دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امتیاز تلگراف

No image
امتیاز تلگراف

كلمات كليدي : امتياز تلگراف، امتيازات عصر قاجار، روابط ايران و انگليس، علوم سياسي

نویسنده : عباس عمادي

از اوایل قرن نوزدهم میلادی دو همسایه‌ی شمالی و جنوبی ایران در صدد غارت و چپاول منابع طبیعی ایران برآمدند و تدریجا با دخالت در امور داخلی کشور، سلطه‌گری خود را نسبت به این کشور آغاز نمودند. دولت‌های روس و انگلیس با انعقاد قراردادهای مختلف با دولت ضعیف قاجار همواره نفوذ و سلطه‌ی خود را در ایران گسترش می‌دادند و دولت قاجار نیز از سر ضعف امتیازاتی را به آن‌ها می‌داد. با این‌که دولت روسیه تزاری در کسب امتیازات اقتصادی و سیاسی به اندازه‌ی انگلیس کامیاب نشد اما در برابر هر امتیازی که به دولت انگلستان داده می‌شد دولت روسیه نیز برای اخذ امتیازی نظیر آن دست به فعالیت می‌زد.

انگلستان نیز پس از موفقیت بزرگی که در عقد معاهده‌ی پاریس به دست آورده بود درصدد حفظ منافع حاصله از آن موفقیت و تحکیم نفوذ و بسط سیاست‌های استعماری خود در ایران برآمد. این نفوذ سیاسی مقدمه‌ی به‌دست آوردن امتیازات اقتصادی بزرگی گردید که یکی از این امتیازات، امتیاز دایر کردن خطوط تلگرافی در جنوب ایران بود. امتیاز مربوط به تأسیس خطوط تلگراف، مشتمل بر چند قرارداد بین ایران و انگلستان است که به‌تدریج خطوط تلگرافی داخلی و خارجی ایران توسط شرکت‌های انگلیسی تکمیل گردید.

تأسیس خطوط تلگراف در ایران توسط انگلستان به منظور ارتباط مستقیم آن کشور با هندوستان انجام می‌گرفت. به همین منظور اولین قرارداد مربوط به عبور خطوط تلگراف هند و انگلیس در 17 دسامبر 1862م / 1279ق در نتیجه‌ی تلاش‌های استویک، وزیر مختار انگلیس به امضای ناصرالدین شاه رسید و انگلیس اجازه گرفت که خط تلگرافی اروپا به هندوستان را از ایران بگذراند.[1] مسیر این خط تلگرافی در ایران از خانقین به تهران و بوشهر و از آن‌جا از راه دریا به بندر گواتر و پس از آن از روی زمین به سمت کراچی بود.[2] در سال 1864م نخستین سیم‌های زیردریایی تلگراف را که می‌بایست سواحل ایران و کناره‌های هندوستان را به هم مرتبط سازد نصب شد و در بنادر نیز دفترهایی تأسیس گردید. در حدود سال 1289ق / 1872م قرارداد دیگری بین ایران و انگلیس منعقد شد و خطوط تلگرافی نواحی جنوب شرقی ایران برای تأمین ارتباط مخابراتی لندن با هند و پایگاه‌های بریتانیا در خلیج فارس تأسیس گردید و مهندس این خطوط کینگ‌وود انگلیسی بود.[3] سرانجام در دوران سلطنت مظفرالدین شاه، در تاریخ ربیع الثانی 1319ق / 1901م امتیاز احداث یک شبکه ارتباط تلگرافی با سه سیم بین تهران و سرحد بلوچستان به انگلیسی‌ها داده شد. این شبکه تهران را از طریق کاشان و یزد و کرمان به مرز هند مربوط می‌ساخت. با این امتیاز، انگلستان که قبلا در دوره‌ی ناصرالدین شاه امتیاز خطوط تلگرافی عمده‌ی جنوب ایران و انحصار کابل زیردریایی بوشهر ـ جاسک را برای ارتباط پایگاه‌های عمده‌ی خود در خلیج فارس و دریای عمان کسب کرده بود با گرفتن امتیاز جدید شبکه‌ی ارتباطی نواحی مورد نظر خود را در جنوب شرقی ایران با بلوچستان انگلیس (پاکستان فعلی) و هندوستان تکمیل نمود و مدتی بعد نیز سیم دیگری به سیم‌های موجود بین تهران و کاشان به خرج دولت ایران افزود.[4]

زمینه‌ها و شرایط انعقاد قرارداد

در زمان قیام توده‌های مردم هند علیه انگلیسی‌ها در سال‌های 1859 ـ 1857م و مخالفت آنان با سیاست‌های استعماری آنان، انگلستان به این فکر افتاد که باید یک ارتباط دائمی میان هندوستان و انگلستان برقرار کنند. زیرا شورش بزرگ هند که اخبار آن پس از مدت‌ها به انگلیس می‌رسید لزوم داشتن وسیله‌ی ارتباطی همچون تلگراف را ایجاب می‌نمود. به‌همین جهت درصدد برآمدند که خط تلگرافی میان انگلستان و هندوستان از طریق ایران ایجاد کنند تا هم تسلط استعماری خود را بر هندوستان استمرار بخشند و هم هرچه بیشتر ایران را به خود وابسته نمایند. [5]از طرفی دیگر انگلیسی‌ها از تمایل ناصرالدین شاه به ایجاد وسایل جدید تمدن اروپایی آگاه بودند و از این فرصت استفاده نموده و به عقد چنین قراردادی مبادرت نمودند. هنگامی که انگلستان طبق قرارداد مخصوص با عثمانی، خط تلگرافی دریای احمر به بغداد را متصل نمود ناصرالدین شاه نیز در صدد ایجاد تلگراف برآمد و چنین امتیازی را به انگلیسی‌ها واگذار نمود.[6]

