دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اپوکریفا Apocrypha

No image
اپوکریفا Apocrypha

كلمات كليدي : اپوکریفا، قانون ثانی، سبعینیه، شورای ترانت، اپوکریفای عهد جدید

نویسنده : هادی جهانگشای

اپوکریفا در لغت به معنای مشکوک، پنهان، کاذب و پوشیده است. اصطلاحا به کتاب‌هایی گفته می‌شود که تحت نام قانون ثانی یا همان اپوکریفا گردآوری شده و تاریخ تألیف و گونه‌های مختلفی دارند و تعلق آنها به قانون کتاب‌های مقدس، طی قرون و اعصار، محل بحث بوده است.[1]

در قرن چهارم ق.م (حدود 330 ق.‌م) اسکندر مقدونی به سرزمین فلسطین حمله کرد و آن را به اشغال خود درآورد. پس از اشغال سرزمین فلسطین، یهودیان در سراسر امپراطوری پراکنده شدند، و به تدریج زبان مادری خود(عبری) را فراموش کرده و به زبان یونانی روی آوردند. در قرن سوم قبل از میلاد و در زمان حکومت بطلمیوس فیلادلفوس[2]بر مصر، به امر او یهودیان اسکندریه کتاب عهد قدیم را به زبان یونانی ترجمه کردند. این ترجمه به سبعینیه معروف است. چون گفته می‌شود این کتاب را قریب هفتاد نفر ترجمه کردند.[3] دو نسخه موجود تفاوت‌های فاحشی باهم دارند. نسخه‌ی اصلی عهد قدیم که غیر از بخش کوچکی از آن، بقیه به زبان عبری نگاشته شده است و نسخه‌ای که به زبان یونانی بوده و در واقع ترجمه نسخۀ اصلی عهد قدیم است.

حدود سال 100م، پس از تخریب دوم اورشلیم و معبد آن، بزرگان یهود برای تصمیم‌گیری پیرامون چند مساله دینی در «یابنه»(یاونه کنونی) در فلسطین اجتماع کردند. پس از بررسی تک تک اسفار عهد عتیق، رسماً بر 39 سفر توافق کردند و از برخی از اسفار موجود در ترجمه سبعینیه روی گرداندند. اسفار مذکور «اپوکریفا»(پنهان) یا «قانون ثانی» نامیده شدند. قانون ثانی، یعنی اعتبار رسمی این اسفار در مرحله دوم قرار دارد.[4]

مسیحیان نخستین در امپراطوری روم، نسخه سبعینیه را به طور کامل استفاده می‌کردند. این نسخه جای خود را در کلیسا باز کرد و تا امروز کلیساهای کاتولیک و ارتدوکس به ترجمه سبعینه وفادار مانده‌اند. در قرن شانزدهم که مردم را به بازگشت به ایمان کلیسای صدر مسیحیت دعوت می‌کردند، پروتستان‌ها اپوکریفا را کنار گذاشته و نسخه یهودی عهد عتیق را که مشتمل بر 39 کتاب بود پذیرفتند.[5] البته در سال 1545 امپراطوری شارل پنجم پاپ پل سوم را به منظور سلطه بر شاهزادگان آلمانی(که پروتستان مذهب بودند)، وادار به تشکیل شورایی در شهر ترانت جهت اصلاحاتی در کلیسای کاتولیک کرد. شورای ترانت هجده سال طول کشید. این شورا در اعتبار کتب اپوکریفا بی‌تأثیر نبود؛ زیرا بر خلاف خواسته امپراطور، در رأی نهایی خود بر آموزه‌های کاتولیک پا فشرد.[6] نتیجه این شورا تأکید بر پنج اصل بود که در بند دوم اپوکریفا را معتبر دانسته است: «کتاب مقدس عبارت است از نسخه اصلی لاتینی».[7]

برخی از علل مردود بودن نوشته‌های اپوکریفایی از نظر پروتستان‌ها چنین است: در این نوشته‌ها، اشتباهات تاریخی و جغرافیایی فراوانی وجود دارد؛ نوشته‌ها در بین یهودیان عبری قبل از پیدایش مسیحیت، اعتباری نداشته است؛ در این نوشته‌ها اصولی تعلیم داده می‌شود که مورد قبول پروتستان‌ها نمی‌باشد؛ مثل دعا برای مردگان، شفاعت مقدسان، اعتقاد به برزخ و...[8] و نیز اینکه مسیح و رسولان وی هیچ گاه از این کتب اقتباس نکرده‌اند. حال آنکه در صدها مورد، در عهد جدید به عهد عتیق اشاره شده است.

در مقابل، فرقه کاتولیک ادله و شواهدی اقامه می‌کند که بر اساس آن، کتاب‌های مذکور در مجامع اولیه مسیحی مورد اعتماد بوده و در عهد جدید اشاراتی به مضامین این کتب صورت گرفته است.[9]

پس از پروتستانیزم، کتاب‌های مذکور، به انتهای عهد عتیق منتقل شد؛ تا کتب اپوکریفایی برای مخاطبان مشخص باشد. در سال 1862 بنا بر تصمیمی، این کتب از مجموعه کتاب مقدس پروتستان‌ها حذف شد.

 

اپوکریفای عهد جدید

همچنان که در عهد عتیق  کتاب‌هایی وجود دارد که مورد وثوق یهودیان یا مسیحیان نیست در عهد جدید هم کتاب‌های غیر رسمی زیادی وجود دارد که از نظر کلیسا مطرود شده‌اند. این کتاب‌ها عمدتاً از مجموع متون اولیه و اناجیلی هستند که بعدها غیر رسمی اعلام شدند. این توافق در باب کتاب‌های مقدس از طریق نوعی اجماع حاصل شد. این اجماع با تهیه فهرست نخستین کتاب‌های مقدس بین سالهای 150 – 200 شد خیلی زود به دست آمد. پس از چند قرن، کلیسا به طور رسمی روشن ساخت که چه کتاب‌هایی را باید مقدس شمرد. برخی از این کتاب‌ها که به اپوکریفای عهد جدید یا کتاب‌های جعلی عهد جدید شهرت یافته است و کلیسا آنها را در شمار کتاب‌های رسمی قرار نمی‌دهد، عبارتند از: «انجیل عبرانیان»، «انجیل مصریان»، «انجیل پطرس»، «انجیل مرقیون» و «انجیل توماس» و «انجیل فلیپس» و «انجیل کودکی» «انجیل برنابا». برخی از نامه‌های اپوکریفایی عهد جدید هم عبارتند از: «اعمال پطرس»، «اعمال پولس»، «اعمال یوحنا»، «اعمال توماس»، «مکاشفه سوم یوحنای رسول» و «رساله برنابا».[10]

مقاله

نویسنده هادی جهانگشای
جایگاه در درختواره ادیان ابراهیمی - مسیحیت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS