به جای تقوا با تهدید آغاز کرد و به واعظان و نصیحت گران گفت... از این پس کسی ما را به پرهیزگاری امر ن می‌کند جز آنکه گردن او را خواهم زد.» (شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ص226) ولید بن عبدالمالک که در پی پدر بر فراز تخت سلطنت می‌رود همان راه سرکوب پدر و شیوه شاهان پیشین را ادامه می‌دهد. بنا به نقل مورخان، این خلیفه مسلمین با توجه به ثروت‌های سرشار زمان پدر، به ساختمان سازی دست می‌برد و معماری‌های زیبایی را در جهان اسلام به جای می‌گذارد.

بناهای او یکی مسجد جامع امویان در دمشق است و دیگر کاخ‌ها یا تاسیساتی که به استحکام و مجلل ساختن کار حکومت باز می‌گردد. ولی نهاد حکومت همچنان بر ظواهر دینی است و در زمان این خلیفه مروانی شخصی به نام حجاج بن یوسف ثقفی مامور سرکوب می‌شود. در کنار کشتارهای بی رحمانه این عامل سرکوبگر، یکی از سیاست‌های زشتی که به دست این دژخیم دنبال می‌شود، تحقیر ایرانیان به عنوان موالی است و هر کس هویت غیرعرب دارد برای شناسایی بر دست او داغ می‌نهند. معروف است که هنگام مرگ حجاج، 50 هزار مرد و 30 هزار زن در زندان او بودند. در ریختن خون و گرفتن مال به قدری افراط کرد که خلیفه از شام نامه‌ای به او نگاشت و او را ملامت کرد. (مروج الذهب، ج 2، ص 136) امام سجاد(ع) در دوران چنین حاکمانی، بعد از فاجعه کربلا عمر خود را سپری کرد. در این زمان که باید عصر فجایع امویان نامید، بنیان‌های اخلاقی از هم گسسته و حقوق حقه آدمیان از میان رفته و مردم غالباًٌ، ناآگاه به حقیقت دینند. آگاهان و عالمان به امر خلیفه یا به تیغ حجاج سپرده می‌شوند یا در مخوف‌ترین زندان‌ها در انتظار مرگند. علی بن الحسین(ع) در تلاش است بنیان‌های اخلاقی و حقوقی را به این جامعه به ظاهر دینی و نا آگاه بازگرداند. تمام ستم‌هایی که به دست نااهلان بر بشر می‌رود، عامل اساسی آن، نا آگاهی و بی خردی مردمان است که از لحاظ فهم دینی در سطح چند شعار مانده‌اند. ریشه این جهالت به روزگار پیش بر می‌گردد. امام علی(ع) در میان سکوت این مردم با شمشیر یک مسلمان خارجی مسلک از پای درآمد. امام حسن(ع) در بین این مسلمانان ناآگاه با دسیسه خلیفه وقت مسموم شد. غالب این مردمان در داستان کربلادر دام فریب و مبلغان معاویه و یزید در افتادند و در خلق خیانتی بزرگ شرکت کردند. قربه الی الله فرزندان پیامبر خدا را به امر خلیفه مسلمین سر بریده یا به اسارت کشیدند. هر حرکتی و خیزشی با بدترین وجه سرکوب می‌شود. امام چهارم با حرکت توابین و داستان مختار همراهی نمی‌کند و به آنان که آمده‌اند با امام بیعت کنند دست رد می‌دهد. تاریخ امامان شیعه از این پس یک تاریخ فرهنگی و آگاه کردن مردم به حقایق دین و حقوق شان است. از بعضی زوایای تاریخ بر می‌آید که امامان شیعی برخی شورش‌های علویان را تایید می‌کردند. ولی تلاش و اهتمام آنان احیای فرهنگ وارونه شده اسلام است که به دست خلفای مسلمین رو به انحراف و انحطاط و بدعت رفته است. خیلی از مفاهیم دینی معانی روزگار جاهلیت به خود گرفته است. در این راستا سیمای صحیفه سجادیه و نگارش رساله حقوق امام سجاد(ع) بزرگ ترین مبارزه با جهل و جور و بدعت و دین ابزاری است. امام سجاد(ع) در برابر دین فروشان و شادخواران از راه دین می‌فرماید: بئس القوم قوم ختلوا الدنیا بالدین و بئس القوم قوم عملوا باعمال یطلبون بهاء الدنیا؛ چه بد مردمی‌ هستند مردمی‌ که دنیا را به وسیله دین شکار کرده‌اند. چه بد مردمی‌ هستند مردمی ‌که کارهایی انجام داده و به آنها دنیا را جسته‌اند. (تاریخ یعقوبی، ج2) امام نه تنها در برابر جامعه‌ای جهل زده قرار گرفته، بلکه در برابر افرادی هستند که راه توجیهات گشوده‌اند. دسته‌ای پیدا شدند و گفته‌اند مرتکب گناه کبیره در عذاب الهی جاودان نیست، هر چند بر مردمان ستم روا دارد. اینان کسانی هستند که در فرقه‌های کلا‌می‌ به نام «مرجئه» معروفند؛ متکلمانی در خدمت حکومت. امویان از این نوع تفکر کلامی‌ بهره‌ها گرفتند. همان طور که از ساختن احادیث دروغ به نفع حاکمان و علیه مخالفان، از همه مهم‌تر امام علی(ع)، سودها جستند. شاعرانی در ستایش مروانیان اشعار فراوانی سرودند و تملق‌ها گفته‌اند، فضائلی که در اینان نبود افزودند و رذائلی که داشتند، کاستند. پول‌های فراوانی در این راه هزینه شد. (تاریخ ادبیات عرب، ج 2، ص 344) امام حسین(ع) در بیانی حال این مردم را چنین توصیف کرده بود: الناس عبید الدنیا والدین لعق علی السنتهم... مردم بنده دنیایند، دین را تا آنجا می‌خواهند که زندگانی خود را به آن سامان دهند و چون آزمایش به میان آید دینداران اندک خواهند بود. در جامعه‌ای که مردم به حقوق خود آگاهی ندارند، ممکن است به هرگونه ست می‌تن دهند. امام سجاد(ع) در رساله حقوق خود به 51 حق اشاره می‌کند. انسان با ادای این حقوق انسان کامل می‌شود. در این چند سالی که از مرگ پیامبر گذشته کسی به این جامعیت از حقوق آدمیان سخن به میان نیاورده. در لابه لای سخنان و نامه‌های امام علی(ع) سخن از حق و تکلیف زیاد است. ولی امام چهارم به خاطر فراغتی که دارد و ضرورتی که می‌بیند، تمام زوایای این مساله را می‌گشاید. از حق اعضای بدن، حقوق حیوانات، حق میان زوجین، حق معلم و متعلم و از همه مهم تر حق مردم بر حاکم و بالعکس و سایرحقوق همه را بیان می‌کند. مهم ترین اثر صحیفه سجادیه است. این کتاب که شامل دعاهای گوناگون است، در مضامین آن تعالی می‌نهفته است، که مهم ترین آن مبارزه با کج فه می‌از دین را نشان می‌دهد. دریغ اینکه شیعیان این روزگار نیز امام زین العابدین(ع) را فقط در چند روز حضورش در کربلا می‌شناسند و در نهایت تا شام در مجلس یزید و ایراد خطبه ای آتشین. اما گفته‌ها و کلماتی که از مکتب این امام همام به اسلام مقلوب آن روز جانی تازه می‌دهد، همچنان در لای کتاب و در تاریکخانه کتابخانه به عنوان میراث فرهنگی نهفته است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
Powered by TayaCMS