مفاد امتیازنامه

یکی از شرایط مندرج در این امتیازنامه این بود که دولت انگلیس آن‌چه تیر تلگراف و سیم و... لازم داشته باشد به قیمت عادلانه خریداری کند و بهای آن‌را به اضافه‌ی کرایه‌ی حمل، بدون سود، از ایران دریافت کند. شرط دیگر این بود که خط تلگرافی جدید متعلق به دولت ایران باشد ولی استفاده آن برای مخابره‌ی تلگراف‌های خارجی در انحصار اداره‌ی تلگراف هند و اروپا قرار داشته باشد و درآمد حاصله متعلق به آن شرکت باشد.

بر طبق این قرارداد دولت انگلیس در برابر نظارت بر خطوط مزبور و تحصیل درآمد آن، هر سال مبلغی در حدود چهار درصد هزینه‌ی ساخت و مصالح خطوط مزبور به دولت ایران خواهد پرداخت که این مبلغ نباید کمتر از 25 هزار فرانک باشد.[7]

سایر مواد این قرارداد عبارتند از:

ـ دولت انگلیس هر ساله سه چهارم مبلغی که بابت چهار درصد هزینه‌ی ساخت و مصالح خطوط باید به دولت ایران بپردازد بابت استهلاک وجوهی که به طور مساعده به دولت ایران پرداخته از مبلغ مزبور کسر و یک چهارم آن‌را در دو قسط شش ماهه به دولت خواهد پرداخت.

ـ مبلغی که دولت انگلیس بابت یک چهارم از چهار درصد هزینه‌ی ساخت و مصالح هر سال به ایران می‌پردازد نباید کمتر از 25 هزار فرانک باشد.

ـ از سه سیم احداث‌شده یکی برای مخابرات داخلی و زیر نظر اداره‌ی تلگراف ایران و دو سیم دیگر مخصوص مخابرات بین‌المللی خواهد بود.

ـ دو سوم درآمد مخابرات متعلق به دولت ایران خواهد بود.[8]

مدت امتیاز فوق‌الذکر تا پنجم جمادی‌الثانی 1343ق / اول ژانویه 1925م بود و در تاریخ انقضای مدت امتیاز، هرگاه دولت ایران قروض خود را بابت احداث شبکه‌ی تلگرافی مزبور به انگلستان نپرداخته بود امتیازنامه به قوت خود باقی خواهد ماند.

نقش تلگراف در استمرار سلطه‌ی انگلیس بر ایران

برقرار کردن یک شبکه‌ی تلگرافی که تا حدودی زیر نظارت انگلیس‌ها باشد از همان اهمیتی برخوردار بود که احداث راه‌ها و جاده‌ها در شمال ایران برای روس‌ها داشت و اجرای این نقشه مؤثرترین شکل دخالت در امور داخلی ایران به‌شمار می‌آمد. [9] تأسیس خطوط تلگراف در ایران توسط انگلستان هر چند برخی از منافع کوتاه‌مدت برای ایران به همراه آورد اما زمینه‌ساز نفوذ هرچه بیشتر انگلیس در ایران و وابستگی دولت ایران به آنان بود. تلگراف‌خانه‌هایی که در بنادر تأسیس شده بود دارای کارمندان و وسایل دفاعی مخصوص به خود بود و به دست انگلیسی‌ها اداره می‌شد. انگلیسی‌ها برای محافظت از تلگراف‌خانه‌ها اقدام به تأسیس کنسولگری‌های متعددی در شهرهای ایران نمودند و به انگلستان اجازه داده شد که برای حفظ خطوط تلگرافی خود در ایران از افسران انگلیسی استفاده کند. تلگراف‌خانه‌های انگلیسی نیز مانند سفارت‌خانه‌ها و کنسولگری‌های آن کشور دارای مصونیت گردیده و کارمندان آن جنبه‌ی مأموران سیاسی دولت انگلیس را پیدا کردند و به‌تدریج تلگراف‌خانه‌ها به صورت محل‌های تحصن مخالفین درآمد و اغلب اوقات افراد مختلف ناراضی و معلوم‌الحال فرار کرده و در آن‌جا پناهنده می‌شدند، زیرا پناهندگان می‌توانستند از آن‌جا با پایتخت ارتباط مستقیم برقرار نمایند.[10]

بدین‌ترتیب، تلگراف‌خانه‌ها و شعب آن به بخش‌های گسترده‌ای از شبکه‌ی جاسوسی انگلستان در ایران تبدیل گردید و به‌عنوان بهترین ابزار برای استوار ساختن سیاست نفوذ بریتانیا در این کشور مورد استفاده قرار گرفت. تلگرافچی‌های انگلیسی با مردم محلی تماس می‌گرفتند و گاه نقش حاکم یا میانجی را در منازعات محلی ایفا می‌کردند و به تبلیغات می‌پرداختند.[11]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS