دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اگر اینارو بدونیم شاید دیگه غیبت نکنیم

No image
اگر اینارو بدونیم شاید دیگه غیبت نکنیم

زمانی که کلمه «غیبت» رو می شنویم، اولین چیزی که به ذهنمون می رسه «صحبت کردن» پشت سر دیگران هست. (منظور از صحبت کردن یعنی استفاده از ابزار زبان)

اما ...

من فکر می کنم ما رو یه نکته دقت نکردیم و اون تلاش شیطان برای فریب انسانه، خب افرادی هستند که با علم به اینکه در حال غیبت کردن هستند، به کارشون ادامه میدن و هر کدومشون این مسأله را توی دلشون توجیه می‌کنن و اگر یه درجه از بقیه بهتر باشن و نخوان توجیه کنن (در واقع خودشون را گول نزنن) عذاب وجدان می‌گیرند...نکته دیگر این است که خیلی ها اصلاً اهل غیبت نیستند ولی وقتی توی مجلسی حضور پیدا می‌کنن برای شاد کردن مجلس به شوخی و مزاح‌های بیش از اندازه می پردازن، زبان که مشغول میشه شیطان هم راحت تر میتونه پیش بیاد... و در ادامه حرف‌ها و شوخی‌ها به غیبت و مسخره می کشه و در نهایت بنده خدا متوجه میشه که شاد کردن دل دیگران به چه چیزهایی ختم شد...

ابزار غیبت کردن

زمانی که کلمه «غیبت» رو می شنویم، اولین چیزی که به ذهنمون می رسه «صحبت کردن» پشت سر دیگران هست.(منظور از صحبت کردن یعنی استفاده از ابزار زبان) اما ... یادمون باشه غیبت کردن فقط با زبان صورت نمی‌گیره، حتی انسان با «چشم» هم می تونه مرتکب چنین گناهی بشه.مثلاً فرض کنید در مجلسی چندین نفر نشسته‌اند که شخصی وارد می شود، اگر یکی از این افراد حاضر در مجلس در بدو ورود اون شخص، با چشم به اون فرد اشاره کند و سپس حرکاتی را با چشم انجام دهد، این هم نمونه بارزی از غیبت کردن هست حتی اگر اصلاً سخنی هم به میان نیاید! یکی دیگه از ابزارهای این کار هم به کار بردن «لحن های خاصی» در حین صحبت کردن است. مثلاً اگر فردی برای تحقیق ازدواج به نفر سومی مراجعه کرد و او اگرچه فقط در حال گزارش حقایق و مسائل اساسی و ضروری بحث است و حتی خیلی مراقب است که کلام غیرضروری هم نگوید تا بحث تبدیل به غیبت یا بدگویی مستقیم بشود ولی ممکن است او این حقایق را با یک لحن و حالت بیان خاصی بگوید که شاید از بدگویی مستقیم هم بدتر باشد. این هم نمونه دیگری از ابزارهای غیبت کردن است. به نظر می رسه چند نکته هست که اگر فرد غیبت کننده واقعاً به اون ها توجه کند، او را از غیبت بیشتر باز می دارد: ۱ – یکی از این راه‌ها برای از بین بردن این رذیله اخلاقی، توجه به پیامد‌های سوء معنوی و مادی، فردی و اجتماعی آن است. اگر انسان به این نکته توجه کنه که غیبت، اون فرد رو از چشم مردم می‌اندازد و به عنوان فردی خائن، حق‌نشناس، ضعیف‌ و نا‌توان در جامعه معرفی می‌کند و پیوند اعتماد و اطمینان رو در جامعه متزلزل می‌سازد حتی موجب از دست دادن دوستان انسان هم خواهد شد، کم کم سعی می کنه این عادت ناپسند رو ترک کنه. ۲ - غیبت‌کننده باید به این حقیقت توجه کنه که غیبت کردن یکی از نشانه‌های بارز ضعف و ناتوانی و فقدان شخصیت و عقده خود کم‌بینی است و او با غیبت کردن این صفات درونی خود رو آشکار می‌سازد و پیش از آنکه شخصیت اجتماعی طرف مقابل را بشکند، شخصیت خودش رو در هم می‌کوبه. امام علی (ع) در این باره می‌فرمایند «غیبت، کار (کوشش) ناتوان است.» (نهج البلاغه بقلم فیض الاسلام: حکمت ۴۵۳) در شرح این حکمت آمده است: «تنها وسیله ای که شخص ناتوان می تواند با آن از دشمن انتقام گیرد یا بر کسی حسد و رشک برد، غیبت است.» که همه این ها ناشی از ضعف و ناتوانی فرد است و او با این عمل زشت، این ناتوانی خود رو به جامعه نشان می‌دهد! ۳ - غیبت‌کننده از دو جهت مدیون است: اول: نسبت به خدای متعال که با امر او مخالفت کرده. دوم: نسبت به کسی که آبرویش به وسیله غیبت در خطر افتاده. اگر فرد غیبت کننده به این نکته توجه کنه که غیبت، حق‌الناس هست، چون آبروی خلق خدا رو می‌برد و ارزش آبروی هر کس مثل ارزش جان و مال اوست از طرف دیگه تا صاحب حق راضی نشود خدا او را نمی‌بخشد، و چه بسا او غیبت می‌کند و دسترسی برای جلب رضایت طرف مقابل پیدا نمی‌کنه و این بار گناه برای همیشه بر دوش او می‌ماند. اگر غیبت‌کننده در این امور دقت کنه حتما از کار خودش پشیمان و منصرف خواهد شد. اى كسانى كه ایمان آورده‌اید! از گام هاى شیطان پیروى نكنید! هر كس پیرو شیطان شود (گمراهش مى‌سازد، زیرا) او به فحشا و منكر فرمان مى‌دهد! و اگر فضل و رحمت الهى (هدایت معصومین) بر شما نبود، هرگز احدى از شما پاك نمى‌شد ولى خداوند هر كه را بخواهد تزكیه مى‌كند، و خدا شنوا و داناست!

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
Powered by TayaCMS